اشیاء از آن چه فکر می‌کنیم،‌مهم‌ترند!

«لاک قرمز» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی نوع مدرن و نسل سومی سینمای دهه 60 و 70 است که روی قصه‌ای تلخ و اجتماعی متمرکز می‌شود و با قرار دادن یک دختر نوجوان در موقعیتی خطیر و سهمگین سعی می‌کند او را بیازماید.
کد خبر: ۹۸۱۴۵۶

از این جهت لاک قرمز نه یک قصه درام‌محور که شخصیت‌محور است و به همین دلیل اکرم در این قصه ویژگی‌های یک شخصیت اصلی و قهرمان را دارد؛ زیرا در شرایط کنونی سینمای ایران که فیلم‌ها عموما براساس خرده پیرنگ‌های نه‌چندان جذاب بنا می‌شوند و شخصیت‌های مهمی ندارند این فیلم می‌تواند یک امتیاز ویژه داشته باشد.

فیلم اجتماعی یا سیاه‌نمایی؟

«لاک قرمز» به شکل مشخصی سعی می‌کند از اتهام سیاه‌نمایی فرار کند و همواره یک کورسوی امید برای مخاطب داشته باشد. این اتفاق حتی در شخصیت‌پردازی هم وجود دارد و به‌طور مثال صاحبخانه و مسئول بهزیستی با آن‌که یک مانع جدی در مقابل قهرمان قصه هستند، اما در کل کاراکترهای خاکستری دارند و به‌دلیل نیاز مالی یا وظیفه شغلی این کار را انجام می‌دهند. اشکال اساسی فیلم زمانی نمایان می‌شود که انواع و اقسام موقعیت‌های غیرقابل حل برای اکرم و خانواده‌اش پیش می‌آید و گویی همه چیز برای نابودی آنها شکل می‌گیرد. این نکته باعث می‌شود از یک جایی به بعد مخاطب همدلیش با کار را از دست بدهد و به نوعی از این همه فلاکت مایوس شود و در نهایت یک سکانس کم‌رمق برای پایان کار طراحی شده تا نشان دهد می‌توان در مقابل همه این مشکلات ایستاد. فیلم مطلقا راه‌حلی ندارد و حتی نقد ساز‌و‌کار ارگان‌های دولتی هم نیست، زیرا هر کدام از آنها اتفاقا در مقطعی برای حمایت از این خانواده وارد داستان می‌شوند که نمونه واضح آن بهزیستی و حمایت از خواهر و برادر اکرم است. پس این وسط مقصر کیست؟ فیلم اعتیاد پدر را باعث این داستان‌ها می‌داند و گویی می‌داند در خانواده‌هایی با سرپرست اینچنینی اتفاق بهتری شکل نخواهد گرفت و به همین دلیل انگار یک قسمت‌هایی از داستان فراموش می‌کند که نشان دادن بیش از اندازه فقر و فلاکت کارکرد معکوس خواهد داشت.

جذابیت ساختار

لاک قرمز فیلم خوش‌ساختی است که با وجود قصه تلخ و فضای غم‌انگیزش به لحاظ شکلی انسجام خود را در طول قصه حفظ می‌کند و اتفاقا در طراحی داستانک‌ها به‌گونه‌ای عمل می‌کند که هر 10 دقیقه یک‌بار اکرم در یک پوزیشن جدید قرار بگیرد اما همان‌طور که گفته شد این موقعیت‌ها در جهت بهبود شرایط نیست و لحظه به لحظه اوضاع بدتر می‌شود و آخرین میخ این تابوت هم دیوانه شدن مادر است که واقعا نمی‌توان برای آن منطق درستی پیدا کرد و بیشتر تمهید نویسنده برای افزایش فضای سانتی‌مانتالیستی فیلم و خلق سکانسی است که مادر روی تخت تیمارستان با عروسکی در دست به اکرم نگاه می‌کند اما با همه این تفاصیل لاک قرمز منسجم و دارای شکل درستی است که در طول قصه ریتم خود را حفظ می‌کند.

پانته‌آ پناهی‌ها و دیگران

اتفاق مهم بازیگری در سال 95 بدون شک ظهور بازیگری باتکنیک و برخواسته از مکتب نمایش به نام پانته‌آ پناهی‌هاست که در نفس ساخته نرگس آبیار و همین لاک قرمز نشان می‌دهد توانایی‌های فراوانی دارد.

لاک قرمز اساسا بازیگران خوبی دارد که هر کدام در موقعیت خود بازی‌های درستی دارند. از پردیس احمدیه که نقش یک دختر نوجوان را بازی می‌کند در حالی که چند سال کوچک‌تر از سن واقعی خود اوست تا مسعود کرامتی که طنزی نهفته در رفتارهایش دارد اما بدون شک بهنام تشکر تنها انتخاب اشتباه این فیلم است که نمی‌توان او را در موقعیت فعلی باور کرد. موقعیتی که اعتیاد و ندانم کاری پدر در شکل بازی تشکر وجود ندارد و گویی او در همان کاراکتر شبه روشنفکر تحصیلکرده باقی مانده است.

اشیا از آن چه فکر می‌کنیم مهم‌ترند!

لاک قرمز در روند پیشبرد قصه‌اش از اشیایی استفاده می‌کند که نقش مهمی در قصه دارند. از عروسک‌های دست ساخت پدر که شکلی متفاوت دارد تا لاک قرمز که نماد سرخوشی‌های دخترانه است و آنتن تلویزیون که باعث مرگ پدر می‌شود و حتی اسباب و اثاثیه خانه که در میانه‌های فیلم وقتی به حیاط منتقل می‌شود و پلاستیکی روی آن قرار می‌گیرد نماد از هم پاشیدن یک خانواده و زندگی است. خانواده‌ای که اکرم تلاش می‌کند دوباره آن را شکل بدهد و اتفاقا در این راه از همان عروسک‌هایی استفاده می‌کند که مادر آنها را نماد بدبختی خود و زندگیش می‌داند. استفاده فیلمساز از لباس عروسی، موقعیت ازدواج دختر همسایه و در نهایت ساخت عروسک‌هایی با لباس عروس و دخترانه توسط اکرم بسیار زیبا و خلاقانه است و نشان از یک قصه فکر شده و استفاده از کاشت‌های داستانی در طول فیلم است که از آن در طول فیلم درست استفاده می‌شود.

بهرنگ ملک محمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها