جورج بوش و تونی بلر در حالی کنفرانس خبری مشترک خود را برگزار کردند که به وجود مشکلات در عراق ، اشتباهات پر هزینه خود در این کشور و بدرفتاری با زندانیان عراقی در ابوغریب اعتراف کردند.
کد خبر: ۹۷۹۱۷
این در حالی است که آنها وعده دادند که نیروهای امریکایی و انگلیسی از این کشور تا کنترل کامل عراق توسط دولت جدید خارج نخواهند شد. صاحبنظران سیاسی بر این باورند که این اظهارات ناشی از شکست دو کشور در سیاست های مبارزه با تروریسم و پایان خواهرخواندگی آنها محسوب می شود. اما دکتر علی بیگدلی ، کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با جام جم بر این باور است که این امر به معنای پایان برنامه استراتژی خاورمیانه بزرگ و استراتژی مبارزه با تروریسم نخواهد بود.
با توجه به اظهارات جورج بوش و تونی بلر مبنی بر اشتباهات پرهزینه خود در جنگ عراق ، اصرار بر عدم خروج نظامیان دو کشور از عراق را چگونه ارزیابی می کنید؛
نکته اول این است که اگر امریکا و انگلیس با توجه به شرایط فعلی از عراق خارج شوند این خروج به معنای نقطه ابتدایی عقب نشینی دو کشور از تحقق برنامه استراتژی خاورمیانه بزرگ تلقی خواهد شد و همان گونه که شاهد هستیم آنها خروج از عراق را به زمان نامعلومی موکول کرده اند تا این نوع تفکر تحقق پیدا نکند. در عین حال وجود عراق متشنج توجیهی برای حضور امریکا در این منطقه است و بدون آن حضور امریکا معنایی ندارد. همچنین خاورمیانه در حال حاضر 4 کانون متشنج و بحرانی دارد که حضور امریکا را نیز در عراق توجیه می نماید. در عین حال مساله پرونده هسته ای ایران نیز دلیلی برای این حضور به شمار می رود و اظهارات بوش و بلر نیز حکایت از این مدعا دارد.
آیا این نوع اظهارات بلر می تواند پایان دوران اتحاد دو کشور یا به اصطلاح پایان خواهرخواندگی بوش و بلر محسوب شود؛ باید در نظر داشت این آخرین دور نخست وزیری بلر در کابینه انگلیس است و بلر به دلیل سیاست های خود در قبال امریکا در داخل انگلیس به نوکرمآبی اش معروف شده است و مورد انتقاد است . در عین حال بوش نیز در پایان دوران ریاست جمهوری خود قرار دارد. ارتباط این دو به دلیل تشابهاتی است که این نوع نزدیکی سیاسی را نیز فراهم آورده است اما حزب مخالف بلر یعنی حزب محافظه کار ارتباط بهتر و نزدیک تری را با نومحافظه کاران امریکایی دارد و پایان دوران نخست وزیری بلر ، پایان همکاری دو کشور نیست بلکه پیش بینی می کنم که به احتمال زیاد در دور آینده چنانچه محافظه کاران در انگلیس بر سر قدرت باشند نزدیکی بیشتری را با نومحافظه کاران امریکایی خواهند داشت.
از یک طرف اعتماد به بوش و بلر در کشورهایشان رو به افول نهاده است و از سوی دیگر بنابر همین دلیل پایه های مشارکت سیاسی که بر اساس آنها یورش به عراق و افغانستان شکل گرفت سست شده است. در این رابطه پایان جنگ علیه تروریسم را چگونه پیش بینی می کنید؛ مساله آن است که ارزیابی ها بر روی محبوبیت رئیس جمهور امریکا یا ماهانه است و یا بر اساس بروز حوادث شکل می گیرد. اگرچه بوش در آخرین نظرسنجی ها به پایین ترین حد از ارزشیابی رسیده است اما در دور دیگرنمره دهی ممکن است امتیاز کسب کند. امر قطعی آن است که کاهش محبوبیت بوش در شرایط فعلی مترادف با پایان استراتژی به اصطلاح مبارزه با تروریسم نیست بلکه این کاهش محبوبیت ناشی از کشدار شدن مسائل در عراق و مسائل داخلی امریکاست . در عین حال سطح مشارکت افکار عمومی در امریکا در مسائل سیاسی بسیار پایین است و اصولا در بحث توسعه لیبرالیسم در امریکا، کاهش مشارکت سیاسی یکی از شقوق آن محسوب می شود. مساله پایان آمدن محبوبیت مساله مهمی در سیاست خارجی امریکاست و عادت دیرینه ای محسوب می شود.
با توجه به موضوع پرونده هسته ای ایران ، همچنین موضوع شکست سیاست های امریکا و انگلیس در عراق و افغانستان و جنگ علیه تروریسم آیا دولتمردان انگلیسی همچنان امریکا را در این مساله نیز همراهی می کنند؛
بله. این سیاست نه تنها از سوی انگلیس بلکه از سوی فرانسه و آلمان دنبال می شود ، هرچند که امریکا برای سیاست خارجی خود تعریف کرده است مبارزه با تروریسم ، پیگیری و اعمال حقوق بشر در خاورمیانه ، تضمین امنیت صدور نفت و همسو شدن با مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل است از این رو شاهد ادامه این سیاست ها خواهیم بود.