به گزارش جامجم، بعدازظهر هفتمین روز دی امسال بودکه مردی با کلانتری 179 خلیج تهران تماس گرفت و از سرقت خانهاش خبرداد.
ماموران با حضوردر خانه پیرمرد شاکی ـ که یک خانه قدیمی بود ـ از وی تحقیق کردند که او به افسر کلانتری گفت: من و همسرم در خانه بودیم که زنگ در خانهمان به صدا درآمد. دم در که رفتم دو مردکه چهرهشان را با پارچههایی پوشانده بودند، به من حملهور شدند و کتکم زدند. یکی از آنها دهانم راگرفت و دیگری مرا به زور به داخل حیاط خانه هول داد. آن دو بعد، کشانکشان مرا به داخل ساختمان بردند.
وی ادامه داد: مردان نقابدار دست و پایم را با پارچهای بستند. بعد همسرم را کتک زدند ودست و پای او را هم بستند. آنها اصلا درباره محل نگهداری پول از ما سوال نکردند. در ادامه یکی از آنها طلاهای همسرم را به زور از دست و گردنش درآورد. بعد از کتک زدن همسر سالخوردهام، دست راست او را شکستند. سارقان فرار کردند و بسختی توانستم ابتدا دست و پای خودم و بعد دست و پای همسرم را باز کنم. او را به درمانگاه بردم و در ادامه به پلیس زنگ زدم.
همزمان با تشکیل پرونده قضایی و بررسیهای اولیه ماموران کلانتری، پرونده با دستور قاضی امیراسماعیل رضوانفر، بازپرس شعبه سوم دادسرای یافتآباد تهران، برای تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
در این مرحله ماموران به تحقیق اززوج سالخورده پرداختند که آنها گفتههای پیشین خود را تکرار کردند. ماموران محل سرقت را دوباره بازرسی کردند و در ادامه تحقیقات به سرنخهایی دست یافتند که نشان میداد سارقان باید آشناییای با شاکی داشته باشند که به پیرمرد آسیبی نزده و فقط سراغ طلاهای زن سالخورده رفته و او را هم مصدوم کردهاند.
در مرحله بعدی تحقیقات، ماموران متوجه شدند دو سال پیش همسر نخست پیرمرد فوت کرده و او مدتی پیش با همسر کنونیاش ازدواج کرده است. جستوجوها ادامه داشت تا این که ماموران رد یکی از آشنایان خانواده شاکی را در ارتباط با این دزدی به دست آوردند. متهم 22 ساله که سعید نام داشت، تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و شامگاه بیست و سوم دی امسال در خانهای در شهر کرج شناسایی و بازداشت شد. متهم با انتقال به پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ بازجویی شد و اعتراف کرد این دزدی خشن را با همدستی ناصر 22 ساله، نوه مالباخته، مرتکب شده است. با اعتراف وی، همدستش تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و همان روز در خانهای در منطقه تهرانسر بازداشت شد.
متهم با انتقال به پلیس آگاهی بازجویی شد و با اعتراف به اجرای نقشه این سرقت به افسر تحقیق گفت: بعد از فوت مادربزرگم، پدربزرگم با زن دیگری ازدواج کرد. به این زن علاقهای نداشتم و از او خوشم نمیآمد. همین موضوع باعث شد از مادربزرگ جدید کینه به دل بگیرم. سرقت را هم بابت این کینه و انتقام انجام دادم. موضوع را به دوستم اطلاع دادم و او پذیرفت و با من همراه شد.
وی ادامه داد: آن شب طبق نقشهمان، چهرهمان را با پارچههایی پوشاندیم و به مقابل خانه مادربزرگم رفتیم. او را کتک زدیم و همراهش وارد خانه شدیم. در آنجا طلاهای همسرش را سرقت کردم و دست او را به قصد کینهای که از وی داشتم، شکستم.
سرهنگ کارآگاه احمد نجفی، رئیس پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ در این باره گفت: با اعتراف این دو متهم، برای آنها قرار قانونی صادر شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم