بایرامی: شاید «لم یزرع» فیلم شود

محمدرضا بایرامی در جمع علاقه‌مندان آثارش گفت: زمانی که رمان لم یزرع را می‌نوشتم، به فیلمنامه‌ آن هم فکر می‌کردم، اما بعد تصمیم گرفتم، اول رمانش را بنویسم. برخی فیلمسازان هم به فیلم شدن این اثر ابراز علاقه کرده‌اند که تصمیم دارم با آنها صحبت کنم.
کد خبر: ۱۰۰۵۲۲۰

به گزارش تسنیم،‌ جلسه پرسش و پاسخ کتاب لم‌یزرع با حضور محمدرضا بایرامی، نویسنده و برگزیده جایزه ادبی جلال آل‌احمد و کتاب سال جمهوری اسلامی، با محوریت کتاب لم یزرع در ترنجستان سروش برگزار شد.

بایرامی در ابتدای سخنانش با اشاره به سابقه پژوهش و مطالعه‌اش در حوزه تاریخ عراق و با بیان این که گویی گرد مرگ و افسردگی و نفرین بر عراق معاصر ریخته‌اند، گفت: برای انجام کاری از سال 88 به مطالعه در حوزه تاریخ عراق پرداختم و تاریخ این کشور را زیر و رو کردم. همه فراز و فرودهای تاریخی این کشور را در این برهه مطالعه و به آرشیوهای تصویری مراجعه کردم. می‌توان عراق معاصر و دوران حکومت صدام را در یک کلمه توصیف کرد: وحشت !اگر به اتفاقاتی که برای کردها یا شیعیان و حتی هم‌حزبی‌های خود صدام رخ داده دقت کنید، می‌بینید که روح عراق معاصر چیزی جز وحشت نیست.

بایرامی با بیان این که نزدیک به پنج سال، درگیر نوشتن لم یزرع بودم، اما معنی این پنج سال تلاش این نیست که یکراست به نسخه فعلی برسم، ادامه داد: داستان چندبار عوض شد. مواجهه پدر و پسر در آن طبیعی در نمی‌آمد؛ ‌حتی وقتی برای دوستانم به صورت شفاهی تعریف کردم، می‌گفتند چطور می‌خواهی این قصه را در بیاوری و چطور می‌شود، دوبال تقدیر و تصادف را همراه با هم جلو ببری.

وی در بخشی از این نشست و در پاسخ سوالی درباره عادت‌های نوشتن خود گفت: سال‌هاست که شب‌ها نمی‌نویسم. عادت کرده‌ام به سحرخیزی برای مطالعه و جست‌وجو یا نوشتن. نه می‌توانم و نه دیگر دلم می‌خواهد شب کار کنم، اما موقع نوشتن باید تمرکز زیادی داشته باشم. باید از صدای پیرامون دور شوم و برای همین عادت کرده‌ام به موسیقی گوش بدهم. برایم مهم نیست آن موسیقی چیست، چون هدف دور کردن صداهای مزاحم خارجی است. به همین خاطر، شاید پنج سال به یک آلبوم موسیقی گوش کنم بی‌آن‌که بدانم چیست و بعد عوضش کنم. با این حال در تنگناها بیشتر کار می‌کنم. خیلی از کتاب‌هایم را در مترو می‌خوانم و حتی رمانی را که قصد دارم سال بعد منتشرش کنم، در دوران مریضی مرحوم مادرم که حال روحی بدی داشتم، نوشتم.

بایرامی در بخش دیگری از این نشست درباره جوایز ادبی و تاثیرگذاری آن در مسیر کاری خود گفت: جوایز ادبی برای من تحقیرکننده بوده است. فکر کنید سال‌ها بنویسید و دیده نشوید؛ اثری خلق کنید که به آن امید زیادی دارید، اما در هیچ جا دیده نشود، آن هم در جوایزی که می‌گویند شرط و نگاهشان به اثر تنها بر پایه ادبیات است. بازتاب جوایز ادبی داخلی برای من تنها و تنها تحقیر بوده است. اگر میزانش از نظر نقدی کلان بود، دست کم از نظر مالی در زندگی نویسنده تاثیر داشت، اما الحمدالله این هم در حال حذف شدن است. در ایران، مشکل ما این است که وقتی یک مجله خوب منتشر می‌کنیم، 500 مجله بد هم کنارش در می‌آوریم و مخاطب نمی‌تواند در کنار آنها کار خوب را ببیند. این روزها آنقدر اسم از جوایز ادبی و نویسنده می‌شنوم که فکر نمی‌کنم بشود از دل آنها کارهای خوب را جدا کرد و خواند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها