در دوران ریاست جمهوری یلتسین، روسیه سیاست پیروی از غرب را در پیش گرفت و عملا کشوری دنبالهرو محسوب میشد اما با روی کار آمدن پوتین این روند وضعیت دگرگونهای را پیدا کرد.
روسیه در دوران قدرت ولادیمیر پوتین رویکردهای تازه و مستقلی را در عرصه رویارویی و تعامل با جهان غرب و محیط پیرامونی خود در پیش گرفت. روسیه دیگر آن کشور دنبالهرو سیاستهای غرب نبود و همین مساله البته مشکلاتی را برای غربیها و آمریکاییها ایجاد کرد. اتخاذ چنین روندی از سوی روسیه سبب شد این کشور در حوزه خاورمیانه، غرب آسیا و آسیای جنوب شرقی به عنوان یک بازیگر جدی و مطرح جلوه کند و این حضور و تاثیرگذاری البته در برخی از مقاطع زمینه ناکامی برخی از طرحهای آمریکاییها در منطقه را فراهم کرد. جواد منصوری تحلیلگر مسائل شرق آسیا در گفتوگو با جام سیاست به بیان ویژگیهای سیاست خارجی روسیه در دوره پوتین پرداخت.
روسیه در دوره ریاست جمهوری پوتین چه فراز و نشیبهایی را در عرصه سیاست خارجی طی کرد؟
دوران ریاستجمهوری آقای پوتین همزمان با شکست طرحهای جمهوری خواهان آمریکا در خاورمیانه و افول آنها در این منطقه بود. دموکرات در آمریکا وقتی که روی کار آمدند این معادله قدرت و حکومت تغییر کرد و اوضاع خاورمیانه بتدریج به سمت بحرانی شدن و پیچیده شدن رفت. به عبارت دیگر اجرای طرح خاورمیانه بزرگ که مورد نظر جمهوریخواهان آمریکایی بود، به شکل دیگری در دوره دموکرات پیگیری شد. اوضاع داخلی روسیه هم به دلیل دخالت غرب و به دلیل مشکلات اوکراین و کریمه و بحث تحریمهای روسیه از سوی اروپا و آمریکا وضعیت پیچیدهای را پیدا میکند اما آقای پوتین با مجموعه مدیران و مشاورانش موفق میشود به مقدار زیادی این مشکلات را پشت سر بگذارد.
با توجه به چنین تحولاتی، ایران چه وضعیتی را در سیاست خارجی روسیه داشت؟
در دوران مورد نظر پوتین روابط خود را با ایران و هند و تا حدودی بعضی از کشورهای آمریکای لاتین ارتقا داد و به این ترتیب موقعیت نسبتا برتری را نسبت به دوران ریاست جمهوری مدودف به دست آورد. از طرف دیگر اینکه نتایج مذاکرات ایران با 1 + 5 بر سر مسائل هستهای، طبعا فرصتی جدیدی را برای روسیه ایجاد کرد تا روابط خود را با کشورمان توسعه بخشد. در همین رابطه آقای پوتین یک جمله تاریخی دارد با این مضمون که آمریکاییها ما را در قضیه هستهای ایران فریب دادند. این جمله به این معناست که روسیه دیگر در پی سیاستهای غربیها و آمریکاییها نخواهد رفت. به علاوه اوضاع منطقه هم ایجاب میکرد که روسیه روابط خود با ایران را توسعه دهد. بنابراین در چند سال گذشته ما شاهد روابط رو به گسترش و همکاریهای مختلف در روابط دو جانبه در سطح منطقهای و بینالمللی بودیم.
ارزیابی شما از قدرت نظامی روسیه و پیمان شانگهای چیست؟
سازمان همکاری شانگهای هم نسبت به گذشته، فعالیت بیشتری پیدا کرد و هم با ورود اعضای جدید، وضعیت تازهای به خود گرفت. با پیوستن هند و پاکستان به این پیمان و پیوستن احتمالی ایران در آینده نزدیک به این اتحادیه، پیمان شانگهای موقعیت تازهای را در شرق و غرب آسیا و منطقه اوراسیا پیدا خواهد کرد، بنابراین در مقابل ناتو و اروپا وجود چنین اتحادی باعث ایجاد توازن خواهد شد. از طرف دیگر این اتفاق طبعا برای کشورهای جنوب آسیا شرایط جدیدی را در مقابل غرب ایجاد میکند.
ایران و روسیه در آستانه فصل جدیدی از روابط قرار دارند. آیا رعایت برخی ملاحظات سیاسی و امنیتی از سوی ایران با توجه به سابقه گذشتهای که در مقطع تاریخ معاصر از دخالتهای روسیه در امور داخلی کشورمان در ذهن ایرانیان نقش بسته الزامی نیست؟
این موضوع یک اصل منطقی و واقعبینانه است که هر دولتی در روابط با دولتهای دیگر باید هوشیاری و دقت کافی داشته باشد به دلیل اینکه دولتها در شرایط متفاوت تصمیمهای متفاوت میگیرند به علاوه اینکه هر دولتی به طور معمول سعی میکند که حداکثر منافع کشورش را در روابط خارجی تامین کند. به این ترتیب ممکن است این تامین حداکثر به زیان کشور دیگری تمام شود. طبیعی است که دولتها باید تلاش کنند به یک تعادلی در بهرهگیری از روابط با یکدیگر برسند. این زمانی خواهد بود که دولتها هوشمندی و دقتی را در تنظیم روابط خود با دیگران داشته باشند. زمانی که ما ضعیف و نیازمند باشیم و در غفلت بسر ببریم و آمادگی کافی نداشته باشیم، دولت نیرومندی هم در کشور مستقر نباشد، دور از انتظار نیست که کشورهای دیگر به ما چشم طمع داشته باشند و بخواهند برای کسب منافع بیشتر خودشان، حداکثر استفاده را از ضعف ما ببرند. بنابراین این ما هستیم که باید تلاش کنیم که شرایط خودمان را در وضعیتی قرار دهیم که نهتنها روسیه بلکه هیچ کشور دیگری این تصور را که میتوان از روابط با ایران بهره خارج از عرف و تعادل را برد اساسا به ذهنش خطور نکند.