به گزارش خبرنگار جام جم ، شامگاه 14 آبان سال 82 با فریادهای کمک خواهی پسر جوانی در محله مولوی تهران ، عابران با مرد زخمی ای روبه رو شدند که در گوشه ای از خیابان افتاده بود و متوجه مرد دیگری شدند که بسرعت خود را به یک سرنشین موتورسیکلت رسانده و با تهدید از او می خواهد تا وی را با خود ببرد. بلافاصله یکی از همسایه ها به تعقیب فرد ضارب پرداخت و مرد زخمی برای درمان به بیمارستان منتقل شد اما وی علی رغم تلاش بی وقفه پزشکان ، روی تخت بیمارستان جان باخت . با دستور بازپرس جنایی ، جسد محسن د برای شناسایی علت مرگ به پزشکی قانونی و فرد ضارب که از سوی همسایگان دستگیر شده بود ، برای تحقیقات به اداره 10 آگاهی تهران منتقل شد . علی م (متهم به قتل) در بازجویی های مقدماتی بصراحت به قتل محسن اعتراف کرد. متهم در شعبه 80 دادگاه کیفری استان تهران حاضر و با توجه به تقاضای قصاص از سوی اولیای دم ، به مرگ محکوم شد و پرونده برای تایید حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد اما قضات این شعبه پرونده را نقض و برای رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای ارسال کردند. روز گذشته متهم به قتل در شعبه 80 دادگاه کیفری استان تهران حاضر شد. در ابتدای جلسه دادگاه ، دادیار قریشی زاده به شرح کیفرخواست پرداخت و برای متهم تقاضای مجازات قانونی کرد و اولیای دم هم برای قاتل فرزندشان تقاضای قصاص کردند سپس 3 شاهد صحنه درگیری در جایگاه مخصوص قرار گرفتند و گفتند قاتل ، علی است و با زدن 3 ضربه به مقتول ، وی را کشته است. قاضی صولتی پس از شنیدن اظهارات شاهدان ، از متهم به قتل خواست از خود دفاع کند.
متهم در دادگاه ، اظهارات شاهدان را نپذیرفت
متهم به قتل در آخرین دفاع خود گفت : من قبول دارم که محسن را به قتل رسانده ام اما اظهارات شاهدان را قبول ندارم آنها واقعیت را نمی گویند. من از اولیای دم می خواهم به من رحم کنند و از خطای نابخشوده من بگذرند. متهم ادامه داد: تازه به خانه جدیدی نقل مکان کرده بودیم . شب حادثه پس از ترک محل کارم ، برای دیدن دوستم به محله قدیمی مان رفتم که مقتول به آنجا آمد. او را از طریق دوستانم می شناختم . محسن وقتی از ترک موتور یکی از شاهدان به نام مصطفی پیاده شد ، ناخواسته به من حمله کرد و مرا مورد ضرب و شتم قرار داد و شروع به فحاشی کرد. هر چه علتش را می پرسیدم ، پاسخ مناسبی نمی داد. وی افزود: کمی با هم درگیر شدیم که بعد از دقایقی دعوا خاتمه یافت. برای این که او را بترسانم و از خود دفاع کنم ، به مغازه یکی از دوستانم که مغازه کفاشی داشت رفتم و گزنی از او گرفتم و به سمت مرد جوان حمله کردم و ضربه ای به او زدم که داد و فریاد راه انداخت و خودش را به انتهای کوچه رساند. به دنبالش رفتم و دو ضربه دیگر به او زدم . خواستم او را به بیمارستان برسانم ولی آنقدر ترسیده بودم که نمی دانستم چه باید بکنم . در این چند سال ، چهره مقتول از مقابل دیدگانم دور نمی شود و هر روز که می گذرد ، عذاب بیشتری می کشم . قاضی صولتی ، رئیس شعبه 80 دادگاه کیفری استان تهران پس از شنیدن آخرین دفاعیه متهم ، به همراه چهار قاضی مستشارش وارد شور شد تا حکم قضایی مربوط در روزهای آینده صادر شود.