حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تعدادی از نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، طرحی را به مجلس ارائه دادهاند که براساس آن، مجازات اعدام درخصوص مرتکبین جرایم مواد مخدر حذف میشود. مجلس هم یک فوریتی طرح را تصویب کرده و آن را برای بررسی به کمیسیون قضایی و حقوقی ارجاع شده است .
ارائهدهندگان طرح، دلایلی همچون بلااثر بودن مجازات اعدام را در کاهش جرایم مواد مخدر بهعنوان مستند خود برای ارائه این طرح ذکر کردهاند.
از یک طرف، 28 سال در حوزههای قضایی، اجرایی و ستادی مبارزه با مواد مخدر سابقه فعالیت داشتم و به عنوان کارشناس و صاحبنظر این موضوع شناخته میشدم و از جهت دیگر، دانشآموخته دانشگاهی در حوزه آسیبهای اجتماعی و جامعهشناسی بودم. بنابراین ذهنم درگیر خبری شد از جنس هردو مقوله، و همراه با این درگیری ذهنی، چند سوال اساسی در این خصوص نسبت به اهداف طراحان عزیز و محترم طرح مذکور شکل گرفت. از خود میپرسیدم:
• شاید منتخبان ملت به دنبال فراگیر کردن گستره عدالت اجتماعی، قضایی و حقوقی هستند؟
• ممکن است بخشی از مجرمان جرایم مواد مخدر را به دلیل صدور احکام اعدام قربانی بی عدالتی بدانند؟
• بیشک اینها را تنها بازیگران واقعی این عرصه بی عدالتی میدانند ؟
• لابد موقعیت ژئوپلیتیک ایران و این را که بزرگترین تولیدکننده مواد افیونی جهان در همسایگی ما قرار دارد و هر روز به تولیدش افزوده میشود، نمیبینند؟
• آمار 3850 شهید مبارزه با مواد مخدر را نشنیدهاند؟
• یعنی زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی پدیده قاچاق را در کشور به عنوان عوامل موثر باور ندارند؟
باید اذعان کنم تعداد این پرسشها در ذهنم خیلی بیش از آن بود که بیان شد و سوالات دیگری هم به ذهنم خطور کرد؛ مثلا این که:
آیا طرح مذکور میتواند در جهت اجرایی کردن سیاستهای کلان مبارزه با مواد مخدر، شرایط مطلوبی را فراهم کند؟
آیا همزمان با بررسی برنامه ششم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور، این طرح را میتوان عاملی تقویتکننده در دستیابی به اهداف بند 57 سیاستهای این برنامه در کاهش 25درصدی اعتیاد دانست؟
افراد تحت حمایت این طرح، در فاز بعدی قرار است کسانی دیگر را که نقش زادههای شیوع اعتیاد را بازی میکنند، وارد جامعه کنند، مردان معتادی که گوشه خیابانها میمیرند، زنان معتادی که فرزندانی معتاد به دنیا میآورند و کودکانی با والدین معتاد که برای گذران زندگی درگیر آسیبهای اجتماعی میشوند. نکته اما این است که با معتادها و نسلی که به واسطه آنها سوخته و نابود شدهاند، باید براساس قانون رفتار شود، اما چرا کسانی که بانی اعتیاد هستند، قرار است از مجازات جدی و سختگیرانه مصون بمانند و محافظت شوند؟
این افکار در ذهنم بالا و پایین میشد که یکباره خبری راجع به کشور فیلیپین و رئیسجمهورش پخش شد و ذهنم را متوجه خودش کرد؛ «کمپین خشونت بار رئیسجمهور فیلیپین در مبارزه با قاچاقچیان و درمان سخت و اجباری معتادین»
با خود گفتم، ای بابا این فیلیپین دیگر چرا؟ آنها که تحت حمایت آمریکا و غرب هستند و حقوق بشر ناظر بر آنهاست؛ یعنی چه؟
بالاخره ما دنبال عدالتیم یا آنها؟ ما درصدد کاهش آسیبهای اجتماعی هستیم یا آنها؟ ما حقوق بشر را رعایت میکنیم یا آنها؟ خدایا چه کنم با این ذهن مشوش؟
مجید صابری
جامعه شناس و پژوهشگر اعتیاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....