به نظر شما با وجود رسانه های مختلف ، رادیو چه جایگاهی دارد؛ رادیو یکی از محترم ترین و کارآمدترین رسانه هاست که نه تنها جایش را به رسانه های مدرن تر نداده بلکه روزبه روز نیاز اجتماعی و فرهنگی ما به آن بیشتر می شود.
کد خبر: ۹۴۳۳۰
وسیله های ارتباطی مثل تلگراف نابود شدند و تلویزیون هم با شکل امروزی اش خود را به رادیو شبیه کرده است ؛ ولی رادیو با تعریفی که از روز اولش داشته ، روزبه روز کارآمدتر شده است . فرض کنید اگر خدای ناکرده سیل ، زلزله یا اتفاق دیگری پیش بیاید ، چه رسانه ای مثل رادیو می تواند وسیله همبستگی ملی یک یک هموطنان ما باشد؛ برای همین است که به گمان من رادیو ارزشهای پنهان خودش را روزبه روز آشکارتر می کند. موفقیت های امروز رادیو ما مرهون دلدادگی کسانی است که در آن کار می کنند. رادیو رسانه ای فرهیخته و فروتن است و مخاطبان آن هم به نسبت ، اشخاص فرهنگی تری هستند.
تعدد شبکه های رادیویی تا چه اندازه در ارتباط بهتر با مخاطبان موثر بوده است؛
تعدد رادیو ها و 24 ساعته شدن برنامه های آنها همان قدر که خوب و مفید است ، باعث شده به دلیل فقدان نیروهای متخصص و برنامه ریزی برای برنامه سازان ، کیفیت برنامه ها خصوصا در حوزه مسائل فرهنگی و ادبی تنزل پیدا کند. این در حالی است که رادیو باید متر و معیار زبان فارسی باشد مثل قدیم که وقتی مردم درباره واژه ای دچار شبهه می شدند ، به تلفظ گوینده رادیو اقتدا می کردند. رادیوهای ما به صورت تخصصی هیچ هدفی را دنبال نمی کنند. من در 4-3
رادیو حرف می زنم و تقریبا حرفهایم در همه آنها یکی است . در صورتی که وقتی می شود گفت شبکه ها تخصصی است که مثلا کارم ارزیابی بشود و اجازه داشته باشم که مثلا در فلان رادیو کار کنم.
دلیل این اتفاق را در چه می دانید؛
رادیو دهان گشادی دارد که یکسره خوراک می خواهد ولی متاسفانه رادیو هم مثل شعر در کشور ما جدی گرفته نشده است. برای همین است که می گویند زن شاعر نشو شاعر فقیره ، خوراک شاعرا نون و پنیره. کار فرهنگ و هنر در رادیو جدی گرفته نشده. خود من در رادیو عاشقانه کار می کنم ولی هنوز نمی دانم چقدر به من می دهند. چرا باید تفاوت دستمزد کار در رادیو و تلویزیون این قدر زیاد باشد؛ فکر می کنید چطور باید این مشکل را حل کرد؛ مدیران ما سرمایه گذاری روی رادیو را دست کم گرفته اند و فکر می کنند تلویزیونی ها کار خیلی مهمتری انجام می دهند. من از آغاز نوجوانی کارگردان رسمی تلویزیون بوده ام . کار در رادیو و تدریسم در دانشگاه را فقط به خاطر دلدادگی ام به آنها انجام می دهم و هیچ هنرمندی نمی تواند با کار در جایی مثل آنها زندگی اش را بگذراند. بنابراین طبیعی است که رادیویی ها مجبورند کارهای مختلفی انجام بدهند و این به کیفیت کار آنها در رادیو لطمه می زند. مثلا من به جای این که قصه ای برای رادیو بنویسم ، چیزی برای تلویزیون می نویسم یا عوض این که هم و غمم را کار پژوهشی روی رادیو بگذارم ، از وقتم برای جای دیگری استفاده می کنم.
اگر بعد از این حرف این کار انجام بشود و اجازه حضور در چند شبکه را نداشته باشید ، چه؛!
از من گذشته است که با لاپوشانی و نگفتن حقیقت ، منافع حقیر شخصی ام را به منافع ملی ام ترجیح بدهم.
و حرف آخر؛
سینما و تلویزیون مثل یک آدامس چشمی مدام از شما می خواهند که چهارچشمی به آنها نگاه کنید و اوقات فراغتتان را غارت می کنند ولی رادیو یک پدیده انسانی و یک رسانه محترم است و مثل یک مونس و دوست بی آزار به شما اجازه می دهد حین انجام مطالعه و کار به او هم گوش بدهید. رادیو باید دنبال تربیت نیروهای تازه باشد و امکان تحصیل مهارت ها را برای نیروهایش به وجود بیاورد. به طور کلی ، امور مربوط به زیبایی شناسی و جمال شناسی گران درمی آید و باید برای آنها پول خرج کرد تا رادیو دوباره به آن دورانی که در نهایت اقتدار بود ، برسد. گاهی از خودم می پرسم اگر امروز فردوسی یا مولوی یا سعدی یا حافظ در زمان ما زندگی می کردند ، برای زدن حرفهایشان کدام رسانه را انتخاب می کردند. فردوسی را در هیبت یک فیلمساز مجسم می کنم و حافظ را در مقام یک مجری تلویزیونی اما هیچ کدام از این تصاویر با شخصیت آنها متناسب نیست. برای همین ، چشم بسته می گویم همه این آقایان رادیو را انتخاب می کردند.