آدم‌ربایی در چه صورتی مجازات اعدام به همراه دارد؟

سراب پولدار شدن

همیشه حوادث از صفحات پرمخاطب نشریات است و مردم دوست دارند بدانند که چه اتفاق‌هایی در سراسر کشور و حتی جهان رخ می‌دهد.
کد خبر: ۹۶۰۱۸۸

یکی از سوژه‌های مهم حادثه‌ای مربوط به آدم‌ربایی است. تابه‌حال شما هم با تیترهایی مانند «پایان ماجرای آدم‌ربایی در شهرک غرب تهران»، «جزئیات آدم‌ربایی پنج میلیاردی»، «شکنجه شدید یک نوجوان توسط آدم‌ربایان»، «2 حادثه آدم‌ربایی برای یک مادر و فرزند در کمتر از 24 ساعت» و ... روبه‌رو شده‌اید. حوادثی که دلایل رخ دادن آن زیاد است. از طمع مجرمان برای به دست آوردن پول یا تطمیع سایر نیازهایشان تا بی‌احتیاطی آنهایی که ربوده می‌شوند؛ اما برخی از این افراد هنگام ارتکاب چنین جرمی از میزان مجازات آن غافل هستند به همین دلیل بعد از ارتکاب جرم وقتی به هدف خود که تامین مالی است دست نمی‌یابند، جرم خود را با قتل یا سایر جرایم سنگین‌تر می‌کنند.

در ادامه و در گفت‌وگو با محسن محدث، مدرس مرکز آموزش قوه قضائیه و دادیار دادسرای انتظامی قضات به بررسی این جرم می‌پردازیم.

سال پیش در حوزه آدم‌ربایی خبری رسانه‌ای شد و مورد توجه قرار گرفت. تفاوت این خبر یا سایر نمونه‌های مشابه آن سن آدم‌ربا بود. در این پرونده ، مجرم پسر 19 ساله‌ای بود که به‌عنوان سر‌دسته باند آدم‌ربایی اقدام مجرمانه خود را انجام ‌داده بود. در این ماجرا وی و همدستانش وقتی دانش‌آموزی را در خیابان تنها می‌بینند از ظاهر وی به این نتیجه می‌رسند که به قول معروف دستش به دهانش می‌رسد به همین دلیل فکر سرقت از او به ذهنشان خطور می‌کند؛ برای به‌دست آوردن پول بیشتر وی را می‌ربایند، اما به قول خودشان در میان راه وسوسه می‌شوند و پسر جوان را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند.

شرح یک پرونده

سرکرده این باند سه‌نفره امید است؛ در یک خانواده پرجمعیت در جنوب غرب تهران بزرگ‌شده، پدر کارگر به خاطر داشتن 9 سر عائله از پس هزینه‌های تحصیل آنان برنیامده و در نتیجه امید درس هم نخوانده است. می‌گوید: «تا سوم راهنمایی درس خواندم و بعد از آن سرکار رفتم تا هم کمک خرج خانواده باشم و هم سربار آنها نباشم.»

همه مشکلات امید از زمانی آغاز می‌شود که تفاوت‌های خود را با محیط اطرافش می‌بیند و نمی‌تواند این تفاوت‌های اقتصادی را هضم کند. او کارگر ساختمان است و از صبح تا شب برای 50 هزار تومان کار می‌کرد. شاید این رقم مناسب به نظر برسد، اما همیشه برای یک کارگر ساختمانی کار وجود ندارد، بخصوص وقتی فصل زمستان از راه می‌رسد.

امید از دوستان و محل زندگی‌اش می‌گوید؛ همان‌هایی که در یک دورهمی تصمیم می‌گیرند باند سه‌نفره‌ای را راه‌اندازی کنند. «دو دوست دارم: مهرداد 16 ساله و فواد 19 ساله. ما از دوران مدرسه با هم دوست و بچه محل بودیم. البته مهرداد دو کلاس پایین‌تر از ما بود، اما پسر پردل و جراتی بود.»

آنها هم دلشان گوشی خوب، لباس گرانقیمت، پول برای گردش و از این چیزها می‌خواست و برای این کار و رسیدن خیلی سریع به این آرزوها چاره‌ای جز سرقت نبود. امید می‌گوید: «تصمیم گرفتم دست به سرقت بزنم. قصد داشتم تنهایی به سرقت بروم، اما می‌ترسیدم زود لو بروم و دستگیر شوم. به همین خاطر تصمیمم را به مهرداد و فواد گفتم که آنها قول دادند با من همکاری کنند تا هم بیشتر سرقت کنیم و هم زود گرفتار نشویم. برای این کار یک چاقو خریدم و دست به سرقت زدیم؛ اما در اولین سرقت دستگیر شدیم.»

آدم‌ربایی 5 میلیاردی

مجرم پرونده بعدی کم سن و سال نیست، 34 سال دارد، اما او هم به طمع پول دست به آدم‌ربایی زده است. طعمه او 16 سال دارد و یکی از اعضای خانواده اوست. در کارنامه محمود انواع جرایم یافت می‌شود، از سرقت و زورگیری گرفته تا ضرب‌وجرح و این آخری هم آدم‌ربایی؛ در این باره می‌گوید: «خانواده پسرک را می‌شناختم، وضع خوبی داشتند و می‌توانستند چندمیلیاردی برای رهایی پسرشان هزینه‌ کنند. داخل زندان که بودم با دو نفر از هم بند‌ها که با هم همخرج هم بودیم قرار این کار را گذاشتیم.»

محمود وقتی از زندان آزاد می‌شود چند روزی نقشه را طراحی می‌کند تا این‌که روز حادثه محمدرضا را سوار ماشین می‌کنند و به ویلایی می‌برند که در اسلامشهر کرایه کرده بودند. آنها چند روزی محمدرضا را نگه می‌دارند و در همین مدت نیز با خانواده وی تماس گرفته و مبلغ مورد نظر خود را درخواست می‌کنند. خانواده محمدرضا نیز بدون درنگ پلیس را در جریان می‌گذارند و همه سرنخ‌ها ماموران را به محمود می‌رساند. وی و هر دو همدستش دستگیر می‌شوند.

تفاوت 2 پرونده

این دو پرونده با هم تفاوت زیادی دارد. جرایم تقریبا یکی است و در هر دو ماجرا سه نفر در آدم‌ربایی دست داشته‌ و بزه دیده‌های آنان نیز دانش‌آموز بوده‌اند، اما در پرونده اول جز جرم آدم‌ربایی جرم تجاوز و سرقت به عنف نیز رخ‌داده است، اما در پرونده بعدی خیر. حال باید دید که آیا قانون با هر دوی این جرایم یک برخورد دارد؟

محسن محدث، دادیار دادسرای انتظامی قضات و مدیرکل دبیرخانه قوه قضاییه که دبیر دبیرخانه مرکزی حفظ حقوق شهروندی نیز هست، پاسخی روشن به این پرسش دارد و جواب آن را در ماده 621 قانون مجازات اسلامی می‌داند. وی ابتدا آدم‌ربایی را تعریف می‌کند و می‌گوید: «آدم‌ربایی یعنی جابه‌جا کردن غافلگیرانه فرد بدون این‌که برای این جابه‌جایی رضایتی داشته باشد. اگر کسی با غافلگیری دیگری را جابه‌جا کند و فرد رضایت نداشته باشد جرم آدم‌ربایی رخ‌داده است.» محدث تاکید می‌کند که در جرم آدم‌ربایی نبود رضایت شرط مهمی است به این معنی که اگر فرد رضایت داشته باشد یا این‌که قبلا با فرد دیگری هماهنگ کرده باشد برای رفتن به مکانی موضوع آدم‌ربایی منتفی می‌شود.

ماده 621 قانون مجازات

دادیار دادسرای انتظامی قضات در ادامه به ماده 621 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات اسلامی استناد می‌کند؛ جایی که قانونگذار گفته است «هر کس به‌قصد مطالبه وجه یا مال یا به‌قصد انتقام یا به هر منظور دیگر به عنف یا تهدید یا حیله یا به هر نحو دیگر شخصا یا توسط دیگری شخصی را برباید یا مخفی کند، به حبس از پنج تا 15 سال محکوم خواهد شد» و می‌گوید: «در این ماده قانونگذار به چند قید اشاره‌کرده و براساس آن مجازات را تعیین کرده است و قید اول سن فردی که ربوده‌شده است؛ دوم وسیله‌ای که با آن جرم آدم‌ربایی رخ می‌‌دهد و دیگری استفاده از حیله و نیرنگ در جریان جرم است.»

وی در این باره بیشتر توضیح می‌دهد و می‌گوید: «در قانون عواملی به عنوان مشدده جرم به حساب می‌آیند و باعث می‌شوند حداکثر مجازات در نظر گرفته‌شده برای آن جرم درباره مجرم اعمال شود. درباره جرم آدم‌ربایی نیز وضع به همین منوال است. به عبارتی، بر اساس ماده 621 اگر بزه دیده کمتر از 15 سال داشته باشد، رباینده برای جرم از وسیله نقلیه استفاده کند و با حیله بزه دیده را بربایند، به حداکثر مجازات در این قانون که معادل 15 سال حبس است محکوم می‌شود.»

عاطفه گودرزی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها