در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
منتقدان هنری تعجب خود را از این نظر ابراز میکنند که با وجود موفقیت فراوان داستان، دو صنعت سینما و تلویزیون خیلی دیر و سالها پس از انتشار آن به سراغش رفتند. این در حالی بود که بسیاری از منتقدان ادبی روی جنبههای تصویری داستان تاکید کرده و میگفتند شباهت بسیار زیادی به یک فیلمنامه سینمایی دارد. طی سهدهه قبل، تعداد زیادی از نوشتههای کینگ سر از پرده سینما و صفحه تلویزیون درآوردند و همچنان جای مه در بین آنها خالی بود. فرانک دارابونت که داستان مه را سالها قبل خوانده بود، بالاخره توانست نظر مساعد کمپانی متروگلدوین مهیر را برای تولید آن جلب کند. او فیلم سینمایی مه را سال 2007 کارگردانی کرد. نکته جالب درباره این نسخه سینمایی این است که دارابونت پایان داستان کینگ را تغییر داد و آن را به شکل متفاوتی عرضه کرد. این پایان کمی حال و هوای خوش دارد و حکایت از آن میکند که مه و خطرات مربوط به آن دوباره به شهر بازنگشته و خطری برای مردم فراهم نخواهد کرد.
دارابونت که از دهه 80 میلادی در فکر ساخت فیلم سینمایی براساس داستان کینگ بود، آن را با هزینه اندک 18 میلیون دلاری جلوی دوربین برد. منتقدان نقدهای مثبتی برای آن نوشتند و تماشاگران آمریکایی و غیرآمریکایی حدود 27 میلیون دلار برای دیدنش پول پرداخت کردند. فروش جهانی 57 میلیون دلاری فیلم برای تهیهکنندگانش سود خوبی به همراه آورد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: