در آموزش رسمی متوسطه درکشور، یک شاخه نظری و دو شاخه مهارتی وجود دارد که شامل کاردانش و فنی و حرفهای است و براساس مصوبات سال71 نظام آموزش جدید متوسطه ایجاد شده است. طبق این مصوبات، اهدافی که برای شاخه کاردانش لحاظ شده، تربیت نیروی انسانی متخصص، کارآمد و ماهر برای پاسخگویی به نیازهای مختلف در جامعه ازجمله تصدیگری پستهای تکنیسینی، استادکاری و سرپرستی درحوزه آموزش مهارتی است.
در برنامه درسی ملی نیزکه یکی از زیرنظامهای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است، دوره متوسطه دوم دارای سه شاخه نظری، کاردانش و فنی و حرفهای معرفی شده که هر یک از این شاخهها رشتههایی دارند که تنوع آنها براساس نیاز جامعه، اقتضای زمان و امکان اجرای آن مشخص میشود.
تفاوت کاردانش و فنی و حرفهای
براساس برنامه درسی ملی، دانش آموزان به سه گروه تقسیم میشوند: اول کسانی که پس ازپایان دوره متوسطه قادر خواهند بود جذب دنیای کارشوند (کاردانش)، دوم گروهی که پس از پایان دوره کاردانی جذب بازارکارمی شوند (فنی و حرفهای) و گروه سوم، دانشآموزان متوسطه نظری که پس از دورههای بالاتر از کاردانی وارد بازارکار میشوند (رشتههای نظری).
بچههای هنرستانهای کاردانش این قابلیت را دارند که بلافاصله پس از دیپلم وارد بازار کار شوند، ضمن این که اگر خواستند ادامه تحصیل دهند، منعی برایشان وجود ندارد. مهارتآموزی کاردانشیها زودتر ازبقیه دانشآموزان منجر به اشتغال میشود در حالی که علاوه بر دیپلمی که از آموزش و پرورش میگیرند از دستگاههای متولی نیز گواهینامههای مهارت دریافت میکنند. به عبارت دیگر، کاردانش نیز همچون فنی و حرفهای، حوزهای مهارتی است، اما هم زودبازدهتر و هم دروس عملی در آنها بیشتر است درحالی که در شاخه فنی و حرفهای، مهارتآموزی کمتر از کاردانش است و دانشآموزان بیشتر از کاردانشیها دروس نظری و تئوری را فرا میگیرند.
هوش مهارتی را جدی بگیرید
برای ورود به هر رشته تحصیلی علاوه برعلاقه، استعداد نیز مهم و ضروری است، بنابراین باید دانشآموزانی به رشته کاردانش وارد شوند که هم به آن علاقه دارند و هم هوش مهارتی دارند. در جامعه ما فقط به هوش تحصیلی بها داده میشود و هوش بدنی، حرکتی، طبیعتگرا، کلامی و موسیقایی مورد بیمهری و کمتوجهی قرار میگیرد. این درحالی است که امروز در دنیا صحبت از هوش چندگانه است و اینها ملاک استعداد برترند.
به همه والدین توصیه میکنم، با توجه بیش از حد به عملکرد تحصیلی فرزندانشان به آنها جفا نکنند و بدانند یک دانشآموز هنرمند، یک نوجوان و جوان کارآفرین و کسی که ذاتا ورزشکار آفریده شده، لزوما نیازی به درک عمیق ریاضی، فیزیک، ادبیات و درسهای نظری اینچنینی ندارد.
تنوع و تکثر رشتهها
هماکنون در شاخه کاردانش، رشتهها در چهار زمینه صنعت، خدمات، کشاورزی و هنر طراحی شده است؛ در صنعت 60 رشته مهارتی، در هنر 49 رشته مهارتی، در خدمات 11رشته مهارتی و در کشاورزی، 33 رشته مهارتی که روی هم میشود 153 رشته مهارتی. این درحالی است که در شاخه فنی و حرفهای، 41 رشته تحصیلی وجود دارد که عمدتا مشتمل بردانش نظری است. در شاخه کاردانش، رشتهها متناسب با نیاز بازارکار تعیین میشود؛ مثلا رشته تعمیر و نصب آسانسور در شهرها وجود دارد، رشته برق ساختمان در همه نقاط، رشته پرورش میگو در شمال و جنوب کشور و تعمیر موتور برق خودرو در سراسر کشور تا پاسخی باشد به نیازهای بومی و منطقهای. در همه مناطق آموزشی کشور هنرستانهای کاردانش وجود دارد و پوشش تحصیلی به صورت صددرصدی است. فقط میماند نگرانی برخی خانوادهها درباره انتخاب رشته کاردانش برای فرزندانشان که باید بگویم کسانی که در رشتههای کاردانش درس میخوانند مثل همه دیپلمهها امکان ادامه تحصیل دارند با این مزیت که به واسطه مهارتی که میآموزند، زودتر از دیگران شغل پیدا میکنند.
همه نباید نظری خوان شوند
ورود بخشی از دانشآموزان به شاخه کاردانش و بخشی دیگر به فنی و حرفهای نه یک اجبار، بلکه یک نیاز است. اگر نگاهی به اسناد ملی بیندازیم چه سیاستهای کلی اشتغال، چه سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، چه سیاستهای برنامه ششم توسعه، چه سند چشمانداز 1404 و چه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، خواهیم دید که همه تکلیف کردهاند که باید به سمت گسترش آموزشهای مهارتی پیش برویم. در کنار اینها از اهمیت مهارتآموزی در دنیا نباید غافل شویم تاآنجا که یونسکو سال 2012 را به عنوان جوانان و مهارت نامگذاری کرد.
مصطفی آذرکیش
مدیرکل کاردانش وزارت آموزش و پرورش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم