او که حالا 9 سال از زمان حضورش در ایران میگذرد خودش را یک ایرانی میداند، اما میگوید: من واقعا دوست دارم این حس را داشته باشم، اما انگار خیلیها دوست ندارند این اتفاق بیفتد. خیلیها دوست ندارند که من ایرانی باشم. با این حال من همسرم ایرانی است، برای ایران پرتاب میکنم و از اینجا تکان نمیخورم. همه چیز من ایران است و جایی ندارم که بروم.
با لیلا رجبی تماس گرفتیم تا از او درباره شرایطش درباره المپیک و اتفاقاتی که افتاد، سوال کنیم. ابتدا چندان تمایلی به صحبت کردن نداشت اما وقتی سفره دلش باز شد، حرفهایی زد که نشان میدهد ناراحت است، توقع خیلی از کارها را نداشته و از همه مهمتر این که ایرانی است و دوست دارد همه این را باور کنند. رجبی ابتدا گفت: من اگر قرار باشد حرفی بزنم شاید خیلیها بگویند بهانه میگیرد، اما از امکانات شروع میکنم. امکاناتی که نبود! همه چیز وعده و وعید بود. هیچ چیز مطابق آن چیزی که انتظار داشتیم، رقم نخورد. بدون حمایت، بدون اردو و بدون مربی در المپیک. توجیه نمیکنم. کلا شرایط برای من ایدهآل نبود و حتی نتوانستم انتظارات خودم را برآورده کنم.
رجبی این را گفت و ادامه داد: قبل از المپیک خیلی اذیت شدم. حداقل انتظاری که داشتم، این بود که فدراسیون حمایتم کند، اما.. .خودم با همسرم شروع کردم. من سهمیه را گرفته بودم، اما آنقدر فشار آوردند که میخواستم قید همه چیز را بزنم. اگر همسرم نبود، شاید این کار را میکردم. واقعا شرایط بدی بود.
از لیلا رجبی درباره شرایط برزیل و این که او حتی نتوانست به رکوردهای خودش برسد، سوال کردیم که او این واکنش را نشان داد: غیر از حسین تفتیان کدامیک از ورزشکاران دوومیدانی به رکوردهای خودشان رسیدند؟ من در ریو بدنم خالی کرده بود. نمیدانم چرا، اما حتی نمیتوانستم 17 متر پرتاب کنم. قبل از شروع مسابقه وقتی کمترین پرتاب را داشتم، متوجه شدم روز بدی دارم. نمیخواهم بهانه بیاورم، اما واقعا خیلی از مسائل دست به دست هم داد تا این اتفاق بیفتد.
میخواهید درباره کارشناس ـ مجری برنامه و اهانتی که به شما کرد، حرف بزنید. رجبی در واکنش به این سوال گفت: مردم جواب ایشان را دادند. واقعا من احساس کردم که تنها نیستم. مردم خیلی خوب از من حمایت کردند و باید بگویم انتظارش را نداشتم. من اصالتم ایرانی نیست، اما حالا بیشتر از همیشه فکر میکنم که به ایران و مردم ایران نزدیک هستم. با این حال خیلیها دوست ندارند. همین که مردم ایران میدانند من تلاشم را کردم و چیزی برای آنها کم نگذاشتهام، برای من بزرگترین افتخار است. در کوچه و خیابان که برخوردها را میبینم به خودم میبالم. کاش همه برخوردها همین طوری بود. من خودم میدانم که در المپیک عملکرد ضعیفی داشتم و این را قبول دارم، اما هرگز بی غیرت نبودهام.
لیلا رجبی که انگار از همه چیز خسته شده است، میگوید فعلا برنامهای برای آینده ندارد و اصلا نمیداند، قرار است چه کاری انجام بدهد. واقعا خستهام. چند سال است دارم با مشکلات زیادی در اینجا میجنگم. فعلا میخواهم فقط استراحت کنم. اصلا تمرینات را شروع کنم که چه شود؟ واقعا برنامهای برای ادامه کار ندارم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم