پوراحمد در اوایل دهه 60 در سینما کارش را با تاتوره و در تلویزیون نیز با تابستان سال آینده و آلبوم تمبر آغاز کرد که در دومی موفقتر هم نشان داد. برگ برنده پوراحمد در مواجهه با مخاطبان، احاطه خوبش بر دنیای کودک و نوجوان است که علاوهبر ارتباط برقرار کردن آن با این طیف سنی، والدینشان را هم درگیر خود میسازد. چرایی آن هم به این بازمیگردد که کارگردانهایی از این جنس علاقه فراوانی به کودکی و نوجوانی و خاطرات خود داشته و عموما نگاه عمیقی به آن دارند. برای مثال هم میتوان به فیلم تلویزیونی آلبوم تمبر اشاره کرد که دوستی عمیق میان دو نوجوان کار که در نهایت به خاطر آلبوم تمبر به قهر میکشد، فوقالعاده از کار در آمده است.
قصههای مجید و اوجی که تکرار نشد
هر فیلمسازی در طول دوران کاری خود گاه به اوج میرسد که در سالهای بعد تکرارش عملا ناممکن بهنظر میرسد. پوراحمد هم در سینما و تلویزیون دو بار به این نقطه رسیده:در اولی با شب یلدا و دومی با قصههای مجید. هر چند که در مرتبههای پایینتر آثار خوب دیگری هم در کارنامه دارد که به آن هم اشارهای گذرا خواهیم کرد. قصههای مجید نوشته هوشنگ مرادی کرمانی مصالح لازم و کافی برای خلق اثری ماندگار را داشته که پوراحمد هم به بهترین شکل از آن بهره گرفته است. در این میان او داستان را از کرمان به زادگاه خود (اصفهان) برده و مجیدی را خلق کرده که کاملا برایش ملموس بوده است. یک نوجوان سمج و با پشتکار و اعتمادبه نفس که گاه همین آخری کار دستش میدهد. از میان اپیزودهای قصههای مجید میتوان سفر به شیراز را به عنوان یکی از بهترینها برگزید که میتوان چند باره به تماشای آن نشست و از بازی حیرتانگیز جهانبخش سلطانی هم در نقش یک راننده وانت میانسال لذت برد. پوراحمد پس از موفقیت قصههای مجید در تلویزیون به سراغ سینمایی کردن سه داستان از آن به نام صبح روز بعد، شرم و نان و شعر رفت که از میان آنها شرم کیفیت فوقالعاده خوبی داشته و چند سیمرغ بلورین هم دریافت کرد.
سرنخ و کارآگاهی متفاوت به نام اوصیا
نیمه دهه 70 شبکه یک سیما مجموعهای با عنوان سرنخ را به کارگردانی کیومرث پوراحمد روی آنتن برد که بواسطه فیلمنامه معماییاش بشدت مورد توجه قرار گرفت. کارآگاهی به نام امیر حسین اوصیا همراه دستیار جوانش در هر قسمت وارد ماجرایی شده و در آخر نیز آن را حل میکنند. نقطهقوت این مجموعه خلق کارآگاهی کاملا بومی به نام اوصیاست که در هر قسمت به روش خود به حل معمای یک پرونده اقدام کرده و در این راه مخاطب را هم کاملا با خود همراه میسازد.
بازی روان جهانبخش سلطانی در کنار حضور غافلگیرکننده بازیگران مهمان همچون: رضا کیانیان، محمدرضا داودنژاد و نیز موسیقی فوقالعاده شنیدنی آن، جلوه فوقالعادهای به کار بخشیده و سرنخ را به یکی از پربینندهترین مجموعههای دهه 70 سیما تبدیل کرده است. جالب اینکه محمدرضا فروتن نیز با ایفای نقش در یکی از قسمتها به شهرتی باورنکردنی رسیده و در فاصلهای بسیار کوتاه به نقش اول فیلم مرسدس ساخته مسعود کیمیایی رسید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم