در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محمد گمار قهرمان مستند «گامهای یک دست» ازجمله همین آدمهاست. جوانی که از ناحیه دو پا و یک دست دچار معلولیت است و تمام حرکت و فعالیتهای روزمرهاش به وسیله تنها یک دست انجام میشود. کیومرث صمدی طاری کارگردان فیلم برای نشان دادن یک تصمیم بزرگ با محمد همراه میشود. تصمیمی که انجامش برای انسانهایی با شرایط نرمال هم غیرممکن به نظر میرسد. بالا رفتن از پلههای برج میلاد که بلندترین برج ایران است و آن هم با یک دست و بدون کمک هیچکس.
بنابراین محمد که در آسایشگاه معلولان کهریزک ساکن است، به اتفاق مربیاش تمرینات را شروع میکند تا در روز جهانی معلولان این صعود تاریخی را به اجرا در آورد و ضمن ثبت رکورد در کتاب گینس توجه افکار عمومی را به شرایط معلولان جلب کند. شرایط و مشکلاتی که بارها در مطبوعات و تلویزیون بیان شده است. این که تهران و بسیاری از شهرهای کشورمان برای معلولان امکانات خاصی ندارند و این افراد حتی در رفت و آمدهای روزمرهشان هم دچار محدودیتهای فراوانی هستند.
پس از مدتی محمد گمار درست در میانه تمرینات و با وجود تلاش فراوان مطلع میشود که بهدلیل یکسری مشکلات اداری مرسوم و کاغذ بازیهای بیحاصل نمیتواند این صعود تاریخی را انجام دهد. او ناامید و دلسرد به گوشه آسایشگاه پناه میبرد و حتی وقتی دوربین سراغش میرود نای حرف زدن ندارد، اما همیشه برای قلبهای پاک و دلهای بیریا، خداوند معجزهای در آستین خود دارد و اینجاست که محمد دوباره به تمرینات برمیگردد. از اینجا به بعد بیننده هم همپای محمد هیجان و استرسی شیرین برای دیدن حاصل کار دارد. کیومرث صمدی کارگردان فیلم، بزرگترین خطای ساختاری خود را درست در همین قسمت مرتکب میشود چون مخاطب علت توقف و ادامه فعالیت محمد را به درستی متوجه نمیشود و در لحظههای بالا رفتن از پلهها هم به نظر میرسد فیلم از محمد جا مانده است و به عبارتی کلیدیترین قسمت داستان که بالا رفتن از پلههاست زمان بسیار کوتاهی در فیلم را به خود اختصاص داده است و فقط ابتدا و انتهای آن پوشش داده میشود. نکته دیگر زندگی محمد و گذشته اوست که باز هم مبهم میماند. این ابهام باعث میشود بیننده تا اواخر داستان دچار یک دوگانگی در همراهی با قهرمان داستان میشود، اما محمد به هر صورت موفق میشود به بالاترین قسمت برج میلاد، آن هم از راه پلههای برج و با یک دست صعود کند و همانطور که خودش میگوید میخواهد با این کار توجه جامعه را به معلولان و مشکلاتشان جلب نماید. او در این راه به نظر میرسد از حمایت هیچ ارگانی برخوردار نیست و تنها با یک مربی و در تنهایی تمرین میکند که اتفاق بسیار تلخ و غمانگیزی است.
حرکت محمد گمار بدون شک در کتاب رکوردهای ملی و کتاب گینس به ثبت خواهد رسید و به نظر میرسد برای این گونه اتفاقات باید مستندهای محکم و حماسیتری ساخته شود تا ابعاد انگیزشی آن بتواند روی دیگر معلولان و حتی افراد معمولی تاثیر خود را داشته باشد. این تاثیر در درازمدت بسیاری از هزینههای اجتماعی در کشور را میکاهد و باعث میشود انگیزههای زندگی سالم در جامعه افزایش یابد.
برج میلاد نماد معماری مدرن ایرانی ، صنعت و تکنولوژی داخلی است که پلههایش توسط یک جوان معلول با یک دست فتح میشود.فتحی که میتواند نماد اراده انسان در مقابل مشکلات و سختیها و البته محدودیتها باشد و شاید بتواند ذرهای از نگاه غلط جامعه و بخصوص ارگانهای مرتبط را در این زمینه اصلاح کند. تبحر در ورزش و فعالیتهای ورزشی مانند کاری که محمد گمار انجام میدهد موهبتی است که خداوند به این انسانهای نازنین و دوست داشتنی اهدا فرموده و اثبات این مدعا تا چند هفته دیگر در پارالمپیک ریو اتفاق خواهد افتاد. جایی که قهرمانان بزرگ این سرزمین بارها پرچم ایران را به اهتزاز درمیآورند. درست شبیه همان کاری که محمد گمار با یک دست انجام میدهد.
بهرنگ ملک محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: