جایگاه جهانی واشنگتن در گفت‌وگو با پروفسور «نیکلاس اونف» بنیانگذار مکتب سازه‌انگاری

قدرتی که هژمون نیست

هژمونی دارای دو پارامتر نظم و رضایت بوده و با قدرت گره خورده است. نظریه‌پردازان معتقد هستند که قدرت هژمونیک آمریکا بعد از دهه 1970 رو به افول گذاشته است.
کد خبر: ۹۴۱۶۱۶

در گفت‌وگو با پروفسور «نیکلاس اونف» به بررسی نظم هژمونیک آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم پرداخته‌ایم. «نیکلاس اونف» بنیانگذار نظریه اجتماعی روابط بین‌الملل (سازه‌انگاری) در روابط بین‌الملل و استاد بازنشسته دانشگاه فلوریدای آمریکاست. او در دانشگاه‌های مطرحی چون پرینستون، امریکن و کلمبیا تدریس کرده است. «اونف» مفهوم سازه‌انگاری را از علوم اجتماعی وارد این حوزه مطالعاتی کرد و این مفهوم بعدها توسط افرادی چون «الکساندر ونت»، «کاتزنشتاین» و سایرین بسط و توسعه داده شد. از وی آثار و کتاب‌های بی‌شماری در حوزه روابط بین‌الملل به چاپ رسیده است. کتاب «جهانی که ما می‌سازیم» از جمله آثار وی است که حوزه نظریه پردازی روابط بین‌الملل را دچار تغییر و تحولی جدی کرد. او در گفت‌وگو با جام سیاست می‌گوید: نظم برآمده از جنگ جهانی دوم هژمونیک نبوده و قدرت نظامی و اقتصادی ایالات متحده آمریکا رو به افول است.

برخی نظریه‌پردازان ازجمله «رابرت کیون» و «جوزف نای» در آثارشان معتقد هستند که ایالات متحده آمریکا از دهه 1970 به بعد دیگر قدرت هژمون نیست. البته آنها در آثارشان به این نکته اشاره کرده‌اند که رژیم‌های مالی و تجاری و پولی که بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفته در دوره افول هژمون هم به کار خود ادامه خواهند داد. نظر شما در این خصوص چیست؟

ابتدا توجه داشته باشید که خود نظام سرمایه‌داری در حال ضعیف شدن است. حتی می‌توان پیش‌بینی کرد که این نظام از بین خواهد رفت. البته نتایج و آثار این موضوع می‌تواند برای نظام بین‌الملل مثبت نباشد. باید توجه داشت که نظم هژمونیک نظم و سیستمی است که در آن نوعی سلطه از سوی هژمون اعمال می‌شود و نوعی نظم هژمونیک را بر سیستم حاکم می‌کند. در این نظم اعمال قدرتی از سوی هژمون صورت می‌گیرد و دیگران نیز آن را می‌پذیرند. در واقع در چنین نظامی یک قدرت که در جایگاه بالاتر قرار دارد، نظم مورد نظر خود را اعمال می‌کند و از طریق اعمال قدرت منافع خود را حاصل می‌کند. یک نکته که در نظم هژمونیک وجود دارد این است که این نظم باید از سوی دیگران مورد پذیرش قرار گیرد، اما در خصوص این ‌که نظم آمریکایی بعد از جنگ جهانی دوم را بتوان هژمونیک دانست محل تردید و پرسش است. زیرا نمی‌توانیم بگوییم که نظم مورد نظر آمریکا مورد پذیرش دیگران نیز قرار گرفته است.

با وجود این شما معتقد هستید ما بعد از جنگ جهانی دوم با نظمی هژمونیک مواجه نبودیم؟

بله، دقیقا. زمانی می‌توانیم از هژمون و نظم هژمونیک سخن بگوییم که این نظم مورد پذیرش قرار بگیرد. درست است که ایالات متحده آمریکا قدرت برتر بوده ولی نمی‌توانیم نظم آن را نظمی هژمونیک بنامیم. البته آمریکا بعضی از اصول و هنجارها و قواعد مورد نظر خود را توانسته اعمال کند. در واقع این هنجارها از طریق سلطه اعمال شده است.

می‌توانیم بگوییم که قدرت اقتصادی و نظامی آمریکا در سطح نظام بین‌الملل کاهش یافته است؟

بله؛ قدرت نظامی و اقتصادی ایالات متحده آمریکا با کاهش همراه بوده است. در واقع در مقایسه با گذشته و تصویری که از قدرت این کشور وجود داشت با کاهش قدرت مواجه هستیم. بر این اساس آمریکا جایگاهی را که قبلا در نظام بین‌الملل و نزد کشورهای دیگر داشت در حال حاضر ندارد.

با توجه به شرایطی که شما ترسیم می‌کنید ساختار نظام بین‌الملل در آینده چگونه است؟

نظم آینده در قالب هژمون‌های منطقه‌ای رخ خواهد داد و میان خود هژمون‌ها نیز شاهد رقابت خواهیم بود. در واقع شاهد نظمی از هژمون‌های منطقه‌ای خواهیم بود، اما در این میان آمریکا و چین قدرت‌هایی هستند که از جایگاه بالاتری برخوردارند.

به مورد چین اشاره کردید. برخی از نظریه‌پردازان رئالیست معتقد هستند که افزایش قدرت اقتصادی چین تهدیدی برای آمریکا خواهد بود. به اعتقاد این نظریه‌پردازان قدرت اقتصادی قابل ترجمه به قدرت نظامی است. نظر شما در این خصوص چیست؟ آیا خیزش چین تهدیدی برای آمریکاست؟

آمریکا درخصوص هژمون‌های منطقه‌ای نگرانی دارد. یکی از هژمون‌های منطقه‌ای در شرق آسیا چین است که آمریکا درخصوص آن نگرانی دارد و آن را تهدید می‌شمارد. با توجه به این‌که منافع کشورها بسیط نیستند باید این موضوع را ارزیابی کرد که آیا آمریکا در واقع و عمل نیز چین را تهدید می‌داند یا خیر. من مایل هستم براساس نظریه سازه‌انگاری تأکید کنم تصویری که دو کشور آمریکا و چین در طول سالیان گذشته از یکدیگر ساخته‌اند، تصویر مثبتی نیست و دارای ابهاماتی است. در برخی اوقات شاهد تصویری خصمانه از سوی این دو کشور هستیم.

برخی معتقدند علت طولانی شدن بحران‌های خاورمیانه این است که قدرت هژمونی در نظام بین‌الملل وجود ندارد. نظر شما چیست؟

در خاورمیانه ثباتی هژمونیک و به عبارت دیگر نظمی از سوی آمریکا وجود داشته که اعمال شده است. در این نظم موضوع توازن قوا در روابط کشورهای منطقه نادیده گرفته شده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها