بند چهارم سیاستهای کلی انتخابات ابلاغی از سوی رهبر معظم انقلاب، تکلیف این دغدغه را روشن کرده است. در این بند بر این نکته تصریح شده است: تعیین حدود و نوع هزینهها و منابع مجاز و غیرمجاز انتخاباتی، شفافسازی منابع و هزینههای انتخاباتی داوطلبان و تشکلهای سیاسی و اعلام به مراجع ذیصلاح و اعمال نظارت دقیق بر آن و تعیین شیوه و چگونگی برخورد با تخلفات مالی. اینکه آیا در انتخابات پولهای کثیف وارد میشود یا خیر، موضوع این گفتوگوی جامسیاست با دکتر ابراهیم رزاقی، اقتصاددان است. وی معتقد است خصوصیسازی نامناسب بستر پولهای کثیف را برای ورود به بخشهای مختلف فراهم میکند. مشروح این گفتوگو را بخوانید:
چندی پیش وزیر کشور درباره ورود پولهای کثیف به انتخابات هشدار داده بود. آیا این تهدید در مورد انتخابات پیشرو هم مصداق دارد؟
بله. تهدید همیشه است و باید با آن مقابله کرد. در همه انتخابات جهان شاهد ورود پولهای کثیف برای انتخاب شدن فرد موردنظر هستیم که در این بخش پول و ثروت حرف اول را میزند و از طریق اقتصاد قصد دارد رهبر سیاست نیز باشند. این پدیده از آمریکا شروع شد. با اینکه در کشورهای غربی همیشه صحبت از آزادی بیان و انتخاب به میان میآید اما باطن موضوع چیز دیگری است. به بیان بهتر بیشتر شبیه به یک شو و نمایش است که بخواهند صحبتهای خود را بازگو کنند. در مورد ایران هم باید گفت که بعد از فوت امام خمینی(ره) این پدیده به وجود آمد. در آن زمان سیاست تعدیل اقتصادی که در غرب به اصلاحات ساختاری معروف بود بهکار گرفته شد که بیشتر روی انباشت ثروت و سرمایه تاکید داشت. با اینکه هنوز زیرساخت این کار برای ایران فراهم نبود اجرایی شد و نتیجه آن هم فسادهایی است که در کشور اتفاق افتاده است. صندوق ذخیره فرهنگیان نمونه کوچکی از آن است که اکنون از آن رونمایی شده یا رشوه دادن یکی از مقامات پیشین ارشد کشور برای اینکه بتواند نمایندههای خود را وارد مجلس کند. در سیاست تعدیل اقتصادی قرار شد همه بنگاههای اقتصادی به بخش خصوصی واگذار شود اما به دلیل فراهم نبودن زیرساخت لازم هم بد اجرا شد و هم رانتی به وجود آمد که مشکلات کشور را نسبت به گذشته بیشتر کرد. اینکه هرچه دست دولت است به بخش خصوصی بدهید درست نبود و از نظر قانون اساسی کاملا مردود است، اما طوری هم که اجرا شد نتوانست موفق عمل کند.
یعنی شما اجرای سیاست تعدیل اقتصادی را مقصر و منشاء پولهای کثیف میدانید؟
به طور مستقیم خیر، اما اجرای سیاست تعدیل اقتصادی یا همان اصلاح ساختاری اقتصاد باعث شد تا بنگاههای اقتصادی با قیمتهای غیرواقعی به دست افرادی سپرده شود که توانایی لازم را برای اداره آن ندارند و متاسفانه بعد از مدتی نگهداری آن را با قیمت اصلی و واقعی به فروش میرساندند که شاید 70 درصد مبلغ آن سود خالص بود. این اتفاق در زمان خانم تاچر در انگلستان هم افتاد و اقتصاد این کشور را برهم ریخت. اجرای چنین سیاستهایی به برخی افراد میگوید که تنها باید دنبال سود بیشتر باشند تا هم بتوانند لذت ببرند و هم بر ثروت خود بیفزایند. در این صورت طبقه جدیدی به نام اشرافیگری به وجود میآید که برای پول خود زحمت نکشیدند و به دنبال کسب قدرت میافتند. این اتفاق تا جایی پیش میرود که بتوانند روی یکی از افراد مقامدار نفوذ کنند و امتیازاتی را کسب کنند. به طور معمول برخی افراد پولدار هزینههای انتخاباتی فرد کاندید شده را پرداخت میکنند تا زمانی که وی بر صندلی قدرت نشست بتواند کارهای خود را پیش ببرد. در شرایط فعلی این دو از هم قابل تفکیک نیست.
منشاء پولهای کثیف کجاست؟
خصوصیسازی نامناسب. خصوصیسازی نامناسب فضای رانتی را تقویت میکند و بیشتر قصد دارد که واردات انجام دهد تا تولید داخل بخواهد سودی عاید کسی کند. تولیدکننده داخلی هم به عنوان یک قدرت در برابر واردات نیرویی ندارد و سودش در این است که برود دلال شود. بانکها هم سودشان این است که به تولیدکننده وام ندهند و بیشتر به تاجران تسهیلات اعطا کنند. برخی ارقام واگذاری در خصوصیسازی نسبت به ساز و کاری که کارخانه داشته بیشتر شبیه به یک شوخی است اما واقعیت دارد و یکباره افرادی دارای پول و قدرت شدند که در جای بدی آنها را صرف میکنند.
غیر از خصوصیسازی نامناسب موارد دیگری هم برای خلق پولهای کثیف موثر است؟
واردات با دلار ارزان و دریافت تسهیلات ارزانقیمت از بانکها. احتکار مورد دیگری است که میتوان به آن اشاره کرد. مجموع اینها طبقه قدرتمندی را به وجود آورده تا بتواند روی برخی افراد نفوذ داشته باشد. البته این پدیده تنها مربوط به ایران نیست و همانطور که گفتم یک سیاست آمریکایی است که برای همه کشورها در اشکال مختلف تدوین و پیادهسازی شده است. اکنون درآمدهای نفتی کشورهای نفتی به جای اینکه صرف سرمایهگذاری در کشور خودشان شود صرف هزینههای غیرضروری میشود که آنها را به یک کشور فاسد تبدیل کرده است. البته ایران از جمله این نوع کشورهای نفتی مستثناست و همیشه رهبر معظم انقلاب روی شفافیت و کار درست مسئولان تاکید دارند. در 27 سال گذشته هر سال شاهد کمرنگ شدن افراد انقلابی در بخشهای مختلف کشور بودیم که این موضوع باید احیا شود.
اکنون قاچاق کالا گردش 15 میلیارد دلاری دارد. آیا پولهای قاچاق در این حوزه نقشآفرینی میکند؟
بله حتما. افرادی که فاسد هستند در راس قدرت مدیریت کشور قرار دارند و با آن طبقه اشرافی هماهنگ خواهند بود. پولهای کثیف آنقدر گسترده است که قاچاق بخش کوچکی از آن را تشکیل میدهد. در این صورت فاصله طبقاتی اقشار جامعه زیاد میشود. آمریکا روی ایران برنامه دارد. این سیاستها را در اشکال مختلف در شوروی پیاده کرد که روسیه فعلی به وجود آمد. این بخش فقط میگویند که دنبال حداکثر سود باشید تا عدهای کار کنند و عدهای دیگر ثروتمند شوند. در چین هم قصد پیادهسازی چنین سیاستی را داشت اما از آنجا که بخش اقتصاد و حتی بخش خصوصی این کشور تابع حزب کمونیست است موفق نشد. آمریکا قصد تجزیه همه کشورهای بزرگ را دارد و باید مراقب بود.
راهکار شما برای مقابله با این موضوع چیست؟
به نظر میرسد استفاده از مدیران جهادی نه شعاری بهترین راهحل برای مقابله با این موضوع است. اگر تا اینجا واگذاری صورت گرفته دیگر جای بازگشت ندارد، اما از این پس باید رویه بهتری را ادامه داد. اگر دقت داشته باشید هر دولتی روی یک موضوع خاص مانور میدهد. به عنوان مثال یک دولت واردات محور میشود و برخی دیگر تولیدمحور. یک دولت توزیع درآمد میکند و برخی به رشد اقتصادی میرسد. همه اینها نشاندهنده انجام ندادن قانون اساسی و همچنین استفاده از پولهای کثیف برای به صدر رسیدن است. در غیر این صورت یک دولت به چه دلیل باید روی واردات تاکید کند و تولید خود را کنار بگذارد. همچنین دستاوردی که دولتهای قبل به دست آوردند را در حاشیه قرار داده و بخواهد خودی نشان دهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم