در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی درباره روز حادثه و فداکاریهای آتشنشانان که ازنزدیک شاهد آن بود، به جامجم گفت: صبح روز حادثه زمانی که باخبر شدم ساختمان پلاسکو آتش گرفته، راهی محل حادثه شدم. آن روز آتشنشانان از ایستگاههای مختلفی برای امدادرسانی به آنجا آمده بودند. من هم بعد از هماهنگیهای لازم اجازه ورود برای عکاسی از ساختمان را گرفتم. در هر طبقهای بین 10 تا 20 آتشنشان بودند. آنها شعلههای آتش را خاموش کرده و در حال خارج کردن افراد از ساختمان بودند.
این عکاس افزود: من هم بعد از عکاسی در طبقههای پایینی، وارد راهروی طبقه هشتم شدم. آنجا 20 تا 25 آتشنشان بعد از پایان عملیات نفسگیر نشسته بودند تا کمی استراحت کنند. به آنها خسته نباشید گفتم و شروع به عکاسی کردم. 20 دقیقه تا 30 دقیقه آنجا بودم. حتی آخرین عکس را هم از آنها گرفتم.
وی افزود: آب بخشی از راه پلهها را فراگرفته بود. برخی از مغازهداران در حال جمعآوری آبها بودند. یکی از آتشنشانان متوجه شعلههای آتش در بخشی از طبقه هشتم شد. چند نفر از آتشنشانها آن را خاموش کردند. همان موقع از طریق بیسیم به آنها اعلام شد احتمال ریزش ساختمان وجود دارد. هر چه سریعتر این محل را ترک کنید. آنها بعد از این پیام همه جا را جستوجو کردند تا کسی در ساختمان نمانده باشد. من با اجبار یکی ازآتشنشانها از آنجا خارج شدم. این عکاس ادامه داد: چند لحظه بعد هم ساختمان ریزش کرد و آتشنشانان زیر آوار گرفتار شدند. آنها فداکاری کردند تا مردم زنده بمانند. شاید اگر آن روز آتشنشان فداکارعلی امینی به اجبار مرا هم از ساختمان خارج نمیکرد، من هم در میان محبوس شدگان آوار ساختمان پلاسکو بودم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: