در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دلیل این نیز روابط حسنه دیرینه و نفوذ فرهنگهای دو کشور در یکدیگر و انس ملتهای دو کشور به هم است. از سوی دیگر، پلی برای ایران برای رسیدن به اروپا بوده و ایران نیز پلی برای ترکیه برای دسترسی به اروسیا و آسیای میانه و این شرایط نیز در طول تاریخ باعث شده رهبران دو کشور با وجود اختلافات موجود همیشه روابط حسنه را پیشه خود قرار داده و اجازه ندهند این اختلافات تبدیل به آفتی برای روابط دو کشور گردد.
با وجود اینکه پس از روی کار آمدن دولت حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان در روابط سیاسی، اقتصادی، تجاری و فرهنگی دو کشور جهش مهمی صورت گرفته و حجم مبادلات اقتصادی دو کشور که قبل از دولت اردوغان بین 600 الی 700 میلیون دلار بود، در زمان به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان طی سالهای اخیر رقم 22میلیارد دلار را نیز دیده است، ولی پس از آغاز بحران سوریه و درگیری سیاست و منافع دو کشور در سوریه و عراق روابط دو کشور شاهد تنش بوده و بنابر شرایط منطقه اختلافات موجود میان ایران و ترکیه نیز پیچ و خم داشته است. اما در این مدت هیچگاه نه مقامات ترکیه و نه مقامات جمهوری اسلامی ایران درصدد از بین بردن پلهای ارتباطی میان دو کشور نبوده و همیشه کانالهای ارتباط و مذاکرات را باز گذشته و روابط تجاری و اقتصادی خودرا پیش بردهاند.
اما طی هفتههای اخیر ما شاهد شدت گرفتن حملات و اتهامات تند مقامات ترکیه علیه ایران هستیم و سوال این است که چرا مسئولان ترکیه در حالیکه این کشور دارد روزهای سختی را چه از لحاظ سیاسی، چه از لحاظی نظامی و چه از لحاظ اقتصادی پشت سر میگذارد و کشور خودرا آماده رفراندوم تغییر قانون اساسی مینماید سعی در دشمن تراشی جدید آن هم در رابطه با کشور قدرتمند همسایه خود دارد؟ دلیل این حملات و اتهامزنی چیست؟ چرا زمانیکه ترکیه به اتفاق ایران و روسیه در مسکو و آستانه گرد هم آمده و تصمیم دارد بحران سوریه را به نفع منطقه حل و فصل نماید، با چرخش مجدد علیه ایران اتهام زنی را آغاز نموده و سعی دارد تا اوضاع را متشنج نماید؟
ترکیه، تحت فشار قدرتهای جهانی
میدانیم 15 جولای 2016 گروهی از نظامیان ناراضی ترکیه به اتفاق گروه جماعت فتحالله گولن که میشود، گفت در تمام ارکان کشور اعم از ارتش، قوه قضاییه، مجلس، ادارات دولتی، رسانههای گروهی، آموزش و پرورش و بخش مالی و اقتصادی کشور نفوذ فزایندهای داشته طی اقدام کودتا سعی در سرنگونی دولت اردوغان نمود که به خاطر موضوعات متعدد این کودتا شکست خورد، ولی عوارض منفی آن کل امورات کشور را تحت تاثیر قرار داده و این کشور هنوز هم در چنین گردابی به سر میبرد و با وجود این که نزدیک به یک سال و نیم از آن حادثه میگذرد، ولی خطر کودتای نظامی مجدد و اقدام علیه امنیت این کشور بر سر دولت این کشور سایه انداخته است. وقتی نگاهی به عوامل این کودتا و خصوصیات وابستگی آنان میاندازیم متوجه میشویم عاملان اصلی این کودتا در واقع با این اقدام خود پیامی به دولت ترکیه داده و سعی کردند این کشور کما کان در جهت برنامه و منافع آنان حرکت نماید و همان روزهای اول از سوی مقامات کشور از جمله وزیر کشور سلیمان سویلو بصراحت اعلام نمود که طراح اصلی این کودتا آمریکا و سیا بوده و مرکزیت کودتاگران نیز پایگاه انجیرلیک است. ولی در حال حاضر دولت ترکیه به جای اینکه روابط خود را با چنین کشور کودتاگر بکاهد آن را افزایش داده و سعی دارد خود را با برنامه و طرحهای آمریکا وفق دهد. حتی اخیرا رئیس ستاد مشترک ترکیه در پایگاه انجیرلیک که تا دیروز به عنوان مرکز طراحی توطئه کودتا اعلام شده بود پیش رئیس ستاد مشترک آمریکا رفته و دیدارهای محرمانهای با وی برگزار مینماید و همزمان مسئولان این کشور از جمله رئیسجمهور همان ادعاهای آمریکا علیه ایران را تکرار مینمایند. چرا؟
همراهی با ایران و روسیه
از سوی دیگر با اینکه حضور ترکیه سر میز مذاکره برای آشتی در موضوع سوریه یک حرکت مثبت و در خور توجه و تقدیر است، ولی این موضوع نه از روی خواست بلکه بنا بر نیاز و ضرورتهای شرایط صورت گرفته است. زیرا مقامات ترکیه که تا دیروز خواب سرنگونی دولت بشار اسد و حتی دولت عراق را میدیده و بنا داشتند در اسرع وقت نماز خود را در مسجد اموی دمشق بهجا آورند همزمان با پیروزیهای بزرگ ارتش سوریه بخصوص پس از آزاد شدن دومین شهر بزرگ و پایتخت اقتصادی سوریه و شکست سخت گروههای تروریستی مورد حمایت کشورهای آمریکا، اروپایی، عربستان، قطر و ترکیه خودرا در آستانه شکست و بنبست میدید برای حفظ موقعیت نیروهای مورد حمایت خود در سوریه مجبور به قبول حضور در مذاکرات مسکو و آستانه و برقراری آتشبس شده و سعی داشته اهدافی را که به وسیله نیروی نظامی و جنگ نتوانست محقق سازد در میز مذاکره شاید قسمتی از آن را بهدست آورد که در این مورد نیز نا کام مانده و خواستهای خودرا از دست رفته میبیند. به همین دلیل نیز مسئول تمام این نتایج را ایران میداند و سعی دارد با فشار بر ایران بتواند موقعیت خودرا ترمیم کند.
از سوی دیگر بهقدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا و اعلام سیاستهای تند علیه ایران و نیز حمایت ترامپ از رژیمهای عربی ضدایران احتمالا دستاویزی شده برای اردوغان و دولت ترکیه در جهت فشار بر ایران و کسب امتیاز از ایران در مسائل منطقه، بخصوص سوریه و عراق شده است و دیدارهای پشت سر هم مقامات تازه کار آمریکا از ترکیه و دیدار با مسئولان ترکیه.
آینده روابط تهران ـآنکارا
با وجود تمام اظهارات منفی مسئولان ترکیه در رابطه با ایران آیا این کشور در آینده حاضر به از بین بردن روابط خود با ایران شده و احیانا علیه ایران دست به اقدامی نظامی میزند؟ کارشناسان متفقا نظرشان این است که ترکیه به هیچ عنوان درصدد اقدامی نظامی علیه کشور قدرتمندی مانند ایران نیست. به چند دلیل:
اول اینکه ترکیه در حال حاضر با سایر همسایگان مرزی خود به اندازه کافی درگیری دارد و طی این مدت توان خودرا تا حدودی از دست داده و تاب اقدام نظامی با کشور دیگر آن هم کشور قدرتمند جمهوری اسلامی ایران را ندارد. و اگر دست به چنین اقدامی بزند آن وقت به طور کامل دور ترکیه و مرزهای خود یک حصار کامل کشیده و در بین کشورهای متخاصم قرار خواهد گرفت.
دوم اینکه ایران پس از روسیه و اتحادیه اروپا سومین شریک بزرگ ترکیه است. نقش ایران در تجارت ترکیه نقش مهمی است و قسمت عمده نفت و گاز خود را از ایران تامین مینماید و ایجاد بحران در روابط با ایران به معنی تشدید بحران اقتصادی خود ترکیه خواهد شد که مقامات دولت ترکیه به هیچ وجه خواهان آن نیست.
سوم اینکه فرض بر این که نیمی از مردم ترکیه از دولت حزب عدالت و توسعه و برنامههای آن حمایت مینمایند اما نصف دیگر مردم دقیقا در مقابل برنامه و اجراهای این حزب قرار داشته و اظهارات مخالف اقدام نظامی ترکیه علیه کشورهای همسایه بخصوص کشور قدرتمند مانند ایران هستند و در صورت اعمال چنین سیاستی از سوی ترکیه یقینا در برابر آن خواهند ایستاد و بعید هم نیست بحران داخلی تشدید شده و امنیت ملی کشور با درگیریهای داخلی تشدید شود.
چهارم این که به خاطر جانبداری مقامات ترکیه از گروههای تروریستی که خودرا سنی معرفی مینمایند و حملات تند گفتاری علیه شیعیان باعث حساسیتهای عدیدهای در ترکیه شده و تلقی بر این است که شخص اردوغان و دولت ترکیه در کنار گروههای سنی قرار داشته و همانند تکفیریها مسلمانان شیعه را طرد مینمایند. میدانیم بافت جمعیتی ترکیه متغیر بوده و اقوام و مذاهب گوناگونی در آن زندگی مینمایند و در حال حاضر به خاطر درگیری دولت با گروه
پ.ک.ک تقریبا قسمت عمده کردهای آن کشور را در مقابل خود قرار داده است و احیانا اقدام نظامی ترکیه علیه ایران نیز باعث خواهد شد شیعیان و علویهای این کشور که بنا بر آمار غیررسمی بین 20 الی 25 میلیون نفر تخمین زده میشود خواهد شد. بخصوص که اقدام اخیر دولت برای تعطیل کردن دو کانال تلویزیونی شیعیان ترکیه و نیز تعطیلی چند کانال تلویزیونی علویون این کشور این حساسیت به اوج رسیده است.
پنجم اقتصاد ترکیه توان حمل ایجاد بحران با ایران را ندارد، زیرا چه قبل و چه بعد از کودتا به خاطر اقدامات دولت علیه گروه گولن و بیثباتی لازم در کشور قسمت عمده سرمایهگذاریهای خارجی از ترکیه رفته است. طبق یک آمار رسمی پس از کودتای 15 جولای نزدیک به 80 میلیارد دلار از سرمایه خارجی از ترکیه خارج شده و کشورهای دیگر هم حاضر به سرمایهگذاری در ترکیه نیستند. در چنین شرایطی ایجاد بحران جدید این بار با ایران باعث سقوط شدید اقتصادی ترکیه خواهد شد که مقامات ترکیه به هیچ وجه حاضر به تن دادن به چنین وضعی نیستند.
ششم و از همه مهمتر اینکه ارتش ترکیه به خاطر اوضاع داخلی این کشور دچار ضعف شدید شده و چه قبل و چه بعد از کودتا تعداد زیادی از ژنرالها و افسران عالی ارتش ترکیه بازداشت و زندانی شده و تغییرات عمده غیرکارشناسی در داخل ارتش صورت گرفته است و هنوز هم به اسم مبارزه و گروه تروریستی گولن هرروزه تعدادی از افسران و فرماندهان ارتش بازداشت و زندانی میشوند و این باعث از بین رفتن روحیه ارتشیان شده و چه بسا مخالفتهای گسترده خاموش در داخل ارتش نهفته است. اقدام عملیات جرابلس و الباب در داخل خاک سوریه که فقط 30 کیلومتر با مرز ترکیه فاصله دارد نمونه اقدام نظامی ترکیه بوده و وضع ارتش در جنگ محتمل آینده را بروشنی نشان میدهد. زیرا نزدیک به یک سال است و با وجود استفاده ترکیه از تمام توان نیروهای مسلح خود در داخل سوریه تاکنون نتوانسته در یک منطقه خیلی کوچک موفقیت نظامی به دست آورد. حال وارد شدن با چنین ارتش به هم ریخته در آینده به نظر میرسد دیوانگی محض بوده و بعید است دولت ترکیه با توجه به این حقایق دست به کاری بزند که آخر عاقبت آن روشن نیست.
2 دلیل برای واگرایی ترکیه
گذشته از همه اینها ترکیه میداند که نباید با طناب کشورهای آمریکا و مرتجع عربی وارد چاه شد. زیرا بخوبی میداند به جمعیت کشورهای عربی که در حال حاضر خودرا مخالف ایران اعلام مینمایند به اندازه دو سوم جمعیت ایران هم نیستند و ایران در اکثر این کشورها سرمایهگذاریهای کلانی انجام داده که خروج سرمایه ایران از این کشورها بهمعنی سقوط تمام آنها خواهد شد و از سوی دیگر ایران در بین جمعیت تمام این کشورها نیز نفوذ فزایندهای داشته و بروز جنگ علیه ایران از سوی این کشورها به معنی قیام گسترده ملتهای خود این کشورها خواهد بود.
و سخن پایانی اینکه دولت ترکیه و اردوغان به 2 دلیل چنین سیاستی را در پیش گرفته و در برابر گفتار وحدتطلبانه مقامات جمهوری اسلامی ایران مدام بر طبل تفرقه میدمد:
اول اینکه شکست خود در سیاست خارجی را به وسیله تحت فشار قرار دادن ایران به حداقل برساند و احیانا در این بین توجه افکار عمومی خود را از مشکلات داخلی با یک مشکل خارجی مشغول دارد.
دوم اینکه با نزدیکی به کشورهای عربی بتواند قسمتی از سرمایههای آنان را که در کشورهای غربی بخصوص در آمریکا قرار دارد جذب نموده تا قسمتی از گرفتاریهای اقتصادی کشور را
برطرف سازد.
والا همانطور که خود اردوغان و دیگر مقامات ترکیه پس از بروز هر اختلاف و اعتراضات تند ایران گفتند روابط ترکیه و ایران خیلی عمیقتر از آن است که منجر به درگیری فیزیکی و نظامی گردد.
مالک کایا - تحلیلگر مسائل ترکیه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: