پرستویی: بازیگری شغل من نیست
پرویز پرستویی در کارگاه آموزشی سینماگران و انتقال تجربه با اشاره به کارکرد اشاعه فرهنگ مقاومت در جشنواره فیلم مقاومت گفت: جشنواره فیلم مقاومت فرآیند هشت سال خون ریختن برای حفظ وجب به وجب خاک سرزمینمان را به تصویر میکشد. اما باید در کنار این جشنوارهها، صاحبان جنگ را نیز دریابیم و به فکر جانبازان باشیم.
این بازیگر درباره ارتباط قلبی با نقشهای خود در آثار دفاع مقدس گفت: من 40 سال است در سینما حضور دارم و یک سری فیلمهایی که بازی کردم، درباره دفاع مقدس بوده است و از همان فیلم «دیار عاشقان» که در دل جنگ در دهه 60 ساخته شد و جرات نمیکردیم برای اجرای صحنه شهادت، پنج سیسی خون بگیریم تا حالا، این آثار نگاه مرا به جهان عوض کرده است.
او ادامه داد: اگر من «آژانس شیشه ای» را نفهمیده باشم و درک نکنم، هیچ وقت نمیتوانم خوب بازی کنم. البته بازیگری را شغل نمیدانم، زیرا اگر قرار بر دیده شدنم باشد، تاکنون دیده شده ام. من در بازیگری میخواهم خودم را پیدا و خوب زندگی و نگاه کنم. بنابراین اگر نقشی را نفهمم شاید بتوانم آن را خوب بازی کنم، اما درک نقش چیزی دیگری است. حبیب رضایی در آژانس شیشهای شاهد بود که یک روز هنگام کار، سمت چپ بدنم لمس شد و شاید آقای حاتمیکیا این ماجرا را تا حالا ندانند.
پرستویی درباره نقش خود در «بادیگارد» حاتمیکیا هم بیان کرد: به نظرم جای خالی حیدر ذبیحی همیشه در سینما حس میشد و احساس میکردم با یک نقش گرچه نمیتوان دنیا را عوض کرد، اما کافی است این فرد را بدرستی به تصویر بکشیم و امیدوارم حیدر ذبیحی را شرمنده نکرده باشیم.
او در پاسخ به این که تعدد بازی در آثار دفاع مقدس در تغییر سبک زندگی او چقدر تاثیر داشته است، گفت: بازی در این نقشها واقعا نگاه مرا به زندگی عوض کرده است. برخی تاثیرات این فیلمها هنوز هم در من نقش بسته و در رفتار و دیدگاه و اخلاق من تاثیر بسزایی داشته است. قبل از این که ارادت خود را به مخاطبان بیان کنم، میخواهم در هر فیلمی یک نکته را به کارنامه کاری خودم اضافه کنم. بودن ما به خاطر فداکاری افرادی است که هشت س ظال در جنگ تحمیلی جنگیدهاند.
بازیگر فیلم «به نام پدر» در پاسخ به این که خود را یک بسیجی میداند یا نه، گفت: من خودم را یک بسیجی نمیدانم، زیرا کوچکتر از این عنوان هستم. اما همیشه جایی که فرصت باشد در فیلمهای دفاع مقدس بازی میکنم.
طالبی: دست شیطان را هنرمندانه رو کنید
ابوالقاسم طالبی، کارگردان «یتیمخانه ایران» هم در کارگاه آموزشی سینماگران و کارگاه انتقال تجربه با اشاره به این که جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت خانه من است، گفت: از ابتدای کارم همیشه به این فکر میکردم که باید در چه جایگاهی از هنر قرار داشته باشم. در این عرصه دو جبهه حق و باطل وجود دارد. در جبهه حق عدهای برای رسیدن به خدا مثل شهیدان هنرمند تند میدوند. در این راه امام خمینی(ره) در راس و در جبهه باطل هم آمریکا در راس قرار دارد. البته در میان هر دو گروه هم افراد میانهرو و تندرو وجود دارند.
این فیلمساز افزود: من خودم را در جبهه حق میدانم، اما این که چقدر در کارم خالصانه رفتار میکنم را دیگران باید قضاوت کنند. من ایدههایم را از دفاع مقدس میگیرم. به اندازه توانم در عرصه فیلمسازی دفاع مقدس فعالیت کردهام و دستمان هم همیشه برای رو کردن دست شیطان حیلهگر خالی بوده است. برای رو کردن دست شیطان دست هنرمندانهای لازم است، زیرا سینما خود هم یک امر وارداتی است که تبدیل آن به مفاهیم ایرانی و اسلامی و بومی اهمیت دارد، زیرا در سینمای هالیوود به محض خالی بودن دست کارگردان از قصه یک صحنه غیراخلاقی یا بسیار خشن به فیلم اضافه میشود، ولی ما باید جایگزینهای اخلاقی برای این تصاویر در سینما پیدا کنیم.
کارگردان «قلادههای طلا» ادامه داد: از خدا میخواهم به من اخلاص بدهد تا کارم را در جبهه ایستادگی و حق پیش ببرم. سینماگر باید بداند در کدام جبهه قرار دارد و اگر در هیچ جبههای نیست، از خود بپرسد که با بیطرفیاش به کدام جبهه ضرر میرساند و به کدام منفعت؟! اما من میدانم که مخالفان و موافقانم، هر دو به صراحت لهجهام در فیلمسازی اشاره میکنند.
او در پاسخ به این که آیا قبول دارد هنر باید عاری از مطالبات حکومتی و سیاسی باشد یا نه، خاطرنشان کرد: روزی که قلادههای طلا را میساختم، به من میگفتند آدم حکومت هستی، من گفتم: انقلاب و حکومت مال من است نه من برای حکومت. بهترین دوستان من به قول فیلم «دستهای خالی» یا زیر خاک هستند یا حافظ خاک این سرزمین. من طالب اندیشههای حاکمیت هستم و خودم را یک فیلمساز انقلابی میدانم و بر این اساس حرف خودم را در فیلمی که میسازم، بیان میکنم. من یک بسیجی ام و خاک پای آنها هستم. این که «من و تو» و بقیه شبکههای معاند مرا مسخره میکنند و دربارهام چند نقد منفی در مطبوعات چاپ میشود، برایم اهمیتی ندارد. من همینی هستم که میبینید. فیلم میسازم و پایش میایستم. «یتیمخانه ایران» هم یکی از آثار سه گانهای است که علیه انگلیس به دنبال سریال «به کجا چنین شتابان» و فیلم «قلادههای طلا» ساختهام.
طالبزاده: در جنگ نرم ضعف مدیریتی داریم
نادر طالبزاده هم در نشستی که با موضوع اسلامهراسی برگزار شد، با بیان اینکه سیاستهای آمریکایی موضوع خوبی برای فیلمسازی است، اظهار کرد: موضوعات زیادی بر اساس اشتباهات و سیاستهای آمریکا وجود دارد که قابلیت پرداخت دارد. مانند دخالت در عملیات مستقیم فاو که آمریکا به طور مستقیم به عراق اطلاعات هوایی میدهد و صدام برای اینکه شکست نخورد از بمب شیمیایی استفاده میکند. یا ماجرای حمله به ایرباس که توسط ناو جنگی آمریکا هدایت شد، سوژههای بسیار خوبی است که باید در جریان جنگ نرم به آن پرداخته شود. متاسفانه در جنگ نرم ضعف مدیریتی داریم، باید در این حوزه دست به ابتکار عمل بزنیم تا پیشرفت کنیم. ما در بحث تبلیغات نیز ضعیف هستیم و گام خوبی برنداشته ایم.
جلیلی: هراس دشمن از سینمای مقاومت
سعید جلیلی هم در کارگاه گفتمان انقلاب اسلامی با بیان اینکه چند سوال در چنین جشنوارهای مطرح میشود که باید به آن پاسخ داد، گفت: مقاومت در برابر چه؟ مقاومت در برابر که؟ و مقاومت با چه هزینه ای؟ این سوالهایی است که باید به آن پاسخ داده شود. اگر بخواهیم درباره مقاومت صحبت کنیم، نمیتوان بدون تحلیل اوضاع کنونی جهان به این سوالات پاسخ داد.
جلیلی با بیان اینکه، نگرانی دشمن از سینمای مقاومت کمتر از هستهای شدن نیست، اظهار کرد: اگر سینمای سلطهای وجود دارد که کشورهای سلطه مقاصد خود را با آن جلو ببرند، سینمای مقاومتی هم باید وجود داشته باشد. سینما سلاح راهبردی جنگ فرهنگی است. سینما هنری است که میتواند پیام انقلاب اسلامی را با ابزارهای جهانی بیان کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم