در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارآگاه آدرس را نوشت و پس از هماهنگی با تیم تشخیص هویت راهی محل قتل شد. جنایت در محلهای قدیمی رخ داده بود و اهالی در مقابل ساختمان سه طبقه جمع شده بودند. بازار شایعه هم داغ بود. یکی میگفت، پیرمرد از تنهایی خودکشی کرده است، دیگری میگفت دزدان بدنش را تکهتکه کردهاند. یک نفر هم او را قربانی اختلاف خانوادگی برای تصاحب ارثیه میدانست. سروان با نشان دادن کارت شناسایی به سربازی که مقابل در ایستاده بود، وارد ساختمان شد. مقتول در طبقه دوم آپارتمان زندگی میکرد. کارآگاه پس از ورود به آپارتمان بوی تعفن مشمئزکنندهای آزارش داد. به همین خاطر دستمالی را مقابل بینیاش گرفت. جسد پیرمرد در اتاق خواب قرار داشت. وارد اتاق خواب شد. رد خون روی تخت و دیوار دیده میشد. ماموران به صورت خود ماسک زده بودند.
جسد پیرمرد غرق در خون روی تخت یک نفرهای قرار داشت. بر عکس پذیرایی که همه چیز سرجایش بود، در اتاق آثار درگیری و بههم ریختگی دیده میشد. افسر کلانتری برای سروان ماسکی آورد و به او داد. بعد هم در گزارش خود گفت: مقتول مرد 72 سالهای به نام رحیم بود. او به تنهایی در این خانه زندگی میکرد. رحیم بازنشسته شرکت نفت بود و با حقوق بازنشستگی، زندگیاش را میگذراند. همسایهها از چند روز قبل متوجه غیبت او شده و وقتی مقابل خانهاش میآیند، با بوی تعفن روبهرو میشوند که از داخل خانه به مشام میرسید. به موضوع مشکوک شده و با دختر پیرمرد تماس میگیرند. زن جوان امروز صبح به اینجا میآید و پس از بازکردن در و ورود به آپارتمان با جسد پدرش در اتاق خواب روبهرو میشود.
همسایهها با کلانتری تماس گرفتند و برای بررسی موضوع به اینجا آمدم. پیرمرد با ضربههای چاقو به قتل رسیده بود و حدود چهار روز از مرگش میگذرد. به دلیل روشن بودن بخاری، اتاقخواب گرم شده و جسد زود متعفن شده بود.
انگیزه قتل چه بوده؟
آنطور که دختر مقتول گفته، پدرش پول نقد و سکههای زیادی در خانه نگهداری میکرد که بعد از قتل سرقت شده است. به احتمال قوی هم انگیزه قتل، سرقت پول و سکههای طلا بوده است.
کارآگاه سپس به تحقیق از دختر مقتول پرداخت. او در بازجوییها گفت: پدرم بعد از مرگ مادرمان به تنهایی زندگی میکرد. من تنها فرزند او هستم که به خاطر شرایط کاری همسرم در شهر دیگری زندگی میکنم. دیشب وقتی مرد همسایه زنگ زد و گفت از پدرتان بیخبریم، نگران شده و سریع راهی تهران شدم. صبح به تهران رسیده و یکراست به اینجا آمدم. با کلید یدک که در کیفم داشتم، در خانه را باز کردم و با جسد پدرم رو به رو شدم. او مرد مهربانی بود و با کسی اختلاف نداشت. نمیدانم چه کسی به خاطر پول و طلاهایش او را کشته است.
پدرتان با کسی رفت و آمد نداشت؟
نه. فقط هفتهای یکبار زنی به نام آذر برای نظافت به اینجا میآمد. سه سال است که او به اینجا میآید و من به آذر اعتماد کامل دارم.
چه کسی از محل پول و طلاها خبر داشت؟
فکر نکنم غیر از من فرد دیگری از موضوع مطلع باشد. پدرم به بانکها اعتماد نداشت و پولهایش را تبدیل به سکه و در خانه نگهداری میکرد.
میدانی میزان پول و طلاهای سرقتی چقدر است؟
دقیق نه، اما بیش از صد میلیون تومان است.
سروان از او خواست با آذر تماس بگیرد و از او بخواهد به آنجا بیاید. بعد به بررسی خانه پرداخت. در آشپزخانه صبحانه آماده بود. در ظرفشویی هم ظروف غذا شسته نشده بود.
کارآگاه مشاهداتش را در دفترچه تحقیق یادداشت کرد و به تحقیق از همسایهها پرداخت. همسایهها مدعی شدند، غیر آذر کسی به خانه رحیم رفت و آمد نداشته و پیرمرد، خیلی مهربان بود.
تحقیقات از همسایهها ادامه داشت که زنی میانسال در حالی که اشک میریخت وارد آپارتمان شد و دختر مقتول را در آغوش گرفت. از حرفهایش معلوم شد که آذر است. وقتی آرام شد سروان او را به آشپزخانه برد و به تحقیق از او پرداخت.
آخرین بار چه زمانی به اینجا آمدی؟
سه روز قبل برای نظافت آمدم. آقا رحیم کمی کسالت داشت. به همین خاطر صبحانهشان را در اتاق خواب خوردند و من بعد از تمیز کردن خانه بیرون رفتم. تا اینکه چند ساعت قبل دختر او با من تماس گرفت و خبر مرگش را به من داد.
حتما از محل نگهداری پول و طلاهای او در خانه خبر داشتید؟
بله حتی چند بار از او خواستم که آنها را به صندوق امانات بانک بسپارد که قبول نمیکرد و آخر هم قربانی سرقت آنها شد.
وقتی از اینجا میرفتید مورد مشکوکی را ندیدید؟
نه. همه چیز عادی بود.
کلید خانه را دارید؟
بله. چون صبح زود به اینجا میآمدم، کلید داشتم تا رحیم را از خواب بیدار نکنم.
پس از پایان تحقیقات، آذر به اتهام قتل دستگیر و به بازداشتگاه پلیس آگاهی منتقل شد.
پاسخ معمای صحنهسازی اشتباه
سروان میری با اشاره به دلایل زیر قتل را فاش کرد.
همسر مقتول در بازجوییها مدعی شد وقتی به مقابل در خانه آمده، مرد موتورسوار را در کنار شوهرش و در حال صحبت با او دیده که پس از شلیک گلوله متواری شد. در حالی که پوکهها در پیادهرو کشف شد و نشان از شلیک از سمت دیگر خودرو داشت.
در مسابقه شماره گذشته 1563 نفر شرکت کرده بودند که 645 نفر پاسخ صحیح داده و از میان پاسخهای صحیح حسین باقری از رفسنجان و مریم دانی از اردبیل به قید قرعه
برنده شدهاند.
وحید شکری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: