در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پارسا پیروزفر که این روزها در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است، در نمایش «ماتریوشکا» 41 نقش مختلف را بازی میکند. هر چند او بازیگری توانا و شناخته شده است و در عرصه تئاتر هم طی سالهای گذشته موفقیتهای زیادی کسب کرده اما در باورم نمیگنجید که بتواند از پس اجرای این تعداد نقش آن هم در مدتزمان یک ساعت و 40 دقیقه برآید. نه مخاطبان را خسته کند و نه فقط درصدد نشان دادن توانایی خودش در بازیگری باشد.
شاید با خودتان فکر کنید این نمایش که هشت داستان و 41 نقش را در خود جای داده، صحنه شلوغی داشته باشد اما روی صحنه هیچ چیزی جز یک میز و صندلی، چند وسیله ساده مانند کاغذ و مرکب، لیوان و... وجود ندارد. ماتریوشکا از هر نظر نمایش خلوتی است. با همه شلوغیاش فقط یک بازیگر دارد و یک صحنه ساده.
پیروزفر در این نمایش انتخابهای خوبی از میان داستانهای چخوف انجام داده است. انتخابهایی که هر یک بنا بر سبک این نویسنده موقعیتهایی پر از تناقض و البته ساده را روایت میکنند.
مرگ یک کارمند دولت، چطور دیمیتری کولدارُف یک شبه معروف شد؟ جنون ادواری، تسویهحساب، زن نجیبی که از میان ما رفت، شاهکار هنری و بوقلمونصفت. این داستانها به اقتضای مدتزمان نمایش تا حدی خلاصه شدهاند، اما جوهره موضوعی و نمایشی آنها حفظ شده و کاملا حال و هوای داستانهای چخوف در آن حفظ شده است.
پیروزفر در چینش داستانها هم بسیار هوشمندانه عمل کرده است. سه داستان اول روایتی جدیتر و رسمیتر دارند تا جایی که ممکن است بعد از پایان نمایش سوم احساس کسالت کنید اما مطمئن باشید در کمتر از چند دقیقه حال و هوایتان کمی عوض میشود و لبخند بر لبتان میآید. این رویه به همین شکل ادامه پیدا میکند تا اینکه در پایان اجرای داستان هشتم صدای قهقهه تماشاگران سالن را پر میکند.
این همه نشان میدهد پیروزفر خوب میداند چگونه شروع کند و به پایان برساند، چگونه مخاطب را روی صندلی نگه دارد و کمکم حال و هوایش را عوض کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: