چهارم جمادی الاول 1372 ه.ق ، حکیم وارسته علامه حیدرقلی معروف به «سردار کابلی» دیده از جهان فروبست. علامه سردار کابلی فرزند سردار نورمحمد خان در 18 محرم 1293 ه.ق در چنداول کابل دیده به جهان گشود.
کد خبر: ۹۸۴۵۰
سردار کابلی 4 ساله بود که طعم ستم استعمار انگلیس را چشید زیرا مهره ای از مهره های انگلیسی در افغانستان قدرت یافته بود و همین سبب شد که پدر و خانواده سردار کابلی به هندوستان که تحت استعمار هند بود ، تبعید شوند. سردار نورمحمد خان از سرداران بزرگ و میهن دوست افغانستان بود و نمی توانست عوامل استعمار را تحمل کند. خانواده سردار نورمحمد خان حدود 7 سال در لاهور اقامت داشتند. در این زمان ، حیدرقلی فرزند ارشد سردار نورمحمد خان به مکتب رفت و مقدمات دانش را فراگرفت . میزان پیشرفت سردار کابلی چنان سریع بود که وی در نوجوانی از دانشمندان و ریاضیدانان جوان شد و در علوم دینی و قرآنی هم مراتبی را کسب کرد. بدین ترتیب ، وی جوانی صاحب نظر در علوم گردید. سردار کابلی در اثر نبوغ و پیشرفت در عرصه دانش ریاضی و دینی چنان مشهور شد که اساتید و صاحب نظران به ستایش وی پرداختند و از این که در یک خانواده مهاجر جوانی اهل دانش و فضل ظهور کرده است ، متعجب شدند. در همین زمان ، استعمار و عوامل آن ، بار دیگر به سردار کابلی و خانواده اش سختگیری کردند و در نتیجه ، سردار نورمحمد خان تصمیم گرفت هندوستان را به مقصد عراق ترک کند. سال 1304 ه.ق بود که خانواده سردار کابلی از راه دریا رهسپار عراق شدند و به آرزوی دیرینه خود که اقامت در جوار ائمه معصومین (ع) بود ، دست یافتند. سردار کابلی در عراق به تکاپوی علمی خود ادامه داد و پس از استفاده از محضر بزرگان ، به مرتبه بسیار بلند اجتهاد دست یافت . سردار کابلی در عراق موفق شد از بزرگان ذیل اجازه اجتهاد دریافت کند: آیت الله سیدحسن صدر ، آیت الله میرزا محمدعلی دشتی ، آیت الله حاج سیدعباس لاری ، آیت الله شیخ عباس قمی ، آیت الله سیدیحیی خراسانی ، آیت الله شیخ آقابزرگ تهرانی و... سردار کابلی دانشمند چندبعدی بود. وی گذشته از این که در دانش دینی در مرتبه بالا قرار داشت ، در حکمت ، فلسفه ، ریاضیات و نجوم نیز استاد بود. علاوه بر این ، وی با چند زبان آشنایی کامل داشت و می توانست با چندین زبان تکلم کند. زبان عربی ، انگلیسی ، عبری ، اردو و فارسی از زبانهایی بود که سردار کابلی به آنها تسلط داشت . به همین دلیل بود که وی کتابهایی را ترجمه می نمود. حکیم کابلی در عراق ماندگار نشد. در حالی که وی در مراکز علمی و حوزوی عراق موقعیت مناسب داشت . بار دیگر بار سفر بست و رهسپار ایران شد. هدف وی این بود که در ایران به تبلیغ دین و ارشاد مردم و روشن کردن اذهان مشغول شود. سردار کابلی پس از ورود به ایران ، در کرمانشاه اقامت گزید. مردم این شهر از حضور سردار کابلی در شهرستان اظهار شادمانی کردند. بعد از آن که حکیم حیدرقلی کابلی در کرمانشاه اقامت گزید ، این شهر به یکی از مراکز علمی و دینی تبدیل گردید و از هر سو مشتاقانی رهسپار آن دیار شدند تا از محضر علامه کابلی بهره ببرند. در این زمان ، منزل علامه کابلی به محل رفت وآمد دانشمندان و دانش پژوهان تبدیل شده بود و متخصصان رشته های مختلف در آنجا حضور می یافتند تا چیزی بیاموزند و اشکالات خود را نیز برطرف کنند. علامه کابلی عالمی بود که ضمن تکاپو در عرصه علمی و دینی ، با مردم نیز مانوس بود و در عرصه اجتماعی فعالیت داشت . با این حال ، وی تا آخرین دقایق حیات از دانش اندوزی و تالیف و تربیت شاگرد غفلت نکرد. علامه کابلی علاوه بر فراگیری دانشهای مرسوم و معمولی ، با علوم غریبه نیز آشنا بود و ظرایف این دانش را بخوبی می شناخت . از علامه کابلی آثار متعددی که تعداد آنها بیش از 30 عنوان می باشد ، باقی مانده است . نام برخی آثار علامه کابلی چنین می باشد: کتاب اربعین ، نظم باب حادی عشر، شرح دعای صباح ، درالنثیر ، رساله در معرفت ، غایت التعدیل (در قبله شناسی) ، ترجمه انجیل برنابا و... علامه کابلی به دلیل تبحر در ریاضیات و نجوم ، در تعیین دقیق قبله تلاشهایی کرد و دیدگاه های ارزنده اش را تقدیم جوامع اسلامی نمود. هنگامی که وی در مورد قبله و مسائل نجومی سخن می گفت و یا مطلبی می نوشت ، دیگر کسی سخن نمی گفت ؛ زیرا همه می دانستند که علامه کابلی چنان تبحری در ریاضیات و هیات دارد که معمولا خطا نمی کند. علامه کابلی در عرصه هنر نیز توانا بود و خط زیبایش توجه همگان را برمی انگیخت ؛ همچنانکه در اخلاق و عرفان نیز مراتب بالا داشت . سادگی در تمام حالات و رفتار علامه تجلی داشت . بسیار ساده می پوشید ، سخن ساده ولی پرمغز می گفت ، غذا ساده مصرف می کرد و... سرانجام ، این دانشمند بزرگ در سحرگاه چهارم جمادی الاول 1372 قمری بر سر سجاده نماز، دیده از جهان فروبست . گرچه 45 سال تمام از رحلت علامه کابلی می گذرد، ولی هنوز یاد او در دلها باقی و جایش در حوزه ها خالی است . آیت الله حسن زاده آملی در این باره می گوید: ایشان ملای عجیبی بود. ملای مجهول القدری بود. در زمان ما ، جای ایشان خیلی خیلی در حوزه ها خالی است...