در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عربستان از بدو بحران سوریه یکی از طراحان و حامیان این بحران بود. قبل از آن هم در عراق از عملیاتهای تروریستی حمایت میکرد اما چون نام مستقیمی از آن نبود و سعی میکرد نامش افشا نشود، احساس میکرد که در عراق موفق شده و این روند را باید به سوریه هم منتقل کند. در آنجا دامنه نفوذ عربستان گسترده شد چه اعزام گروههای تروریستی، چه مسلح کردن اکثر گروههایی که در تشنج بحران سوریه نقشآفرین بودند و این امر تقریبا باورهای غلطی را در عربستان ایجاد کرد تا آنجا که به دنبال لشکرکشی به داخل سوریه بود، بعد از ناکامی و تاخیر در اجرای طرحهای عربستان در آنجا بحث یمن را به عنوان پشتوانه یا ابزاری که میتواند در منطقه توسعه خودش را اعمال کند شروع کرد. تصور میکنم بزرگترین حماقت عربستان در ورود به یک مساله بزرگتر از حجم و توان خود بود و مقاومت مردم یمن و از طرفی جنایتهای روزمره و طولانی شدن این بحران که هم از نظر مالی و هم از نظر موقعیتی عربستان را دچار بحران شدید کرد حتی حامیان و همپیمانانی که از آنها به عنوان همراهان خود یاد میکرد یکایک او را رها کردند. مصر کاملا از این مسیر جدا شده و حتی در حال قرار گرفتن در جبهه مقابل است، اغلب کشورهای حوزه خلیج فارس مثل عمان که از ابتدا مخالف بوده و برخی دیگر هم تنها به صورت لفظی و تبلیغاتی همراه بودند که باز در نیمه راه از ادامه این مسیر خودداری کردند. صرفا امارات تنها کشوری بود که نیرو اعزام کرد که امارات نیز در حال حاضر درگیر تنش و اختلاف شدیدی است. در رابطه با پیامدهای بحران یمن که قطعا دامن همه آنها را خواهد گرفت، بنابر این دیگر مال و اموال عربستان آن جایگاه را ندارد، یعنی حتی کشورهایی مثل پاکستان که در مورد اعزام نیرو روی آنها حساب باز کرده بود به هیچ وجه حاضر به همراهی نشدند. شرایط عربستان در حال حاضر شرایط مناسبی نیست، قدرت سیاسی و توان نظامیاش مانند گذشته نیست، در حال حاضر بیشتر محافل غربی عربستان را به عنوان عامل بحران میدانند و اخیرا بهعنوان منبع تروریستساز یا سازنده تروریست مطرح میشود، لذا عربستان آن وضعیت و نفوذ قبلی را ندارد. عربستان در موقعیت فعلی بدترین شرایطی را دارد که در تاریخ حاکمیت آلسعود مورد ارزیابی قرار دادیم.
تلاش عربستان همواره بر نفوذ و سلطه بوده و معمولا هم با نفوذ مالی و لابیهایی که انجام میداده چه مستقیم با آمریکاییها و چه غیرمستقیم با صهیونیستها یک عنصر تشنجآفرین محسوب میشده اما با توجه به اینکه مستقیم وارد این صحنهها نمیشد، مقدور نبود به شکل علنی آن را مورد بازخواست قرار داد اما مجموعه جدیدی که بعد از ملک عبدالله وارد صحنه شدند علاوه بر تفکر توسعهطلبی یک نگاه مغرورانه، متکبرانه و شاید بچهگانه بر سیاست عربستان افکندند و این کشور را بدون ارزیابی پیامدهای اقدامات خود وارد صحنههایی کردند که خیلی بزرگتر از عربستان بوده و هست، لذا بیدرایتی و غرور این دو نکته بسیار اساسی در غرق شدن عربستان در این بحرانهاست، گرچه توطئههای مخفی عربستان در طول چهار دهه گذشته یادآور این است که همیشه عربستان با دادن پول و هزینه کردن و حمایت از گروههای تروریستی معمولا مخالفان خودش را یا از صحنه خارج میکرد یا از بین میبرد، اما همانطور که اشاره شد تفاوت ماقبل و مابعد در این بود که در یک دورهای غیرمستقیم و در این دوره مستقیم وارد این بحرانها شد و این رویکرد به بیتدبیری و نادانی طراحان سیاستهای عربستان مربوط میشود.
شکافهای بین عربستان و برخی کشورها
شاید اختلافات عربستان با ما با برخی اختلافاتش در کشورهای دیگر متفاوت باشد، اما همه این اختلافات به طلبکار بودن عربستان مربوط میشود و اینکه سعی دارد مسیرهای اشتباهی را که میرود بقیه هم با او همراه باشند و قطعا ایران این کار را انجام نخواهد داد و روسیه بسیار هوشمندتر از این است که بخواهد حامی عربستان باشد و ما شاهد بودیم در یک مرحلهای عربستان پیشنهاد کرد که ما هزینه آوردن روسیه را در پیمان خودمان بالاخره خواهیم داد که روسها از این اظهارات شاکی شدند ولذا مرحله آینده بازگشت عربستان به اعتقاد بنده شاید درصدد حفظ وجود خود و درصدد بازگشت به مسیر قبلی مسالمتآمیز باشد. اما عربستان سعی دارد بدون پرداخت تبعات اقداماتش از جمله در یمن که ویرانیها و کشتارهای بسیاری انجام داده است بر آن اقدامات خود سرپوش بگذارد که البته نتیجهبخش نخواهد بود.
شکستهای منطقهای و بینالمللی عربستان
دنیای امروز دنیای منافع است. آمریکاییها به همان میزان از لحاظ سیاسی برای عربستان هزینه میکنند که از لحاظ مادی سود ببرند. در حال حاضر بسیاری از صاحبنظران معتقدند هزینه عربستان بیش از دریافت و درآمد آن است. گرچه کشوری نفتخیز است و بیشترین تولید نفت در این حوزه را دارد و آمریکاییها با این نفت تقریبا از لحاظ سیاسی با رقبایشان در حال رقابت هستند، اما از آن طرف باید تبعات جنایات عربستان را پس بدهند یعنی وقتی چراغ سبز نشان داده و تسلیحات میدهند و به این ترتیب مردم منطقه آمریکا را عامل این جنایت میدانند آمریکا حاضر نیست هزینه جنایات عربستان را بدهد.
لذا میبینیم که بخش اعظم سران و کارشناسان آمریکایی این حرکت عربستان را حرکت واپسگرایی و آزاردهنده میدانند که باقی مانده اعتبار آمریکا را در منطقه از بین میبرد. آمریکاییها راهی ندارند، یا باید دست از عربستان بردارند که مشکل بزرگی برای خود حکومت عربستان ایجاد خواهد شد یا آن را تغییر دهند. لذا میبینیم که عربستان در این مرحله با این بنبستی که مواجه شده خیلی علنی و آشکار به سمت رژیم اسرائیل به عنوان سکوی نجات روی آورده است که آنها هم بالاخره قطعا شیره عربستان را خواهند کشید و از این کشور سوءاستفاده سیاسی خواهند کرد و آخر آنهارا به قربانگاه خواهند برد، همانطور که در مورد سایر کشورهای وابسته به خود اینگونه رفتار کردند.
مصیب نعیمی/ کارشناس مسائل خاورمیانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: