این یکی را بکش قلم !

الیوم "روز قلم" است. این یک قلم جدالا شوخی بردار نیست. باید آن را بشدت هر چه تمامتر به تمام یاهل قلم - من جمله شخص خودمان - علی قدر مراتبهم تبرک و شادباش گفت و سخن ها گفت. "قلم " و "سخن" از دیرباز به هم نان قرض داده اند.
کد خبر: ۱۰۱۲۹۱

بیت قلمی
1- جنبش اول که قلم برگرفت
حرف نخستین ز سخن درگرفت

توضیح ادبی : بین بسیاری از علمای اهل ادب (از جمله خود حقیر) اشکال و اختلاف است که در اصل بیت بالا ، کجا "برگرفت" صحیح است و کجا "درگرفت" یا که "سرگرفت"؛... و این اختلاف تا عصر حاضر و تا همین الساعه ادامه پیدا کرده است. قلم را قدرت و قوت عجیبی است. منظورمان قلم گاو و گوسفند نیست که در قصابی ها می فروشند وهزار و یک خاصیت نهفته و نگفته دارد خیر ، منظور ما همان (یا همین) قلمی است که الان در دست داریم و داریم راجع به "روز قلم" چیز می نویسیم و قلم می زنیم. بگذارید در ارتباط با قدرت قلم از زبان خودش بشنویم. کز هر زبان می شنویم ، نامکرر است.
بیت قلمی
2- قلم گفتا که : من شاه جهانم
قلمزن را به دولت می رسانم

ملاحظه فرمودید چی فرمودند ایشان؛ قلم را عرض می کنیم. تا این اندازه خرشان می رود که می توانند فرد قلمدار و قلمزن را به دولت برسانند و دولتمندش کنند. حالا ما که هیچکاره ایم باور نمی کنید زنگ بزنید از آقایان "محمدرضا سرشار" از لطف و محبت مان (رضا رهگذر سابق !) و یا از دیگر برادر عزیزمان جناب "رضا امیرخانی" پرس وجو بفرمایید که به ترتیب تولیت "انجمن قلم ایران" را بر ذمه خویش داشته اند و شاعر درباره این مدیریت محترم جدید الورود به اشاره و کنایه فرموده است :
بیت تقدیمی : امروز "امیر" در میخانه تویی تو
فریادرس این دل دیوانه تویی تو

که "امیر" اشاره دارد به جناب "امیرخانی" عزیز و "میخانه" نیز تعبیری استعاری و عارفانه از "انجمن قلم" است.
مصرع اول در باب انتصاب ایشان به ریاست انجمن مذکور گفته شده و مصرع دوم نیز صراحتا از ایشان و انجمن ایشان ، عاجزانه و صمیمانه و به زبان خوش می خواهد که به فریاد اهل قلم برسند. دل دیوانه ، کنایه از کمال عقل و درایت می باشد که نویسندگان قلم به دست مزبور دارند.به قول آقای ابراهیم حسن بیگی (از نویسندگان معاصر) ، درد اهل قلم ، تنها درد معیشتی نیست و آنها بیش از حمایت مالی ، نیازمند حمایت معنوی بدون ماستمالی اند.هنوز که هنوز است ، نویسندگی شغل شناخته نمی شود و آدم اهل قلم نمی تواند با قلم زدن ارتزاق کند و تشکیل زن و بچه بدهد که لازمه زندگی و سرزندگی هستند و جای بسی خوشوقتی زائدالوصف است که در راستای اجابت همان درخواست "فریادرسی" مندرج در شعر بالا ، پارسال نامه ای از سوی انجمن قلم ایران به ریاست محترم مجلس نوشته شد ، مبنی بر این که نویسندگی و شاعری به عنوان شغل در قانون شناخته شود.
آخرین خبر دریافتی : بنا به گفته یک منبع موثق که نخواست نامش فاش تر شود ، کمیسیون فرهنگی مجلس ، کماکان مشغول رسیدگی به این درخواست می باشد که در اسرع وقت به اطلاع اهل قلم خواهد رسید. علی ای حال ، اهل قلم ، همچنان که از ظاهر قلمی اکثر آنها پیداست ، باید با عشق قلم بزنیم و آدم عاشق زیاد در قید و بند چیزهای دیگرش نیست. شرط اول قدم آن است که "مجنون" باشیم. خودمان را عرض می کنیم. قصد اسائه ادب نداریم. اهل ادب را چه به اسائه ادب؛!
یک خاطره قلمی : چندی پیش با اخوی قلمی خود که از ناحیه کمر دچار ناراحتی منجر به عصازدن به جای قلم زدن شده بود ، به احتمال این که مبادا از "دیسک" بوده باشد ، ریسک کردیم و نزد یک طبیب حاذق رفتیم . طبیب معالج که خود نیز از اهل فضل و ادب بود ، در تحلیل و توضیح علت و اسباب این درد کمر می گفت که اینها همه اش ناشی از ناشیگری در طرز نشستن است . اخوی ، دستی به کمر و دستی به کمرکش عصا فرمود: "ای آقا دیگر اینها که می فرمایید ، تماما از لوازم نوشتن است و از عوارض نویسندگی".
دکتر تبسمی ملیح کرد و گفت : "خب نمی توانید شغل آبرومندتری انتخاب کنید؛!"این دفعه بنده در دل خود عرض کردم که :"ای دکترجان ! به قول معروف ، این یکی را بکش قلم!..". دکتر پرسید که شما بعد از تعطیلی "گل آقا" به چه کاری مشغولید؛ به شوخی و با خنده گفتم : "با اخوی به همان کارهای غیرآبرومند مشغولیم!"

رضا رفیع
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها