پارادوکس مبارزه با‌‌ تروریسم

مشخصه فعالیت‌های مقابله با‌‌ تروریسم دولت فعلی آمریکا که بیشتر در مقابله با داعش و القاعده متمرکز است، کار جمعی در قالب سازمان ملل متحد و نیز ائتلاف با کشورهای همسو می‌باشد.
کد خبر: ۹۵۲۳۵۰

قطعنامه 2178 شورای امنیت در سال 2014 با حضور سران عضو شورا و ریاست شخص اوباما یکی از نمادهای بارز این دوره محسوب می‌شود. همچنین دعوت نمایندگان نزدیک به هفتاد کشور به کاخ سفید و تشکیل ائتلافی به منظور مقابله با‌‌ تروریسم در همان سال در این راستا قرار دارد. در میدان عمل، دولت اوباما سعی کرده تا بیشتر از طریق عملیات هوایی و فعالیت در صحنه دیپلماسی و سیاسی و حمایت از برخی نیروهای میدانی، اهداف خود را محقق سازد. عدم اعزام نیروی نظامی برای مقابله مستقیم در میدان عملیات، سیاستی بوده که حمایت مردم آمریکا را با خود دارد. اگرچه خانم کلینتون سعی خواهد کرد ژست قاطع‌تری نسبت به سلف هم حزبی خود بگیرد و خود را جدی‌‌تر از اوباما نشان دهد، ولی بعید است بتواند تغییر اساسی در سیاست جاری ایجاد کند. عملیات زمینی ریسک‌های خاص خود را دارد که رئیس‌جمهور دموکرات احتمالی بعدی حداقل در دور اول نسبت به آن محتاط خواهد بود. در سوی دیگر این رقابت‌ها، آقای‌‌ترامپ سیاست خود در مورد‌‌ تروریسم را در چارچوب زیر اعلام کرده: «بازداشتن‌‌ تروریست‌ها از رسیدن به خاک آمریکا» و «نابودی آنها در محل استقرارشان». سیاست اول در اظهارات دیگر‌‌ترامپ به مناسبت‌های مختلف، در قالب همان اسلام هراسی و تبعیض علیه مسلمانان فهمیده می‌شود ولی سیاست دوم وی کاملا مبهم است؛ نابودی‌‌ تروریست‌ها آیا به معنی اعزام نیروی نظامی به منطقه و درگیری مستقیم خواهد بود؟ این امر مستلزم اتخاذ سیاست مشابه جورج بوش و صرف هزینه‌های بالا و ریسک جان سربازان آمریکایی است که خلاف سایر محورهای اصلی سیاست‌های اعلامی‌‌ترامپ است.‌‌ترامپ اصرار دارد به متحدین آمریکا در منطقه و خارج از منطقه، وظایف و مسئولیت‌های جدیدی در مبارزه با‌‌ تروریسم واگذار کند که این سیاست نیز مبهم است، بویژه اگر سایرین نخواهند یا نتوانند با او همراه شوند. بنابراین در جمع‌بندی پاسخ به این سوال، تغییر خاصی در ادامه سیاست فعلی حداقل در چشم‌انداز این مرحله از انتخابات دیده نمی‌شود.

کارنامه منفی کاندیداهای آمریکا در رابطه با‌‌ تروریسم

این‌که گفته می‌شود خانم کلینتون داعش را شکل داده و در مناظره اول هم‌‌ترامپ برای بار چندم به آن اشاره کرد، بیشتر به این منظور است که سیاست‌های وی در دوره مسئولیت روابط خارجی دولت اول اوباما همزمان با شکل‌گیری داعش و گسترش فعالیت‌های آن است و او نتوانسته باعث پیشگیری از این وضعیت شود. همچنین سیاست غلط مداخله در لیبی در زمان وی، این کشور را به پایگاه قابل توجهی برای داعش و‌‌ ترور و خشونت در شمال آفریقا تبدیل کرده است. از این نظر کلینتون قابل سرزنش جدی است.‌‌ترامپ هم که نه فقط از نظر کشورهای مسلمان به‌خاطر اظهارات اسلام ستیزانه، و کشورهای اروپایی بخاطر بی‌کفایتی، بلکه حتی از سوی نخبگان سیاسی و اجتماعی آمریکا از هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه فاقد صلاحیت دانسته شده است. در مردادماه گذشته پنجاه نفر از صاحب نظران سیاسی و امنیت ملی از حزب جمهوریخواه،‌‌ترامپ را فاقد کفایت لازم برای اداره کشور و فرماندهی نیروهای مسلح آن کشور دانسته‌اند. تعداد نخبگانی که هر روز به صف مخالفان‌‌ترامپ می‌پیوندند کم نیستند.‌‌ترامپ با وجود این واقعیت که اکثریت قریب به اتفاق قربانیان‌‌ تروریسم، شهروندان بیگناه مسلمان هستند، ایجاد محدودیت شدید بر مسلمانان را راه مقابله با‌‌ تروریسم می‌داند. از سوی دیگر هم کلینتون و هم‌‌ترامپ، فاقد هرگونه برنامه روشنی برای پایان دادن به اشغال سرزمین‌های فلسطینی هستند‌ و بعید است بتوانند با صدور تفکر افراطی و خشونت طلب وهابیت به‌عنوان بستر رشد‌‌ تروریسم تکفیری مقابله جدی کنند و کماکان عربستان را شریک راهبردی خود در سرکوب‌‌ تروریسم تلقی خواهند کرد. با این وضعیت، هر کدام از این دو نفر اگر قرار باشد در مسند ریاست جمهوری قرار بگیرند، چه فعالیت فوق‌العاده‌ای می‌توانند داشته باشند؟‌‌ترامپ بویژه در ایجاد اجماع لازم برای مقابله با‌‌ تروریسم شانس بسیار کمی خواهد داشت؛ از هم‌اکنون کشورهای زیادی سیاست‌های او را تقبیح کرده‌اند. تصویر مناسبی هم نزد ملت‌های مسلمان منطقه ندارد و از همه مهم‌تر این‌که اظهارات تند‌‌ترامپ بهترین بهانه را به دست گروه‌های افراطی می‌دهد که سوار موج احساسات ضد پرزیدنت‌‌ترامپ [احتمالی] و آمریکا شوند و این خود جنبه دیگری است که برخی تحلیلگران هم به آن اشاره کرده‌اند.

اهمیت غرب آسیا برای دولت آینده آمریکا

الگویی که بر رفتار آمریکا در مورد نحوه برخورد با دولت‌های طرف اختلاف حاکم بوده، الگویی است که منافع زودگذر را در چارچوب سازوکارهای سیاست داخلی در آمریکا می‌بیند و فاقد انسجام است. همین نگاه محدود بود که در نهایت به شکل‌گیری خشن‌‌ترین گروه‌های‌‌ تروریستی ازجمله القاعده و داعش انجامید. در دوره وزارت خارجه کلینتون بود که گروهک‌‌ تروریستی منافقین با تمهیداتی که برای آنها فراهم شد از فهرست گروه‌های‌‌ تروریستی وزارت خارجه آمریکا خارج شدند. این حرکت مبتنی بر اقتضای آن دوره بود و دقیقا شرایط روابط دوجانبه روز را مدنظر داشت. نحوه برخورد با عربستان و به‌صورت روشن‌‌تر موضوع بحران سوریه، آزمایشگاهی برای سنجش صداقت برخورد دولت آمریکا با‌‌ تروریسم بوده است. در قضیه فهرست دول حامی‌‌ تروریسم دقت بفرمایید که چقدر ورود و خروج از این لیست بدون قاعده و ضابطه و تابع اغراض سیاسی است. دولت‌هایی که در این فهرست قرار می‌گیرند متحمل زیان‌های قابل توجهی می‌شوند و این امر هیچ توجیه حقوقی ندارد.

منطقه غرب آسیا از منظر تهدیدات‌‌ تروریستی، منطقه پر خطری است: طالبان، داعش و وابستگان القاعده در افغانستان، فعالیت گروه‌های‌‌ تروریستی متعدد در پاکستان، گروه جنبش اسلامی ازبکستان، وضعیت ‌‌ تروریسم در عراق و سوریه، فعالیت القاعده شبه جزیره عربستان، حمایت برخی کشورهای حوزه خلیج فارس از‌‌ تروریسم که در گزارش سالانه وزارت خارجه آمریکا هم به‌صراحت به آن اشاره شده است، صدور ایدئولوژی افراطی وهابیت از عربستان به مناطق مختلف و پیوستن موج‌های جدیدی از افراد ناآگاه و منحرف به گروه‌های افراطی و خشونت‌طلب، حمایت‌های پنهان و آشکار رژیم صهیونیستی از گروه‌های‌‌ تروریستی در منطقه، ادامه اشغال و سرکوب مردم مظلوم فلسطین، تحرک نزدیک به 30 هزار‌‌ تروریست خارجی در منطقه و مسائل دیگر از این دست، چالش‌های ساده‌ای نیستند.

حسین قریبی / کارشناس ارشد مقابله با‌‌ تروریسم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها