گری لئوپ، استاد دانشگاه تافتس در گفت‌وگو با جام جم:

انتخابات آمریکا؛ رقابت 2 نامزد وال‌استریت

انتخابات آمریکا این روزها با نزدیک شدن به ماه نوامبر بحث‌های داغی را همراه داشته است. در همین رابطه روزنامه جام‌جم با گری لئوپ، استاد تاریخ در دانشگاه تافتس آمریکا گفت‌وگویی صورت داده که در زیر می‌خوانید.
کد خبر: ۹۴۹۲۱۰

با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، برخی بر این باورند که رای‌دهندگان آمریکایی باید بین بد و بدتر یک نفر را انتخاب کنند. چرا گزینه‌های دموکرات‌ها و جمهوریخواهان محدود به این دو نامزد شد؟

بهتر است این انتخاب را بین نفرت‌انگیز و کمتر نفرت‌انگیز عنوان کرد؛ این مساله بخوبی نشان می‌دهد که این دو نامزد خیلی بد هستند. حال این سوال مطرح است که چرا چنین اتفاقی افتاد؟ هر دو حزب تحت کنترل شدید وال استریت یا همان مجموعه یک درصدی نظامی - صنعتی قرار دارند. در جریان انتخابات درون‌حزبی دموکرات‌ها، برنی سندرز سعی کرد وال‌استریت را به چالش بکشد و تاثیر بانک‌های آمریکایی در جامعه و بخصوص جوانان را از بین ببرد، اما رهبری این حزب نامزدی او را مخدوش کرد و به بسیاری از حامیان سندرز (و دیگر مردم آمریکا) نشان داد فرآیند تعیین نامزد نهایی میان دموکرات‌ها به هیچ وجه دموکراتیک نیست.

در این میان رسانه‌های جمعی، دونالد ترامپ را به استهزا گرفته و او را به عنوان یک میلیاردر دلقک معرفی کردند (گرچه واقعا چنین آدمی است). آنها همچنین او را به طور مرتب در بخش‌های مختلف خبری تحت پوشش قرار دادند (هر حضور و موضوع مرتبط با وی را به عنوان «خبر فوری» پخش کرده و گرچه مزخرفاتی تکراری را بیان می‌کرد، اما تصور می‌کنند با این کار بیننده و پول تبلیغات بیشتری به دست می‌آورند) که همین مساله باعث شد پایگاه حمایتی او تحریک و ترغیب بیشتری شود. در نتیجه ما در حال حاضر، قابل پیش‌بینی‌ترین و ساختاری‌ترین نامزد (هیلاری کلینتون) و غیرقابل پیش‌بینی‌ترین نامزد (ترامپ) را داریم. در واقع این واقعیتی عجیب و هولناک است زیرا کشوری با جمعیتی حدود 310 میلیون نفر که بخش زیادی از آن افراد تحصیلکرده هستند، باید بین این دو گزینه وحشتناک، یک نفر را انتخاب کنند.

طرفداران ترامپ او را در قامت عاملی برای تغییر می‌بینند. آنها به دنبال چه نوع تغییری هستند؟ و آیا امکان تغییر واقعی در سیاست‌های ایالات متحده وجود دارد؟

طرفداران ترامپ مجموعه‌ای از افراد منطقی و غیرمنطقی هستند؛ آنهایی که تصور می‌کنند با وجود او می‌توانند به اهداف مدنظر خود برسند و آنهایی که حتی در این مسیر و انتخاب مطمئن نیستند اما او را ابزاری برای نشان دادن خستگی و دلزدگی خود نسبت به شرایط موجود می‌دانند. بیشتر آنها به دنبال بهبود و تغییر درآمدها و استانداردهای زندگی خود هستند زیرا بر این باورند آنها قربانی سیاست‌های نامناسب اقتصادی و توجه بیش از اندازه رهبران آمریکا به اقلیتی محدود هستند. مثل همیشه افرادی در بدنه نخبگان حاکم آمریکا وجود دارند که از تنش‌های قومی در جهت متحد کردن این قربانیان پشت سر خود استفاده می‌کنند. با این اوصاف، اظهار نظر ترامپ در مورد ممنوعیت ورود مسلمانان و همچنین ساخت دیوار در مرز با مکزیک، گرچه به هیچ وجه قابل اجرا نیست اما باعث می‌شود او بیش از پیش در کانون توجهات قرار بگیرد.

در ایالات متحده، لابی‌ها نقش بسیار مهم و پررنگی دارند. نقش آنها را در فرآیند انتخابات ریاست جمهوری چگونه می‌بینید؟ و کدام لابی بیش از بقیه در این فرآیند تاثیرگذار است؟

لابی‌ها به طور سنتی در تمام سطوح فرآیندهای سیاسی ایالات متحده نقش قوی دارند. بدون شک، آیپک (لابی اسرائیل) را می‌توان قوی‌ترین و تاثیرگذارترین آنها دانست. اما این بار مطمئن نیستم سرمایه‌گذاران وال استریت که از کلینتون حمایت می‌کنند تا چه اندازه بر این فرآیند تاثیر می‌گذارند. کاملا جای تعجب داشت که تمام سرمایه‌های صرف شده وال‌استریت در کمپین جب بوش [برادر جورج بوش و نامزد انصرافی جمهوریخواه] هیچ نتیجه مشخصی نداشت. دونالد ترامپ پایگاه حمایتی غیرسنتی دارد و حتی قادر است بدون حمایت‌های مالی حامیان خود به کارش ادامه دهد. موارد متعددی در خصوص این انتخابات وجود دارد، از جمله عدم محبوبیت هر دو نامزد که به نظرم موضوع بسیار غیرمعمولی است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها