به گزارش جامجم، 29 مرداد 91 ماموران پلیس از وقوع یک فقره سرقت منجر به قتل در شهر قدس باخبر شدند؛ پسری با اصابت چاقو کشته شده بود. یکی از دوستان مقتول به کارآگاهان گفت: «همراه سعید سوار موتور شدیم. درحال دور زدن در خیابان بودیم که ناگهان یک موتور با دو سرنشین جلویمان پیچیدند. یکی از آنها با چاقو به سمت سعید رفت و من هم برای خبر کردن دیگران به انتهای خیابان دویدم. وقتی برگشتم، سعید چاقو خورده و روی زمین افتاده بود. آن دو نفر، موتورسیکلت را هم دزدیده و با خود برده بودند. دوستم بر اثر شدت جراحات جان باخت.»
با ثبت این اظهارات، شناسایی متهمان آغاز شد. آنها عمو و برادرزاده بودند که پیش از این نیز چند بار به جرم سرقت و مواد مخدر راهی زندان شده بودند. سرانجام یکی از آنها در مخفیگاهش دستگیر و دیگری نیز در زندان شناسایی شد. احمد 28 ساله در بازجوییها، عموی 24 سالهاش رامین را عامل قتل معرفی کرد، اما رامین به اظهارات ضد و نقیض خود ادامه داد تا اینکه پرونده برای صدور حکم در اختیار شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی قرار گرفت.
صبح دیروز، در ابتدای جلسه رسیدگی، پدر و مادر مقتول درخواست قصاص کردند. سپس احمد در جایگاه قرار گرفت و با رد اتهام معاونت در قتل گفت: «روز حادثه رامین را سوار موتورم کردم تا در خیابان دور بزنیم. در میانه راه از من خواست توقف کنم. سپس او پیاده شد و سراغ دو پسر نوجوان که در فاصله 15ـ10 متری ما روی موتور نشسته بودند، رفت و چاقویش را درآورد. با آنها درگیر شد، موتورشان را دزدید و فرار کرد. من هم که ترسیده بودم، پا به فرار گذاشتم. چند روز بعد، موتور را به مالخر فروختیم که حدود 40 هزار تومان نصیب من شد. آن موقع به مواد مخدر اعتیاد داشتم. با پولی هم که به دست آوردم، تریاک خریدم.»
سپس نوبت به رامین رسید. متهم 24 ساله گفت: «غروب بود. احمد با موتور خونی مقتول آمد. به پیشنهاد او موتور را 200 هزار تومان به مالخر فروختم، درحالی که از ماجرای قتل خبر نداشتم. من در حادثه حضور نداشتم و برادرزادهام دروغ میگوید. او از وقتی که در یکی از سرقتها به اختلاف مالی خوردیم، با من خصومت شخصی پیدا کرده و برای همین پایم را به این پرونده کشانده است.» رامین یک بار در جریان رسیدگی اعتراف کرده است که روز حادثه شیشه مصرف کرده و با چاقو مقتول را زده است. همچنین او هویت خود را در زندان پنهان کرده بود که درباره این دو مورد نیز گفت: «من هیچ وقت به قتل اعتراف نکردهام. در زندان هم ماموران اشتباهی اسمم را فهمیدند.»
در ادامه یکی از دوستان 22 ساله مقتول به عنوان شاهد در جلسه حاضر شد و رامین را عامل قتل معرفی کرد. او گفت: «سوار موتور سعید بودم که از او خواستم توقف کند تا به دستشویی بروم، اما همین که دو قدم برداشتم، متهمان با موتور جلویمان پیچیدند. رامین به سعید تهمت سرقت زد. سعید گفت اشتباه شده، اما رامین با سیلی در گوش او خواباند. سپس چاقویش را درآورد و شروع به تهدید کرد. سعید از من خواست بروم کمک بیاورم، من هم به انتهای خیابان دویدم، اما وقتی برگشتم جسد سعید روی زمین افتاده بود. من در کلانتری، رامین را از بین ده متهم شناسایی کردم.»
در پایان دادگاه، احمد اظهارات شاهد حادثه را پذیرفت، اما رامین گفت: «فیلم هندی تعریف میکند آقای قاضی، این پسر آن موقع نمیتوانست حرف بزند، الان آمده داستان تعریف میکند.» سپس قضات وارد شور شدند تا رای نهایی را صادر کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم