در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم «360 درجه» اولین تجربه کارگردانی سام قریبیان بیش از حد تحت تأثیر سینمای هالیوود است. این تأثیر خودآگاه یا ناخودآگاه از عنوانبندی آغازین فیلم که تقلید از عنوانبندی فیلم تلالو استنلی کوبریک است شروع میشود الی آخر. قریبیان چه در روایت داستانش و چه در فرمی که برای اولین فیلمش به کار گرفته است، باز هم به هدف خود نمیرسد و مخاطب در پایان آن را با یک نمونه موفق خارجی مقایسه میکند. گرچه مشکل تنها به قصه و روایت ختم نمیشود و میتوان آن را به شخصیتپردازیها نیز تعمیم داد. اوج این ضعف را باید در پردازش شخصیت قهرمان فیلم دنبال کرد؛ هرمانی که بیش از اندازه تیپیکال است. قهرمان ما همان ابتدای فیلم از نامزدش رودست میخورد و برای اینکه او به زندان نرود جرم حمل 13کیلو شیشه را قبول میکند.
سه سال زندانی میکشد و در آنجا با کسی آشنا میشود به نام دکتر که انگار قهرمان دوم فیلم است، اما آخر فیلم مشخص میشود او ضدقهرمان است و همه بدبختی جاوید زیر سر اوست. جاوید بعد از سه سال آزاد میشود و میخواهد انتقام بگیرد و جان نامزدش مهتاب را نجات دهد. همین خلاصه چند خطی نشان میدهد که ما با چه فیلم نخنما شدهای طرف هستیم، فیلمی که حال و هوای انتقامجویی دارد و قهرمانش که با آن قد و وزن و هیکل (که شباهت به مدلینگ برندهای لباس دارد) حس و حال قیصر را دارد و میخواهد یک تنه جلو برود و همه را بکشد تا مهتاب و دختر کوچکش را نجات بدهد، بیش از حد جوگیر کرده است و تنها از قهرمان بودن دوست نداشتن موبایل، کچل کردن، کلاه بر سر گذاشتن، خالکوبی روی دستش و شنا رفتن را بلد است. حتی طرز دیالوگ گفتن جاوید که به سبک سینمای کیمیایی دوپهلو و کنایهآمیز است، بشدت تصنعی به نظر میرسد.
قهرمانی که هر کاری میکند نمیتواند واجد کاریزمای تاثیرگذار شود و مخاطب باورش نمیکند هر چند که میلاد کیمرام همه تلاش خود را برای شکلگیری این چهره سنگی به کار میگیرد. درجه فیلمی تا حدودی شلوغ در ریتم و ضرباهنگ فنی، که البته تنها در تکنیک و فرم اثر مشهود است. فیلمی کوچک با فیلمنامهای جمع و جور و خوش روایت، اما از نظر بصری کمی سرگردان و تا حدودی پرمدعا. فیلمی که اندازه دهان فیلمنامه کوچک، خوشریتم و بکر خود را، در ساختار فنی و بصری فیلم مطلقا رعایت نمیکند و زیادهروی و کمتجربگی کارگردان جوان و تازهکار آن کاملا مشهود است. بحث در اینجا همان بحث قدیمی چفت شدن فرم و محتوا و تکنیک است و کارگردانی که نمیتواند و عاجز است حرف کوچک و قابل اعتنا و خوشتکنیک خود در موضوع و فیلمنامه را، به اندازه قد درونمایه داستانیاش به فرم و نمایش در بیاورد. 360 درجه در فضاسازی یا موقعیتهای بصری خود تا حدودی موفق است، اما مساله دقیقا در انطباق دراماتیکی بین فرم و محتواست.
مشکل اصلی بسیاری از فیلمهای پلیسی ما که برای جلوهبخشی به وجوه بصری اثر خود و ایجاد موقعیتهای اکشن نزدیک به نمونههای موفق، داستان و مضمون را از دست میدهد و نمیتواند بین این دو عنصر، نسبت منطقی برقرار کند. با این حال میتوان 360 درجه را گامی مثبت گرچه کوچک در سینمای ایران برای تجربه روایتهای تازهای در ژانر پلیسی دانست.
سپنتا امانپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: