نسل گمشده

نسل پدرهای ما و پدربزرگ‌هایمان فاصله زیادی نداشت. تجربیاتشان به هم شبیه بود و بسیاری از مسائل زندگی برای هر دوی آنها تکرار می‌شد، ‌اما نسل ما با پدرها و مادرهایمان فاصله بسیاری دارد. ما در دوره انفجار اطلاعات و رشد بی‌نهایت سریع تکنولوژی قرار گرفته‌ایم و همین باعث شده هم سکوت و آرامش دهه‌های قبل را به خاطر داشته باشیم و هم عجله و سرعت بی‌انتهای کنونی که هرچه می‌دویم، به آن نمی‌رسیم. براستی تکلیف نسلی که ابتدای زندگی را در آن دوران گذرانده و اکنون باید در دورانی کاملا متفاوت ادامه حیات دهد، چیست؟ چه مشکلاتی برای افراد این نسل پیش می‌آید و برای راحت‌تر زندگی کردن باید چه رویه‌ای در پیش بگیرد؟ با خانم آزاده عزیزی، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی راجع به این مساله مشورت کرده‌ایم. آنچه مطالعه می‌کنید، نظرات کارشناسی ایشان است:
کد خبر: ۱۰۰۹۰۶۷

به دنبال پیشرفت و به روز شدن امکانات و توسعه تجهیزات شهرنشینی به طور طبیعی آداب و رسوم و اعتقادات و باورهای عامه مردم در همه کشورهای جهان دستخوش تغییر می‌شود. برخی آیین‌ها کمرنگ و در گذر زمان دچار تحول می‌شود. رسوم خاص یا روش برگزاری آداب شادی یا سوگواری‌های مذهبی و... در طول سال‌های متمادی از گذشته تاکنون تغییرات بسیاری پیدا کرده است. بسیاری از این آداب و رسوم در مناسبت‌ها و ایام خاص به دلیل وفاداری و پیروی نسل در نسل، جزئی از فرهنگ مردم کشور ما محسوب می‌شد. حال در این دوران هیچ خبری از آن رسوم و فرهنگ اصیل نیست. عادات و رفتارهایی که اگر همچنان پابرجا بودند، می‌توانستند برکت و صفا و صمیمیت گذشته را به منازل و فضای زندگی خانواده‌ها برسانند، اما در طول سال‌ها رنگ باخته و به فراموشی سپرده شدند. یکی از این مصادیق، شیوه برپایی آخرین سه‌شنبه سال است که مردم هر محله‌ای با برپایی آتش در حیاط خانه یا کوچه خود طی مراسم با شکوهی با شعله‌ور کردن آتش از روی آن می‌پریدند و آرزوی سلامت، تندرستی و روشن بودن چراغ و نورانی بودن خانه را با رفتن غم و اندوه از خداوند متعال درخواست می‌کردند.

یکی دیگر از این خاطره‌های ماندگار، جمع شدن خانواده‌ها با هماهنگی قبلی برای شب‌نشینی در کنار هم بود، به صورتی که معمولا یک هفته قبل مشخص می‌شد که شب در خانه‌ چه کسی جمع شوند و معمولا، بزرگان فامیل داستان‌ها، متل‌ها و افسانه‌های قدیمی تعریف می‌کردند. ویژگی اصلی این جمع شدن‌ها رفع بسیاری از کدورت‌ها بود.

هنوز خیلی فاصله نگرفته‌ایم که یادمان برود همسایه‌ها در دهه 50 یا 60 برای ایجاد صمیمیت یا برای کمک به همسایه بی‌بضاعت از غذای خود که معمولا آش بود، می‌بردند.

در این میان، نسلی که با این نوستالژی‌ها بزرگ شد، سنتی‌تر بود و به ارزش‌ها پایبندی بیشتری داشت و تغییر ارزش در آنها کمتر بود و در نهایت شورش و عصیان کمتری در آنها دیده می‌شد، اما در نسل بعدی که در حال گذر از سنت به مدرنیته تربیت شد، عصیان بیشتر است. این نسل، کودکی خود را با پاسخ دادن به همه آموزه‌های تاریخی متلاشی شده سپری کرده و در حال بازاندیشی خویش است، نسلی که آسیب‌پذیری بیشتری دارد؛ اعتیاد، افسردگی و اضطراب و جنگ ناشی از دورانی است که آنها در آن به دنیا آمده‌اند.

ویژگی متفاوت این نسل، ورود به عصر اینترنت است. کامپیوتر و اینترنت، تحولات شدید اقتصادی و فرهنگی به همراه داشته است. نسلی که شب‌نشینی و غذای همسایه و آتش‌بازی مراسم چهارشنبه‌سوری را تجربه کرده و درحال حاضر، کمی به گذشته تعلق دارد، کمی به حال و به تعبیر بهتر سردرگم میان این دو.

واقعیت این است که مقاومت در مقابل ارزش‏ها و الگوهای رفتاری مدرن در حال کمرنگ شدن است و افراد به سمت استفاده از رفاه و فاصله گرفتن از نوستالژی‌ها سوق داده می‌شوند. در حال حاضر، احتمال این که همسایه شما در آپارتمان از غذای تعارفی شما استقبال نکند، بسیار زیاد است. پس بهتر است که این رسم زیبا را هوشمندانه‌تر اجرا کنیم. باید میان معیارهای قبلی و حال یک پل زد. این نسل دچار معیارهای انتقالی است و سطح سلیقه‌ها نیز ارتقا پیدا کرده. پس با پیدا کردن اشتراکات بین نسلی مانند مراسم چهارشنبه‌سوری، برگشتن به رسم زیبای آتش بازی به جای ترقه‌بازی و گنجاندن رسوم گذشته با شکل مدرن‌تر در برنامه‌های خود مثل ترتیب دادن مهمانی عصرانه با همسایه کناری یا ترتیب دادن برنامه آشپزی مشترک این آیین‌ها را زنده کنید. به خاطر داشته باشید، زندگی مدرن به طور ذاتی مبهم و نامشخص است و در بسیاری از شرایط تنها یک پاسخ واحد مشکل‌گشا نخواهد بود. زندگی سرشار از احتمالات است. شما باید بتوانید که میان احساسات درونی خود و واقعیت‌های عینی تفاوت قائل شوید. در غیر این صورت هویت شما عاریه‌ای از تقلید خواهد بود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها