وقتی قصه ها معلم می شوند...

زبان دوم یا زبان خارجی از پدیده های رایج زندگی امروزی است. در نقاط مختلف دنیا افراد زیادی به دلایلی همچون یافتن کار، تحصیل ، پذیرفته شدن در جامعه مقصد و رسیدن به موقعیت اجتماعی بهتر تلاش می کنند
کد خبر: ۱۰۰۷۴۸
زبانی را به عنوان زبان دوم یا زبان خارجی بیاموزند.
پدیده یادگیری زبان دوم در کشور ما ایران هم پدیده رایجی است. در ایران کودکانی که در مناطق غیر فارسی زبان زندگی می کنند، بعد از ورود به نظام آموزشی کشور ناچارند زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی و زبان آموزش رسمی بیاموزند.
آموزش زبان در حال حاضر رشته ای علمی است که متخصصان آن تلاش می کنند با بهره گیری از دستاوردهای علومی همچون زبان شناسی، روان شناسی و تحقیقات مربوط به حوزه هایی مثل یادگیری و آموزش ، فرآیند آموزش و یادگیری زبان را تسهیل کنند.
امروزه متخصصان آموزش زبان با توجه به شاخص سن زبان آموزان آن را به 2حوزه تقسیم می کنند؛ آموزش زبان برای افراد بزرگسال، آموزش زبان برای خردسالان و بچه ها. بدیهی است نمی توان از شیوه ها و ابزارآموزش زبان بزرگسالان برای آموزش زبان به کودکان هم استفاده کرد.
هرچند آموزش زبان برای این دو گروه در برخی جهات دارای نکات و مفاهیم مشترک است، ولی در عین حال آموزش زبان برای افراد بزرگسال و کودک در برخی جهات بکلی با هم متفاوت هستند؛ بنابراین در این 2حوزه به فعالیت ها و ابزارها و متون آموزشی متفاوتی نیاز داریم و اهداف یادگیری زبان هم برای این دو گروه تا حدود زیادی با هم متفاوت است.
امروزه آموزش زبان برای افراد بزرگسال و کودکان تحت تاثیر رویکرد ارتباطی است، یعنی هدف و غایت آموزش زبان برای هر دو گروه این است که فرآیند آموزش زبان به آنها کمک کند تا بتوانند زبان مقصد را درک و با آن زبان صحبت کنند و به طور کلی با زبان مقصد ارتباط برقرار کنند، (این سخن به این معناست که در رویکرد ارتباطی مهارت های دیگر زبان یعنی خواندن و نوشتن مورد توجه قرار نمی گیرد؛ بلکه باید این دو مهارت زبانی در آموزش زبان در مرحله بعدی قرار گیرد).
درباره هدف یادگیری زبان برای دو گروه زبان آموزان بزرگسال و خردسال باید گفت مسلما این دو گروه از زبان آموزان نمی توانند در زمینه برقراری ارتباط با زبان مقصد به توانایی مشترکی برسند؛ لذا ناچاریم میان هدف ارتباطی برای زبان آموزان خردسال و زبان آموزان بزرگسال تفاوت قائل شویم.
زبان آموزان بزرگسال با توجه به دانش گسترده ای که از جهان پیرامون خود کسب کرده اند و بسیاری از مفاهیم اولیه همچون اعداد، اشکال، رنگها، احساسات و حالات روحی و روانی و غیره را در زبان مادری شان یاد گرفته اند و همچنین با توجه به این که زبان اول یا زبان مادری شان را تقریبا به صورت کامل یاد گرفته اند و بخوبی از نیازهایشان در زمینه یادگیری زبان آگاه هستند؛ لذا این گروه از زبان آموزان اهدافشان را خودآگاهانه انتخاب می کنند. در عین حال با توجه به نیازهای گسترده این گروه، هدف ارتباطی این گروه هم گسترده تر است.
از این رو این گروه برای یادگیری زبان به فعالیت ها، شیوه ها و منابع آموزشی خاصی نیاز دارند. اما زبان آموزان خردسال با توجه به کمی سن، تجربیات بسیار کمی از جهان خارج دارند.
دانش این گروه از جهان پیرامون بسیار اندک است. هنوز زبان اولشان را به شکل کامل یاد نگرفته اند و از دلایل یادگیری زبان دوم و نیازهایشان آگاهی ندارند، اگر بخواهیم رسیدن به توانایی ارتباطی را برای این گروه از زبان آموزان هم به عنوان هدف یادگیری زبان تعریف کنیم، واضح است این گروه نسبت به گروه قبلی نیازهای ارتباطی بسیار محدودتری دارند.
از سوی دیگر در حالی که برای ارزیابی زبان آموزان بزرگسال فعالیت های تولید زبانی ملاک قرار می گیرند، در ارزیابی زبان آموزان خردسال به هیچ وجه نمی توان فعالیت های تولیدی را ملاک و معیار سنجش قرار داد.
متخصصان آموزش زبان به کودکان با توجه به مسائل فوق معتقدند آموزش زبان برای کودکان با آموزش زبان برای افراد بزرگسال تفاوت های عمده ای دارد.
ما در حوزه آموزش زبان برای کودکان، هنگام تعریف اهداف باید ابتدا اهداف درک بنیاد بعد اهداف تولید زبانی را در نظر بگیریم و فعالیت های آموزشی را به نحوی برنامه ریزی و اجرا کنیم که در مرحله اول ما را به اهداف درکی و بعد به اهداف تولیدی نایل کند.
دلیل تقدم اهداف درکی بر اهداف تولیدی این است که زبان آموزان خردسال به دلیل ناتوانی در ارگان های گفتاری شان قادر نیستند آواها و واژگان زبان خارجی یا دوم را در آغاز فرآیند آموزش براحتی تولید کنند.
از سوی دیگر اجبار در این زمینه باعث ترس و وحشت و سرخوردگی آنها می شود. معلمان زبان برای آن که بتوانند به اهداف درک بنیاد در آموزش زبان به کودکان نائل شوند و قدرت درک زبانی آنها را تقویت کنند، باید از فعالیت های خاص آموزش بهره بگیرند.
در زیر 2نمونه از فعالیت های رایج در این زمینه ارائه می شود. شیوه پاسخ جسمی کامل یکی از پرکاربردترین شیوه های آموزش زبان برای کودکان محسوب می شود.
این شیوه آموزش زبان که توسط اشر (Esher)ابداع شده است ، در آن بسیاری از مطالب زبان خارجی به صورت دستورات و فرمان هایی که نیاز به پاسخ جسمی زبان آموز دارند، آموزش داده می شوند. دستوراتی مثل: پنجره را باز کن! پنجره را ببند! این شیوه آموزش زبان منجر به یادگیری موثر و معنادار زبان می شود.
این شیوه در عین حال که فعالیتی درک بنیاد است ، می تواند به عنوان یک فعالیت ساده آموزشی شروع و به مرور همزمان با پیشرفت زبان آموزان پیچیده تر شود. یعنی ابتدا با یک دستورالعمل ساده شروع می شود و بعد به مرور همزمان با پیشرفت زبان آموزان و افزایش ظرفیت ذهن آنها برای پذیرش اطلاعات بیشتر زبان فارسی، دستورالعمل ها هم پیچیده تر و بر تعداد آنها افزوده می شود.
امروزه برخی مدارس آموزش زبان در کشورهای دیگر تلاش می کنند اغلب برنامه های آموزشی خود را براساس این شیوه طراحی کنند. از فعالیت های آموزشی دیگر که می تواند در فرآیند آموزش زبان به کودکان مورد استفاده قرار گیرد و قدرت درک زبانی آنها را تقویت کند، قصه گویی برای زبان آموزان است.
قصه گویی از ابزارهای بسیار خوب آموزش زبان است که علاوه بر زبان می توان به کمک آن فرآیندهای ذهنی زبان آموزان همچون قدرت پیش بینی ، قدرت تخیل ، توانایی حل مساله و توانایی تقلید را فعال کرد.
البته قصه هایی که با هدف آموزش زبان برای کودکان طراحی می شوند، با قصه های دیگر تفاوت های اساسی دارند. قصه های آموزشی باید ویژگی های خاصی داشته باشند از جمله: باید موضوع قصه برای زبان آموزان جالب و قابل فهم باشد.
قصه های آموزش زبان باید دارای آیتم های فرهنگی موجود در محیط زندگی زبان آموزان باشد. واژگانی که در قصه های آموزش زبان استفاده می شود، باید معنای صریحی داشته باشد. توالی حوادث قصه روشن و صریح باشد. قصه باید دارای ویژگی های فنی از جمله گره افکنی باشد.
قصه می تواند دارای بخش گره گشایی باشد، در عین حال می توان این بخش قصه را با کمک زبان آموزان مشخص کرد. قصه برای آموزش زبان باید ترکیبی از روایت و نقل قول های شخصیت های قصه باشد.
در این نوع قصه ها باید سعی شود از زمانهای ساده و گذشته افعال استفاده شود. تعداد شخصیت های قصه های آموزشی باید زیاد نباشد، زیرا باعث خواهد شد زبان آموز هنگام گوش دادن توالی حوادث قصه را گم کند.
در قصه های آموزش زبان نباید به شکل صریح در پی آموزش یا القای نکات اخلاقی باشیم. نکته دیگر این که نحوه ارائه قصه ویژه آموزش زبان با قصه های دیگر تفاوت های بسیاری دارد.
در این فعالیت تکرار نقش مهمی دارد. اگر قصه برای زبان آموزان جالب و جذاب باشد، آنها دوست دارند چندین بار آن را بشنوند؛ حتی معلم زبان می تواند با تکرار قصه زمینه ای را ایجاد کند که زبان آموزان بتوانند در عین یادگیری مطالب زبانی قصه، فرآیندهای ذهنی شان را که قبلا به آنها اشاره شد، فعال کنند.
یعنی زبان آموزان هنگام گوش دادن به قصه ممکن است به برخی شخصیت های آن احساس علاقه کنند یا خودشان را به جای آنها قرار دهند و حرکات و گفتار شخصیت های قصه را تقلید کنند.
فعالیت هایی مثل پاسخ جسمی کامل و قصه گویی امروز در مراکز آموزش زبان به کودکان به گستردگی مورد استفاده قرار می گیرند و اغلب معلمانی که این شیوه را به کار گرفته اند، می گویند به کارگیری این شیوه ها در مرحله اول قدرت درک زبانی زبان آموزان خردسال را تقویت می کند و در مراحل بعدی باعث می شود زبان آموزان به تولید زبانی برسند.

منوچهر تاری وردی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها