رنجنامه ای به بلندای تاریخ

این که مردم چگونه می توانند در چنین شرایطی زندگی کنند، در حیرتم. حدود 9ماه پیش مردم فلسطین پایان اشغال نظامی غزه به وسیله اسرائیل را جشن گرفته بودند. اما امروز همچنان گلوله های توپخانه بر سر آنان می ریزد.
کد خبر: ۱۰۰۲۲۸

جناح های فلسطینی با یکدیگر می جنگند و با ادامه محاصره و فشارهای اقتصادی اسرائیل ، اقتصاد فلسطین به زانو درآمده است.
آیا هیچ تغییری در جهت بهبود رخ داده است؛ موسی ال سوارکا، تا افزایش غیرقابل تحمل باران گلوله های توپخانه اسرائیل ،با شترها و محصول کشاورزی خود در آلونک محقرش در حاشیه بیت لاهیا در شمال نوار غزه زندگی می کرد.
این کشاورز بادیه نشین 68ساله با افزایش گلوله باران به ناچار وسایل مختصرش را برداشت و با پسرش به شهر رفت. دو روز بعد گلوله باران توپخانه اسرائیل خانه موسی را با خاک یکسان کرد.
سه هفته بعد، موسی در حالی که سعی می کرد شترهایش را نجات دهد، خود هدف قرار گرفت و کشته شد. مارس ال سوارکا، پسر عموی موسی می گوید: گلوله ، مستقیم به سرش خورد.
ما به علت شدت آتش نتوانستیم او را نجات دهیم و حداقل 10دقیقه طول کشید تا خود را به او رساندیم. چیزی از صورتش نمانده بود برای همین وقتی جسدش را از بیمارستان گرفتیم سعی کردیم نگذاریم همسرش صورت او را ببیند.
روز بعد، اعضای خانواده، چادر سنتی عزاداری را در نزدیکی خانه فروریخته پیرمرد برپا کردند. تعدادی از دوستان و همسایگان برای تسلیت و صرف قهوه آمدند.
عادل ال سوارکا، پسرعموی دیگر موسی می گوید: بعد شلیک گلوله ها دوباره شروع شد. صدای جیغ و داد و فریاد شنیدیم که صدای حسن الشافعی بود. گلوله توپ به پشت او خورد و بدنش را تقریبا دو نیم کرد.
تعداد گلوله ها به قدری زیاد بود که برای فرار ناچار بودیم روی زمین بخزیم. حسن الشافعی 55ساله که سبزی و میوه تولید می کرد، در بیمارستان درگذشت. احمد الشافعی ، از اقوام او، پنج قطعه گلوله توپ را که در مزرعه یافته به چادر عزاداری او می آورد. طول هر یک بیش از 15سانتیمتر است و سنگین و دندانه دار است.
او با اشاره به گلوله ها می گوید: تصور کنید چنین چیزی داغ و باسرعت زیاد به تن آدم فرو برود وحشتناک است و هر یک از آنها یک فیل را از پا در می آورد.
پس از آن ، دو خانواده در طرف دیگر شهر که گلوله ها کمتر است اگر چه باز هم آنقدر بود که ناچار مدرسه امریکایی مجاور را در ژانویه بستند و آن را به شهر غزه منتقل کردند چادرهای عزاداری برپا کردند.
اسرائیل در کمتر از 55روز در ماه های آوریل و می از توپخانه خود در آن سوی مرز نوار غزه و از کشتی های جنگی خود که در ساحل غزه مستقر کرده بیش از 5100گلوله توپ روی نوار غزه شلیک کرده است.
اسرائیل می گوید هدف بمباران جلوگیری از حملات راکتی فلسطینی ها به داخل اسرائیل است، اما آتش مداوم توپخانه زندگی مردم عادی را سیاه تر کرده، شش فرد عادی فلسطینی را کشته از جمله دو کودک یعنی هادیل قائن 8ساله و ممدوح عبید 15ساله و 60نفر دیگر از جمله 21کودک را مجروح کرده است.
ارتش اسرائیل مقرراتی را که خود وضع کرده بود که تا 100 متری نواحی پرجمعیت شلیک نکند زیر پا گذاشت و آتش مرگ خود را به روی مناطق مسکونی ریخت.
بعد از ظهری که خانواده سوارکا در مرگ موسی عزادار بودند، بیش از 300گلوله توپ به داخل و اطراف بیت لاهیا شلیک شد که بعضی از آنها آنقدر نزدیک بود که انفجارها چادرها و خانه های کوچک شکننده را به لرزه در می آورد.
فارس ال سوارکا می گوید، «ما بادیه نشین هستیم و در کپرهایی زندگی می کنیم که سقف آن را با صفحات روی پوشانده ایم و طبیعی است که ما را در برابر گلوله توپ حفظ نمی کند. گلوله های اسرائیل هر روز به ما نزدیک تر می شود.
آنان ده سال است می دانند ما چه کار می کنیم و می دانند که ما در زمان های خاصی شترهای خود را جا به جا می کنیم. آنها حتی اسامی ما را می دانند. آنان می دانند چه کسانی را می کشند.
این دو مرد در میان حدود 110فلسطینی هستند که اسرائیل از شروع سال جاری میلادی آنان را کشته است که حداقل نیمی از آنان مردم عادی بوده اند.
بر اثر اصابت موشک اسرائیل به خودروی حامل یکی از فرماندهان جهاد اسلامی، سه نسل از اعضای خانواده ای که سوار خودرو بودند، کشته شدند.
کوچکترین این قربانیان مهناد محمد عامن، 4ساله بود. حدود 9ماه پیش که مردم فلسطین در خرابه های شهرک های تخلیه شده اسرائیل در نوار غزه اشغالی برای خروج اشغالگران جشن گرفتند، انتظار چنین شرایطی را نداشتند.
صحنه های بیرون راندن شهرک نشینان اسرائیلی از اراضی اشغالی که مدعی بودند خداوند آنها را به آنان داده به وسیله سربازان اسرائیلی ، برای فلسطینیان به نشانه آزادی از 38سال اشغالگری بود.
ویران کردن شهرک های اسرائیلی در اراضی نوار غزه، و خراب کردن تاسیسات مستحکم ارتشی در اطراف شهرها و اردوگاه های آوارگان فلسطینی، دورنمای آغازی تازه با آزادی سفر، رفاه اقتصادی و صلح بود. برای مردم غزه، بعضی از این تصورات تحقق یافته است.
شهر رفح در جنوب غزه، پرتلفات ترین و ویران شده ترین شهر غزه، سرانجام از ترور و وحشت روزانه گلوله های اسرائیل و رنج ویرانی مداوم خانه های مردم به وسیله بولدوزرهای ارتش اسرائیل خلاص شده است.
ارتش اسرائیل با کنترل های مداوم خود این شهر را از بقیه غزه جدا می کرد و مردم آن را از کار و مدرسه محروم می کرد و آنان را وادار می ساخت از خانه و زندگی خود دست بردارند.
شهرک های اسرائیلی کنترل بزرگراه های اصلی اراضی اشغالی را در دست داشتند و ارتش اسرائیل مرکز کنترلی به نام ابوهولی را ساخته بود تا مردم فلسطین را آزار دهد.
نام این مرکز از نام یک فلسطینی گرفته شده که اشغالگران از زمین او برای ساختن پلی برای رساندن شهرک نشینان یهودی به خانه هایشان استفاده کردند و جایی است که عرب ها می بایست ساعت ها، حتی روزها منتظر بمانند.
این مرکز از نظر بسیاری از مردم فلسطین نماد سرکوبگری مداوم اشغالگری بود و حالا فقط ساختمان های بتونی آن مانده است.
امروز، مردم غزه برای رفت و آمد در داخل نوار غزه و سفر به مصر و جاهای دیگر آزادند. بیشتر شهرکهای یهودی نشین ویران شده، اگرچه از ساختمان مدرسه مذهبی یهودی، که به شکل ستاره داود در گوش کاتیف ساخته شده، به عنوان کلاسی برای دانشگاه الاقصی استفاده می شود و شرکتی مصری در حال پاکسازی شهرک نتزاریم است تا به جای آن برای بازی بچه ها «لونار پارک» بسازد.
اما مردم غزه با مشکلات جدید تحمیلی از داخل و خارج مواجه هستند. پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی ژانویه باعث تحریم های بین المللی از جمله حذف حدود یک میلیارد دلار کمک سالانه امریکا و اتحادیه اروپا و مبارزه قدرت شد که به صورت درگیری های خیابانی بین اعضای پیروزمند حماس، که می کوشند در برابر مقاومت جناح بازنده فتح ، کنترل نهاد خودگردان فلسطین را در دست بگیرد، جلوه گر شد.
مردم فلسطین امیدوار بودند، خودکفا شوند. پس از خروج اسرائیلی ها آنان گرمخانه های شهرک نشینان را در اختیار گرفتند تا با تولید میوه و سبزی هزاران شغل ایجاد کنند و ده ها میلیون دلار درآمد از صدور آنها به دست آوردند.
آنان گوجه فرنگی و فلفل، هندوانه و توت فرنگی کاشتند تا در ژانویه برداشت کنند. اخیرا سرانجام گرمخانه ها را بستند، چون محاصره اقتصادی فلسطین به وسیله اسرائیل که پس از پیروزی انتخاباتی حماس انجام شد صدور محصولات را غیرممکن کرد.

رفاه نه
داو وایسگلاس ، نزدیکترین مشاور نخست وزیر اسرائیل گفت : آنچه اسرائیل برای غزه در نظر دارد رفاه و کامیابی نیست، بلکه نگاه داشتن مردم آن در آستانه گرسنگی است.
وی گفت : لازم است کاری کنیم که مردم فلسطین لاغر شوند، البته نه تا آستانه مردن در چادر عزاداری در بیت لاهیا، با احمدالشافعی، رئیس اتحادیه تعاونی تولید و عرضه کنندگان سبزیجات غزه ، دیدار کردم.
او می گوید: «دو هزار خانواده در این شهر به توت فرنگی وابسته اند. ما از صدور هر کیلو توت فرنگی 12شکل (واحد پول اسرائیل) می گرفتیم.
حالا در بازار داخلی یک یا دو شکل به دست می آوریم البته اگر بفروشیم. عدم صدور توت فرنگی 1.5میلیون دلار به ما ضرر زده است.
سلیم ابوصفیه، از طرف نهاد خودگردان مسوول مرزهای غزه است و دفتر کارش نزدیک محل انتقال بار در گذرگاه کارنی قرار دارد که هر چند یک بار گلوله هایی از توپخانه اسرائیل به حوالی آن شلیک می شود.
او می گوید اگر مجموع ساعاتی را که گذرگاه کارنی در 5ماه گذشته باز بوده، حساب کنید از سه هفته بیشتر نخواهد شد. اینجا سه یا چهار ساعت در روز باز است و گاه هفته ها بسته است.
اینجا ظرفیت رسیدگی به کار 700کامیون در روز را دارد و حالا که باز است فقط امکان رسیدگی به کار 50کامیون را داریم. در این روز، کارنی کمی بیش از سه ساعت برای واردات باز است. ماه ها است که اجازه صادرات داده نمی شود.
او می گوید اسرائیل هر چه می خواهد برای ما بفرستد، می فرستد نه آنچه ما نیاز داریم. آنها میوه ، مواد ساختمانی و غذای یخ زده برای ما می فرستند تا هم ظاهر قضیه را حفظ کنند و هم نگذارند از گرسنگی بمیریم. اما آنچه مردم فلسطین نیاز دارند، دارو، وسایل پزشکی ، شیر، پودر شستشو و شیرخشک کودکان است. تاثیر محاصره اقتصادی بر صنایع فلسطین بشدت ویرانگر بوده است.
کارخانه های نساجی چون دیگر نمی توانند محصولات خود را از غزه صادر کنند، 75هزار کارگر خود را اخراج کرده اند. صفیه می گوید 700کامیون محتوی مبلمان و وسایل خانه منتظر ارسال به اسرائیل است.
وی می گوید: اسرائیل از شروع انتفاضه دوم از مرزها به عنوان وسیله فشار به فلسطینیان استفاده کرده است. بقیه اقتصاد فلسطین در نتیجه بستن مرزها نابود شده یک سوم صاحبان صنعت فلسطین به خارج رفته اند.
بیست و دو کارخانه بزرگ فلسطین تقاضای انتقال به مصر یا سودان داده اند. نوزده کارخانه تولید پوشاک در دو ماه گذشته تعطیل کرده اند. نسبت بیکاری در غزه 44درصد است اگر چه هنگامی که اسرائیل ورود کارگران فلسطینی را به خاک خود ممنوع می کند، این نسبت افزایش می یابد.
درآمد سرانه در مدت 3سال 40درصد کاهش یافته و حدود 70درصد مردم زیر خط فقر زندگی می کنند. اسرائیل بستن مداوم گذرگاه کارنی را با ادعای دریافت اطلاعات درباره حملات قریب الوقوع توجیه می کند.
دیگران این ادعا را جدی نمی گیرند. جیمز وولفنسون ، نماینده ویژه منصوب امریکا در اسرائیل و اراضی اشغالی ، که پیش از استعفا در ماه آوریل از دو طرف انتقاد می کرد، نسبت به آنچه که خود به عنوان ایجاد مزاحمت اسرائیل در تقاطع مرزی توصیف کرد، بطور ویژه ابراز ناامیدی کرد.
وی اسرائیل را متهم کرده است تمایلی به واگذارکردن کنترل این مناطق به فلسطینیان ندارد و چنان عمل می کند که گویی از غزه عقب نشینی نکرده است. وولفنسون ، اواخر سال گذشته تهدید کرد اگر اسرائیل با کاستن شدت محاصره موافقت نکند، از مقام خود استعفا خواهد کرد.
کاندولیزا رایس ، وزیر خارجه امریکا مداخله کرد و از اسرائیل تعهد گرفت تا پایان سال 2005، کارنی را 24ساعته باز بگذارد و اجازه دهد اتوبوس و کامیون مردم و کالا را بین غزه و ساحل غربی جابه جا کنند. اسرائیل همچنین قول داد درباره بازگشایی فرودگاه غزه بحث کند که از شروع انتفاضه که ارتش اسرائیل با بولدوزر باند آن را ویران کرد، بسته بوده است.
تل آویو همچنین وعده داد بندری بسازد تا مردم فلسطین بتوانند به طور مستقیم و بدون وابستگی اسرائیل تجارت کنند.
وولفنسون در آن زمان به تلویزیون پی.بی.اس امریکا گفت نوار غزه بدون رفت و آمد نسبتا آزاد در مرزهایش «مانند زندان خواهد بود.
وی گفت ، مرزهای باز برای آینده مردم غزه «حیاتی» است ، زیرا در آنان احساس امید، احساس این که می توانند پول به دست آورند، می توانند تجارت کنند، را به وجود می آورد. تعادل ، همیشه امنیت اسراییل و آزادی و امید برای مردم فلسطین است».
اسرائیل تقریبا به هیچ یک از وعده هایش غیر از بازکردن مرز بین غزه و مصر، عمل نکرد و موضوع را زیر پیروزی انتخاباتی حماس مدفون کرد. صفیه می گوید: «بستن مرزها تصمیم امنیتی نیست ، بلکه سیاسی است. منظورم این نیست که برای حمله به اسرائیل (از این مرز) تلاشی صورت نمی گیرد، انکار نمی کنم که حملاتی صورت می گیرد، اما این دلیل واقعی برای بستن مرز نیست».
امیر پرتز، وزیر دفاع جدید اسرائیل اخیرا گفت : اجازه خواهد داد صادرات کالا از غزه از سر گرفته شود، اما کمی بعد ارتش اسرائیل اعلامیه امنیتی دیگری صادر کرد و هیچ اقدامی درباره باز کردن مرزها انجام نشد.
صفیه به اسرائیلی ها اعتماد ندارد. او می گوید: «حقه اسراییلی ها این است که فلسطینیان را وادار کنند از تقاضاهای ملی و اساسی خود دست بردارند و نگران چیزهای کوچک و ناچیز روزمره باشند. ما امیدوار بودیم اوضاع پس از عقب نشینی اسرائیل بهتر شود اما امید، واقعیت نیست.
شانس کمی که ما داریم این است که به اسرائیل خیلی نزدیک هستیم و به این دلیل نمی توانند بگذارند از گرسنگی بمیریم. بدشانسی آنها این است که بقدری به آنان نزدیک هستیم که نمی توانند از شر ما خلاص شوند. حماس غیر از برنامه ریزی برای اقتصاد در حال محاصره ، امید چندانی به دست نمی دهد.
«یاهر موسی» از بنیانگذاران حماس و عضو پارلمان فلسطین ، می گوید: ما در حال برنامه ریزی برای برخورد با موقعیت کنونی و محاصره هستیم ، بله ما در حال برنامه ریزی برای اقتصاد در محاصره هستیم.
یک نمونه : ما 8000خودرو دولتی داریم که بیشتر آنها در دستهای افراد است. هر خودرویی سالی 20هزار دلار برای ما خرج دارد به جای آن می توانیم به هر نفر از آنان سالی هزار دلار بدهیم تا از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند.
می توانیم از مصرف بیهوده پول جلوگیری کنیم. بسیاری از افرادی که به حماس رای دادند هدفشان خلاص شدن از فساد فراوان و سوئمدیریت بود و حماس می کوشد راه حل هایی بیابد.
موسی می گوید: اروپا نباید با معیارهای دوگانه رفتار کند، یعنی دموکراسی بخواهد و بعد علیه تصمیم مردم اقدام کند. مردم فلسطین می دانند چه اتفاقی دارد می افتد. واکنش آنان حمایت از دولت و انتخاب خود در برابر این فشارها از امریکا، اروپا و مهمتر اسرائیل است.
از معدود کسانی که از اوضاع کنونی سود می برند، طلافروشان شهر غزه هستند.مردم فلسطین همیشه پول خود را در زمین و طلا می گذارند و طلاهای خانوادگی را به عنوان آخرین راه چاره می فروشند.

زن ها و حراج طلا
وائل السعیدی که 22سال است جواهرفروش است ، می گوید به شما قول می دهم هیچ زنی در غزه نیست که برای قیمت کردن جواهرات خود یا فروش آنها به مغازه من نیامده باشد.
این کار دو ماه پیش شروع شد اما در طول ماه گذشته بشدت زیاد شد. علت دو چیز است: اوضاع سخت اقتصادی و بالا رفتن شدید قیمت طلا. سعیدی حلقه نامزدی را که همان روز صبح خریده نشان می دهد.
حلقه ای بسیار کوچک و باریک است که سعیدی 45 شکل ( 6دلار) برای آن پرداخت. او می گوید نمی خواهم بگویم که وقتی آن را می فروخت زارزار گریه می کرد، اما وقتی به چشمانش نگاه کردم بشدت غمگین بود.
موضوع غم انگیز این است که آنان طلاهای زیادی ندارند. امروز صبح زنی گوشواره ای را به من فروخت که 40شکل قیمت داشت. اما 50شکل به او دادم چون دلم برایش سوخت، زیرا آه در بساط نداشت.
زوج های تازه ای هستند که می خواهند ازدواج کنند، اما پول برای خرید حلقه ندارند به این دلیل سه هفته حلقه کرایه می کنند.
«همه کسانی که وارد شهر می شوند، از جلوی مغازه من رد می شوند، این روزها کمتر کسی تاکسی می گیرد. مردم به رستوران نمی روند. علت همه این ها محاصره اقتصادی است. ما کمک نمی خواهیم. ما گدا نیستیم. دنیا می خواهد به اشغالگران و کمک وابسته باشیم. در این شرایط مردم چطور می توانند زندگی کنند، نمی دانم؛»
رتبه شهاده ، بیوه 59ساله با قاچاق سیگار از مصر به غزه درآمد خود را حفظ کرده است. او با 150دلار چند کارتن سیگار از مرز وارد می کند و آن را 300دلار می فروشد. سیگارهای مصری در غزه خریدار دارد چون قویتر و ارزانتر از سیگارهای اسرائیلی است.
او می گوید: پودر ماشین لباسشویی و پنیر هم قاچاقی می آوریم. چون در اینجا نایاب است. خیلی های دیگر این کار را می کنند. اما امروز شهاده می خواهد دستبند طلایی را که شوهر مرحومش در روز ازدواج به او داد، بفروشد.
او 1500دلار برای آن می گیرد و آن را در کیسه ای گلی رنگ دور گردنش می اندازد. حالا تنها جواهری که دارد یک گردنبند است.
او می گوید: طلایم را فروختم تا برای بچه هایم آرد بخرم و پول تحصیلات پسرم را بدهم چون این آینده او است. پسرم سال آخر دانشگاه است. آرزویم ، پسرم است و به هر قیمتی باید فارغ التحصیل شود.
او مهندس است. دستبند مهریه ام بود. امروز روز بسیار سیاهی است که آن را فروختم، اما امیدوارم آخرین روز تاریک زندگی ام باشد.

2700کشته
دلالان زیاد طلا می خرند، اما تقریبا هیچ نمی فروشند. سعیدی می گوید: ما خیلی طلا داشتیم ، تنها کاری که از دست ما بر می آمد قاچاق آنها به خارج است ، ما از بازار سیاه آنها را به مصر و دوبی می فرستیم تا پول به دست آوریم.
تمام طلای غزه دارد ناپدید می شود. اوایل ماه جاری پیکی که طلا به دوبی می برد با پولها و طلا ناپدید شد. بیش از 2700فلسطینی در پنج سال گذشته در درگیری با اسرائیل کشته شده اند که تقریبا یک چهارم آنان کودکان 16ساله یا کمتر بودند.
بعضی از این کودکان مشغول بازی فوتبال در خیابان ها و کاملا در دید نظامیان بودند که به آنان شلیک کردند. دیگران ، پشت نیمکت ها در کلاس مدرسه نشسته بودند که هدف گلوله های سرگردان شلیک شده نظامیان اسرائیلی قرار گرفتند.
حدود نیمی از این کودکان در نوار غزه و بیشتر در اردوگاه آوارگان در جنوب رفح و خان یونس کشته شدند. کشتارها بخشی از جنایات اسرائیل بود.
اسرائیل خانه های هزاران فلسطینی را در امتداد مرز مصر با بولدوزر شهرک ها را ویران کرد و بسیاری دیگر از فلسطینیان را با باران گلوله توپخانه به داخل رفح و خان یونس با گلوله باران روزانه و بیشتر شبانه بیرون راند هیچ جای فلسطین از اشغالگری بیش از این منطقه آسیب ندید. و در اینجا در جنوب نوار غزه است که مزایای عقب نشینی احساس می شود.
داستان «زاچیا ابو ارمانان نشان می دهد چگونه از زمان خروج ارتش اسرائیل وضع در رفح بدتر شده است. حتی یک اتاق در خانه او نیست که اثری از گلوله های مسلسل و توپ در آن نباشد.
تمام دیوارهای آشپزخانه از اثر گلوله ها سوراخ سوراخ شده است. یک بار که خوابیده بود سه قطعه فلز داغ به رختخوابش خورد. بعد پنجره ها را آجر گرفتند و به اتاق عقبی خانه منتقل شدند. وقتی دستشویی طبقه بالا هدف گلوله قرار گرفت. آنان دست از استفاده از آن برداشتند.
وقتی ارتش اسرائیل اعلام کرد هر کس در طبقه باشد هدف گلوله خواهد بود، همگی به طبقه همکف رفتند. آنان پس از کشته شدن بشیر، پسر 15ساله ارمانا که هنگام بازی فوتبال در کوچه در فوریه 2004به دست یک نظامی اسرائیلی کشته شد، خانه خود را رها نکردند و وقتی که ارتش سه تا از چهار اسب خانواده را که وسیله امرار معاش خانواده با بارکشی بودند، کشت هم از آنجا نرفتند.
اما در اواسط 2004که ارتش اسرائیل به دست وائل پسر 20ساله. ارمانا شلیک کرد خانه و زندگی خود را رها کردند. ارمانا و 9فرزندش چند اتاق در مرکز رفح پیدا کردند که در آنجا اجاره ها با افزایش فرار خانواده ها از دست ارتش اسرائیل سر به فلک می ساییدند.
ارمانا می گوید: ترسم از این بود که اگر خانه را بگذاریم و برویم آن را خراب کنند. این حاصل یک عمر کار و زحمت همه ما بود. این خانواده اینک بازگشته اند و ارمانا می گوید این خانه نیست ، ویرانه است.
با این حال آسودگی بسیاری دارد و می گوید از این که آنان رفته اند هر لحظه خدا را شکر می کنم. حالا احساس می کنم امنیت داریم. فرزندانم امن هستند. دیگر مجبور نیستم صدای تیرها را بشنوم و هر بار نگران زخمی شدن یکی از بچه هایم باشم. اما از کار خبری نیست.
امن هست اما پول نیست. آدم از شریک مشکل خلاص می شود، اما هنوز مشکلات دیگری هست.

نویسنده: کریس مک گریل
منبع: گاردین
مترجم :علی کسمایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها