تابستان سال گذشته دختر جوانی با مراجعه به ماموران پلیس تهران از سه پسر جوان به اتهام آزار و اذیت شکایت کرد.
او گفت: در یک شرکت خصوصی کار میکنم. دیروز برای رفتن به محل کارم سوار خودرویی شدم که سه پسر جوان سرنشین آن بودند. بعد از طی مسافتی، راننده تغییر مسیر داد. به او اعتراض کردم که دو مسافر دیگر تهدیدم کرده و گفتند اگر مقاومت کنم مرا میکشند. آنها مرا به بیابانهای بیرون از شهر برده و مورد آزار و اذیت قرار داده و مرا همانجا رها کردند.
پس از شکایت دختر جوان، ماموران با سرنخهایی که از متهمان بهدست آوردند، یکی از آنها را دستگیر کردند که با اعترافات او، دو دوستش هم بازداشت شدند. آنها در تحقیقات منکر آزار و اذیت دختر جوان شدند.
راننده خودرو گفت: من و شاکی از مدتها قبل دوست بودیم. روز حادثه هم بدون هیچ اصرار و زوری سوار شد و میدانست من و دوستانم مسافرکش نیستیم. او با این ادعا قصد انتقام از مرا دارد.
در ادامه دختر جوان به پزشکی قانونی منتقل شد که پزشکان اعلام کردند، تعرضی صورت نگرفته است.
با گزارش پزشکی قانونی، متهمان در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند. قضات دادگاه هم با توجه به دلایل موجود در پرونده، متهمان را از اتهام آزار واذیت و آدمربایی تبرئه و به 99 ضربه شلاق محکوم کردند.
با اعتراض شاکی به پرونده، رای دادگاه به دیوان عالی کشور ارسال و حکم 99 ضربه شلاق و تبرئه از تجاوز به عنف از سوی قضات تائید شد، اما قضات درخصوص اتهام آدمربایی، حکم را نقض کرده و خواستار تحقیقات بیشتر در این زمینه شدند.
به این ترتیب پرونده بار دیگر برای رسیدگی به شعبه 8 دادگاه کیفری استان تهران بازگردانده شد تا متهمان دوباره محاکمه شوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم