از زمان روی کار آمدن ترامپ، لحن ایران‌ستیزانه ایالات متحده آمریکا و برخی از کشورهای دیگر مثل عربستان و ترکیه بیشتر شده و از سوی دیگر روند ماجراها حکایت از همسویی و هم‌داستانی این کشورها با رژیم صهیونیستی دارد.
کد خبر: ۱۰۰۷۱۰۳
امواج ایران‌ هراسی علیه بازسازی روابط ایران و غرب

دکتر ابراهیم متقی، استاد علوم سیاسی دانشگاه در گفت‌وگو با جام سیاست به تشریح اهداف و انگیزه‌های ایران هراسی و ایران‌ستیزی در شرایط کنونی پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

آمریکا مدعی است که به‌طور تک‌قطبی بر جهان حکومت می‌کند. چنین کشوری چطور به‌طور مداوم به دشمنی با ایران تاکید دارد؟ دشمن‌سازی و ضدیت با ایران چه سودی برای آمریکا دارد؟

رویکرد آمریکا درباره نظام جهانی مبتنی بر قدرت، کنترل محیط منطقه‌ای و امنیت بر اساس الگوی آمریکایی است. در این ارتباط زمامداران ایالات متحده سه رویکرد را در پیش گرفته‌اند. رویکرد اول را جورج بوش در دستور کار قرار داده بود. بوش درصدد بود تا جهانی را براساس سلطه آمریکا شکل بدهد. یعنی این‌که جهان بر مبانی نشانه‌هایی از ساختار تک‌قطبی ایفای نقش کند. به‌همین دلیل این موضوع را مطرح کرد که هر که با آمریکا نباشد علیه آمریکاست. براین اساس ائتلاف شکننده‌ای را با دیگر کشورهای اروپایی غرب‌محور به‌وجود آورد. در دوران باراک اوباما الگوی رفتاری تغییر پیدا کرد. به‌جای سلطه مفاهیمی که در آمریکا به کار گرفته می‌شد مبتنی بر رهبری یا لیدر شیب بود. در چارچوب رهبری، نگاه آمریکایی بر هدایت متحدان و همچنین هماهنگ‌کردن آنها با آمریکا از طریق سازوکارهای مبتنی بر متقاعد‌سازی و چند جانبه‌گرایی بود. حتی روند مربوط به دیپلماسی هسته‌ای با ایران هم در قالب چند جانبه‌گرایی شکل پیدا کرد. اگر خواسته باشیم نمادهایی از چند جانبه‌گرایی را مورد توجه قرار دهیم می‌توانیم به فرآیند دیپلماسی هسته‌ای و حتی در قالب کنفرانس‌های امنیتی که در مورد سوریه شکل گرفته بود اشاره کنیم، اما در دوره ترامپ مساله اصلی آمریکا گسترش قدرت از طریق اقتصاد است و همچنین ایفای نقش در محیط‌های بحرانی از طریق ابزارهای نظامی است که آمریکا محوریتش را در دست خواهد داشت. در این فضا، ‌موضوع اصلی آمریکا چند جانبه‌گرایی نبوده بلکه آمریکایی‌ها تمامی تلاش خود را بر به‌کارگیری سازوکارهایی قرار دادند که امکان توسعه قدرت و نفوذ در محیط پیرامونی را امکانپذیر می‌سازد. به این ترتیب دوران ترامپ را باید از برخی موارد شبیه دوران جورج بوش دانست، اما واقعیت این است که امروز آمریکا در مقایسه با دوران جورج بوش شکننده‌تر است به این دلیل که بسیاری از تجارب نظامی و امنیتی که آمریکا در دوران بوش اتخاذ کرده بود باید در دوران فعلی، ساختار فعلی و بروکراتیک آمریکا نسبت به آن وقوف داشته باشد. در این شرایط شاید موضوع ساختار تک‌قطبی زیاد معنا پیدا نکند، اما رئیس جمهوری آمریکا و گروه‌های متحد در کابینه با ترامپ بر انگاره‌هایی از جمله قدرت، ‌مقابله با تهدیدات و سرکوب دشمنان تاکید دارند. طبعا ترامپ انگیزه کنش یکجانبه بیشتری را در مقایسه با دوران باراک اوباما خواهد داشت و به همین دلیل تضاد بین آمریکا و متحدان آن در فضای جهان غرب بیشتر خواهد شد.

آیا واشنگتن کاملا تحت تاثیر لابی صهیونیستی است که علیه کشورمان موضع می‌گیرد یا پشت پرده منافع دیگری دارد؟

به‌طور کلی آمریکایی‌ها، ایران را تهدید امنیت ملی خودشان تلقی می‌کنند. حتی در دوره باراک اوباما هم وقتی سند امنیت ملی آمریکا بررسی می‌شد، می‌دیدیم از ایران به عنوان اصلی‌ترین تهدید امنیت ملی آمریکا نام برده می‌شد. در فضای فعلی هم آمریکایی‌ها همان سیاست دوران قبل را با ادبیات تندتر و تهاجمی‌تر پیگیری می‌کنند. بنابراین نگاه آمریکا به ایران صرفا براساس منافع متحدانش مثل اسرائیل نیست بلکه دارای یکسری از اهداف و منافع نسبتا مشترک با اسرائیل است و برخی از مواقع هم الگوهای متفاوتی را در رابطه با ایران در پیش می‌گیرد.

فکر می‌کنید در برابر اظهارات ضدایرانی اخیر ترکیه، عربستان و رژیم صهیونیستی، ایران باید چه موضعی اتخاذ کند؟ آیا تکیه صرف بر دیپلماسی عمومی کافی است؟

دیپلماسی عمومی مربوط به شرایطی است که بحران محدودی وجود داشته باشد یا این‌که زمینه برای متقاعدکردن کشورها در محیط منطقه‌ای وجود داشته باشد. امروز نشانه‌هایی از آرایش دفاعی و امنیتی ضد ایران وجود دارد که این آرایش می‌تواند زمینه‌های گسترش تعارض را در محیط منطقه پدید آورد. در فضای موجود، سیاست منطقه‌ای شاهد یکسانی مواضع مقامات عربستان و ترکیه و همچنین کارگزاران سیاست خارجی و امنیتی اسرائیل به گونه‌ای همسو در ارتباط با ایران هستیم. این مساله اتفاقی شکل نگرفته بلکه در درون آن نشانه‌هایی از ائتلاف‌سازی را باید مشاهده کرد. مفهومی که براساس تحولات تاریخی باید به موضوع اتحاد مثلث اشاره داشت. اتحاد مثلث
یک بار در سال‌های آغازین دومین دهه قرن 20 شکل گرفت و در سطح قدرت‌های بزرگ و براساس رقابت‌هایی در مقیاس جهانی بوجود آمد. در حالی که اتحاد مثلث جدید در سطح منطقه‌ای میان عربستان،‌ ترکیه و اسرائیل شکل گرفت. در این فضا طبعا موضوع از حوزه دیپلماسی عمومی فراتر است و باید نشانه‌هایی از آرایش دفاعی و الگوی‌های کنش امنیتی بازدارنده حاصل شود.

آینده روابط ایران و عربستان را با توجه به میانجیگری‌های اخیر کویت و عمان چطور می‌بینید؟

کویت و شورای همکاری می‌دانند که فضای موجود زمینه را برای رویارویی اجتناب‌ناپذیر ایران و عربستان به‌وجود می‌آورد و اگر این رویارویی حاصل شود در آن شرایط امکان آسیب‌دیدن کشورهای حوزه خلیج فارس بویژه امارات عربی متحده، کویت و حتی بحرین وجود دارد. در چنین شرایطی کشورهای منطقه‌ای از الگوی دیپلماسی پیشگیرانه استفاده کردند. به همین دلیل است که وزیر خارجه کویت به ایران آمد و حامل پیامی بود که این پیام در ذات خودش نشانه‌هایی از تهدید را منعکس می‌کرد، اما دارای ذات دیپلماتیک بود و می‌توانست زمینه‌های لازم را برای همکاری‌های منطقه‌ای آینده به‌وجود آورد. بنابراین موج جدید در راستای گسترش دیپلماسی ماهیتی اجتناب‌ناپذیر دارد چون فضای محیطی و الگوی کنش بازیگران تاثیر معادله بحران و ناامنی منطقه‌ای به سمت درگیری پیش می‌رود. در چنین شرایطی هر نوع دیپلماسی بویژه دیپلماسی پیشگیرانه می‌تواند زمینه‌های تعادل و صلح پایدارتری را در منطقه به‌وجود آورد.

با توجه به شکست عربستان در حمله به یمن آیا اظهارات وزیر خارجه عربستان در حمله زمینی به سوریه را مبتنی بر واقعیت می‌بینید؟

واقعیت این است که عربستان سیاست‌های نظامی، دفاعی و امنیتی خود را در چارچوب توافق جهانی انجام می‌دهد. اگر عربستان در یمن اقدامات نظامی را شکل می‌دهد و محور اصلی مقابله با گروه‌های مقاومت در یمن تلقی می‌شود علتش را باید قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل دانست که زمینه لازم را برای نقش‌یابی عربستان به‌وجود آورد، اما در رابطه با سوریه هیچ‌گونه قطعنامه‌ای وجود ندارد و در نتیجه اگر عربستان در این زمینه اقدامی انجام دهد در فضای شکننده‌تری واقع خواهد شد. بنابراین احتمال مشارکت نیروهای نظامی عربستان در سوریه بسیار محدود است و از همه مهم‌تر این‌که عربستان اگر بتواند موقعیت خود را در یمن تثبیت کند برای او یک موفقیت محسوب می‌شود و دیگر نیازی به سوریه نخواهد داشت. در حالی که یمن برای عربستان چالش امنیتی جدی را در گذشته ایجاد کرده و در آینده هم ادامه خواهد داشت.

آیا موج جدید ایران‌ هراسی، بین ایران و غرب فاصله می‌اندازد؟

ایران تلاش دارد تا روابط خود را با جهان غرب و نظام بین‌الملل بازسازی کند. سیاست ایران در بازسازی روابط خیلی جدی و مبتنی بر اصول و روابطی است که دیپلماسی بتواند منجر به بهبود روابط با کشورهای دیگر شود. نه این‌که دیپلماسی زمینه تضادهای دیگر را با ایران به وجود آورد. بنابراین فکر می‌کنم که در دوران موجود ایران تمامی تلاشش را برای مدیریت بحران و پیشگیری گسترش تضادها انجام می‌دهد.

ضمیمه جام سیاست

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها