جنایت هولناک، پایان رابطه سیاه

پرونده زن خیانتکار که به خاطر ارتباط پنهانی، قتل هولناک شوهرش را رقم زده بود به خاطر نقص‌های پرونده دوباره به جریان افتاد.
کد خبر: ۹۷۱۷۸۹

به گزارش جام‌جم، ماموران پلیس راهور 9 مرداد سال 93 زمانی که برای بررسی صحنه تصادفی راهی جاده روستای تخت‌رستم ملارد شدند، نمی‌دانستند این تصادف راز یک جنایت را فاش می‌کند. ماموران در حال بررسی صحنه تصادف خسارتی بودند که در فاصله 20 متری آن با جسد متلاشی شده مردی روبه‌رو شدند. بررسی محل رها شدن جسد نشان می‌داد، او در محل دیگری تصادف کرده و خودروهایی از روی جسد عبور کرده بودند. با بررسی جسد یک کارت شناسایی کشف شد که نشان می‌داد، مقتول مردی افغان به نام مراد است. خانواده مراد با حضور در محل جسد را شناسایی کردند.

با توجه به مشکوک بودن مرگ این مرد، با دستور قضایی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات در این باره را آغاز کردند. پدر مراد در تحقیقات گفت: به عروسم مشکوک هستم. نرگس با مراد اختلاف داشت و احتمال می‌دهم او پسرم را به قتل رسانده است.

با این شکایت تحقیقات روی نرگس متمرکز شد و کارآگاهان دریافتند او با مردی به نام بصیر رابطه پنهانی دارد. آنها دستگیر شده و در بازجویی‌ها به قتل اعتراف کردند. بصیر گفت: من به این خانواده کمک می‌کردم و مراد می‌دانست من با همسرش ارتباط دارم. قبل قتل سه نفری به شمال رفتیم در مسیر برگشت او پشت فرمان بود. در میان راه توقف کرد تا جایمان را عوض کنیم. نرگس پشت فرمان نشست و با شوهرش تصادف کرد. بعد من با خودرو چند بار از روی او عبور کرده و باعث مرگش شدم.

با تکمیل تحقیقات، پرونده برای محاکمه به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.

در این جلسه نرگس در دفاع از خود گفت: «هشت سال پیش با مراد ازدواج کردم. شوهرم مردی بداخلاق بود و مرتب مرا کتک می‌زد. با هم اختلاف داشتیم. قبل از ازدواج با بصیر دوست بودم. یک روز او با من تماس گرفت و گفت می‌خواهد به خانه‌ام بیاید. می‌خواست با شوهرم آشنا شود. مراد وقتی بصیر را دید با او دوست شد و به این شکل رفت‌و‌آمد بصیر به خانه‌مان بیشتر شد. روز حادثه در حال بازگشت از شمال بودیم که در جاده ملارد شوهرم و بصیر جایشان را عوض کردند. ناگهان کلاچ از زیر پای بصیر دررفت و شوهرم زیر ماشین له شد. ما خیلی ترسیده بودیم برای همین جسد را در حاشیه جاده انداختیم و فرار کردیم. من با بصیر رابطه نامشروع نداشتم. فقط در حد دوستی بود.

پس از نرگس نوبت به بصیر رسید. او در اعترافاتش کشیدن نقشه قتل را گردن نرگس انداخت و گفت: «پس از مدتی که به خانه نرگس رفت‌و‌آمد داشتم، قرار شد با هم ازدواج کنیم. نرگس از من خواست شوهرش را به قتل برسانم. من هم به شوخی قبول کردم اما قرار نبود قتلی اتفاق بیفتد. روز حادثه به شمال رفته بودیم. در راه بازگشت هنگام تغییر جای راننده، وقتی داشت از جلوی خودرو رد می‌شد پای من از روی کلاچ در رفت و خودرو با مراد برخورد و او را له کرد. بعد از آن از ترس، جسد را در حاشیه جاده انداختیم و فرار کردیم.

پس از دفاعیات متهمان، قضات وارد شور شده و بصیر را به قصاص و 99 ضربه شلاق محکوم کردند. نرگس هم به 99 ضربه شلاق محکوم شد.

با ارسال پرونده به شعبه 17 دیوان عالی کشور، حکم قصاص بصیر تائید و حکم نرگس نقض شد. دیروز پرونده در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران برای دومین بار رسیدگی شد که قضات دادگاه با توجه به نقص‌هایی که در پرونده وجود داشت آن را به دادسرا بازگرداندند تا در این باره تحقیقات بیشتری صورت گیرد. در ایرادات پرونده آمده است، حد رابطه متهمان، ادعای مرد درباره دستور قتل از سوی نرگس و انگیزه قتل باید مشخص شود.با رفع نقص‌ها نرگس دوباره محاکمه می‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها