نیروهای حافظ صلح سازمان ملل وظیفه دارند از طریق روشهای مسالمتآمیز به خشونتها و درگیریهای ایجاد شده در داخل یک کشور یا میان دو کشور درگیر خاتمه دهند. منشور ملل متحد مسئولیت اجرای عملیات حفظ صلح (اقدامات جمعی و غیرقهری برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی) را بر عهده شورای امنیت سازمان ملل متحد گذاشته است. به همین دلیل جامعه بینالمللی هنگام بروز مخاصمات بینالمللی یا غیربینالمللی از شورای امنیت انتظار اجرای عملیات حفظ صلح را دارد.
با این همه، سازمان ملل متحد از این عملیات برای برقراری صلح در غرب آسیا استفاده نکرده است. سکوت شورای امنیت در قبال قتلعام مردم یمن از سوی عربستان از یکسو و بحرانهای امنیتی در سایر کشورهای منطقهای، این نگرانی را بهوجود آورده که سکوت سازمان ملل، راه را برای تداوم بحران باز نگه دارد. این موضوعی است که آن را در گفتوگو با پروفسور ویلیام بیمن، رئیس دانشکده انسانشناسی دانشگاه مینهسوتا آمریکا به بحث گذاشتهایم.
ویلیام اورمان بیمن (William O. Beeman)، استاد و رئیس گروه مردمشناسی دانشگاه مینهسوتا آمریکاست. وی همچنین رئیس بخش خاورمیانه انجمن مردمشناسی آمریکا سال(۲۰۰5-۲۰۰8) بود. بیمن پیشتر مدیر گروه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه براون در ایالت رودآیلند و استاد مردمشناسی و مطالعات آسیای شرقی این دانشگاه بود. بیمن دکترای مردمشناسی را از دانشگاه شیکاگو در سال ۱۹۷۶ دریافت کرده و به خاطر نوشتن چند کتاب و بیش از ۱۰۰ مقاله علمی در مورد پویشهای ارتباطات در ایالات متحده، ایران و ... بسیار مشهور است. بیمن یک ایرانشناس برجسته بوده و کتابها و مقالات متعددی در مورد ایران نوشته است.
آیا شما با این نظر موافقید که سازمان ملل در مدیریت و حل و فصل بحرانهای جهانی چندان موفق عمل نکرده است؟ اگر جواب شما مثبت است، علت آن چیست؟
در گذشته سازمان ملل طی بروز چند تعارض در برقراری آتشبس و حفظ آنها موفق عمل کرد. یکی از مهمترین مثالها در این زمینه، مناقشه طولانیمدت در یوگسلاوی سابق در دهه 1990 میلادی است. با این حال، در بحرانهای اخیر میزان موفقیت سازمان ملل محدودتر بوده است. واقعیت آن است که سازمان ملل متحد ظرف چند سال گذشته هیچ عملیات حافظ صلحی را آغاز نکرده و آخرین عملیات این سازمان نیز در قاره آفریقا ـ در مالی و جمهوری آفریقای مرکزی (تا سال آینده) ـ بوده است. مأموریت کنونی سازمان ملل در سودانجنوبی نیز به دلیل سوءرفتار نیروهای این سازمان با چالشی جدی مواجه شده است. مجوز اجرای مأموریتهای حافظ صلح باید از سوی سازمان ملل صادر شود و تقریبا همواره این مأموریتها شامل استقرار نیروهای حافظ صلح در دوران پس از مناقشه و نظارت بر توافقات آتشبس میشود. این به آن معناست که نیروهای سازمان ملل نیروهایی مبتکر و فعال نیستند. آنها زمانی وارد صحنه میشوند که نبرد به پایان رسیده است. گهگاه این نیروها به دلیل وجود تهدیدی علیه غیرنظامیان مستقر میشوند. از آنجا که استقرار این نیروها به مجوز شورای امنیت نیاز دارد، این موضوع ممکن است به بروز یک تعارض سیاسی میان اعضای شورای امنیت منتهی شود. به عنوان مثال، روسیه و آمریکا در سوریه منافع مختلفی را دنبال میکنند و بنابراین موافقت هر دوی آنها برای استقرار نیروی حافظ صلح سازمان ملل الزامی است؛ زیرا هم واشنگتن و هم مسکو در شورای امنیت از حق وتو برخوردارند. گفتنی است از سال 2012، کسب این موافقت دوجانبه میسر نشده است.
چرا سازمان ملل متحد در حلوفصل بحرانهای خاورمیانه همچون بحران سوریه، یمن و عراق چندان موفق عمل نکرده است؟
در حال حاضر هیچ مأموریت صلح فعال و جدیدی در خاورمیانه وجود ندارد و از سال 2012 نیز وجود نداشته است. شرایط برای ادامه مأموریت در سوریه فراهم نشد و عملیات در آنجا متوقف گردید. حضور نیروهای سازمان ملل در بلندیهای جولان و در لبنان همچنان ادامه دارد، اما این حضور تنها برای نظارت بر روابط میان اسرائیل و کشورهای عرب همجوار است. قدیمیترین مأموریت فعال به سال 1948 برمیگردد که شامل نظارت و حفظ آتشبس میان اسرائیل، لبنان و سوریه میشد. در حال حاضر نیروهای سازمان ملل در بحران سوریه درگیر نشدهاند.
برخی بر این باورند بانکیمون، دبیرکل موفقی نسبت به تاریخ سازمان ملل نبوده است. آیا شما با این نظر موافقید؟
این درست است که در دوران دبیرکلی بان کی مون ابتکارات نظامی کمتری صورت گرفته است. وی به دلیل نگرانی و دلمشغولی زیاد نسبت به اعضای اصلی شورای امنیت و عدم تمایل به درگیر شدن در تعارضات میان آنها مورد انتقاد قرار گرفته است. وی آغازگر مذاکرات صلح در سوریه بود؛ اما ظرف چند سال گذشته تمایلی به اقدام فعالانه در خاورمیانه از خود نشان نداد. بسیاری پایبندی بانکیمون به بوروکراسی و عدم تمایل وی به اعمال یک رهبری پویا و فعال را به باد انتقاد گرفتهاند. با این حال باید خاطرنشان کرد که وظیفه سازمان ملل تنها اجرای عملیات نظامی نیست. این سازمان کارکردهای بسیاری دارد که یکی از آنها بحث «گرمایش جهانی» است که بانکیمون در آن حوزه نقشی فعال برعهده گرفته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم