در این بین سربداران که بتازگی برای چندمین بار روی آنتن رفته، ریشه تاریخی عمیقی داشته و شخصیتهای اصلی آن از دل تاریخ بیرون کشیده شدهاند. با این تفاوت که رنگ و بوی نمایشی به خود گرفته و همچون برخی از مجموعههای تاریخی آن ایام، خسته کننده و کشدار جلوه نکرده است.
محمدعلی نجفی قصه سربداران را به دوره تاریخی مشخصی برده و با محور قرار دادن شخصیتی به نام شیخ حسن جوری، دورانی پرآشوب را به تصویر کشیده که در آن مغولها با خونریزی بسیار پایههای حکومت خود را محکم میکردند. از این منظر میتوان سربداران را مجموعهای قهرمانمحور به حساب آورد که قهرمانش رگههای بسیار پررنگی از مذهب شیعی را با خود داشته و مردم را برای مقابله با ظلم و جور به اتحاد با یکدیگر فرامیخواند. این امر با توجه به انقلاب رخ داده در ایران، هیجان مضاعفی به مخاطب بخشیده و خاطرات نه چندان دورشان را تداعی میکرد. همچنین اوجگیری جنگ تحمیلی در آن ایام و نیاز افکار عمومی به تهییج نیز در موفقیت فوقالعاده سربداران بیتاثیر نبوده و شوری انقلابی در راه مبارزه با دشمن را در بینندگان برمیانگیخت. سکانس آغازین سربداران و آشنایی مخاطب با شخصیتهای اصلی کار با وجود ریتم کندش، جذاب از کار درآمده و مخاطب را به تماشای ادامه آن ترغیب میکند.نجفی در این بخش کاملا براساس مستندات تاریخی پیش رفته و تنها اندک دخل و تصرفی در آن برای دراماتیزه کردن آن صورت داده است. شیخ حسن جوری پس از به قتل رسیدن شیخ خلیفه مازندرانی به دست مخالفانش، مورد توجه مریدان قرار گرفته و به حلقه مریدانش درآمدند و نهضتی ضدمغولان را با نام سربداران پایهریزی کردند. شیخ حسن جوری که ایلخانهای مغول را مسئول مشکلات و نابسامانیها میدانست، برای فراهم کردن زمینههای قیام، هوشیارانه عمل کرده و به عمق روح و روان عامه مردم نفوذ کرد. موضوعی که در سربداران با ظرافت خاصی به آن پرداخته شده و ابعاد مختلف این شخصیت را ترسیم کرده است. نفوذ کلام و بیان فصیح از نکات کلیدی این شخصیت است که توسط نجفی به بهترین شکل به تصویر کشیده شده و مخاطب را به همذاتپنداری با شیخ وامیدارد. در واقع عنصر دوست داشتن قهرمان توسط مخاطب که رکن اصلی درام به حساب میآید در اینجا تمام و کمال رعایت شده و مخاطب وی را دارای این خصوصیات میبیند. سحر کلام او در ادامه به دشمنیهای بسیار منجر شده که از جمله آنها میتوان به وجیهالدین مسعود باشتینی (والی باشتین) اشاره کرد که از شیخ ترسیده و به دنبال فرصتی برای از بین بردنش بود. نجفی به خوبی از شخصیتهای منفی در سربداران بهره گرفته و قطب شر داستان را به بهترین شکل ممکن خلق کرده است. از طغای گرفته تا مسعود باشتینی و یک شخصیت خاکستری درخشان به نام قاضی شارح که هریک به شکلی به مقابله با شیخ حسن جوری پرداخته و سد راه قیام سربداران شدهاند. در این میان قاضی شارح بیش از سایرین مورد توجه مخاطب قرار گرفته که بخش مهمی از آن به هوش و زیرکی وی در کنار نمایشیتر بودنش بازمیگردد. وی قاضی القضات سفسطه گری است که با تکیه برهوش خویش بر مسند قضاوت تکیه زده و ایلخانهای مغول را که هوش چندانی هم نداشتند مرعوب خود کرده بود. ویژگی مهم این شخصیت، سایه روشنهایی است که محمدعلی نجفی در خلق آن به کار برده و خاکستری بودنش را تقویت کرده است. از دیگر شخصیتهای تاثیرگذار سربداران باید به فاطمه (همسر شیخ حسن)اشاره کرد که برخلاف شخصیتهای زن در مجموعههای تاریخی، کنشمند عمل کرده و تاثیرگذار جلوه میکند. با این حال برخی حاشیهها هنگام پخش این مجموعه، شخصیت یاد شده را کمرنگ کرده و از یک جا به بعد کاملا در سایه قرار داده است.
محمد علی نجفی در مقام کارگردان بسیار پخته و حرفهای عمل کرده و به خوبی روی وجوه تکنیکی کار تمرکز کرده است. به همین دلیل هم صحنههای نبرد تن به تن یاران شیخ با سربازان مغول، باکیفیت از کار درآمده و از دکوپاژ خوبی هم برخوردار است. وی در صحنههای تکگویی قاضی شارح یا خطابههای شیخ، برای جلوگیری از خستگی مخاطب برشهایی را هنگام تدوین در نظر گرفته که بسیار به کارش آمده است. از طرف دیگر نباید از تلاش نجفی برای طراحی عنوان بندی درخشان ابتدایی هم به سادگی عبور کرد چرا که در آن سالها و با توجه به فیلمبرداری کار با نگاتیو، ساخت این عنوان بندی کار بسیار مشکلی بوده است. اکبر عالمی کار تبدیل چهره بازیگران به سنگواره را در عنوان بندی آغازین انجام داده که همچنان پس از گذشت بیش از سه دهه همچنان جذاب جلوه میکند. وی جمعی از بهترینهای بازیگری ایران را گردهم جمع کرده است. از علی نصیریان و محمدعلی کشاورز از نسل قدیمیتر گرفته تا امین تارخ، سوسن تسلیمی و فیروز بهجت محمدی که هریک در کارشان مهارتی فوقالعاده داشته و هماهنگی خوبی هم میانشان شکل گرفته است. تارخ انتخاب هوشمندانه برای نقش شیخ حسن جوری بوده که در بازپخش این روزهای سربداران همچنان جذاب و دیدنی به نظر میرسد. علی نصیریان هم در نقش قاضی شارح یکی از بهترین نقشآفرینیهای عمرش را ارائه کرده که در آن از چشمان زیرک و باهوش خود بیشترین بهره را برای خلق این شخصیت برده و با بهره گیری از زبان بدن به بهترین شکل نمایشی بودن شارح را به تصویر کشیده است. زنده یاد فیروز بهجت محمدی هم شخصیت طغای را با همه زیروبمهایش به شکل دلپذیری خلق کرده و از خشونت مستتر در این شخصیت به عنوان کلید معمای طغای کمک گرفته است.
سربداران در بازپخشهایش که با ترمیم نسخه قدیم همراه شده، نشان داده که با توجه به مضمون باارزشش همچنان میتواند برای مخاطبان قاب کوچک تلویزیون واجد ارزشهای بسیار باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم