در یکجا که بحث محور مقاومت وجود دارد و مردم مظلوم جهان بویژه در منطقه غرب آسیا وقتی در مقابل سلطهگریهای دول غربی مقاومت میکنند یا در مقابل مزدوران آنها نظیر عربستان و اسرائیل مقاومت صورت میگیرد به تروریست بودن متهم میشوند. در حالی که این گروهها، مردمی هستند و در اصل از کیان سرزمینی خود دفاع میکنند.
در مقابل گروههایی که همسو با رسانهها و دول غربی بوده و زمینه نفوذ آنها را به منطقه ایجاد میکردند یا اساسا به تحقق برخی برنامههای آنها کمک میکردند، ولو اینکه وحشیانهترین رفتارها را داشته باشند یا در لیست گروههای تروریستی نمیآورند یا اگر مجبور شوند این کار را بکنند رفتار دوگانه بین حرف و عملکرد رسانهها و دول غربی مشاهده میشود. آمریکا بحث مقابله با داعش را دارد ولی هرجا داعش گرفتار میشود که میتواند ضربه مهلکی به این سازمان جهنمی وارد شود، دخالت میکند و در مواردی حتی سلاح برای داعش از طریق هوایی ارسال میکند. مجامع حقوق بشری را واسطه میکند، داعش را از محاصره نجات میدهد و از منطقهای به منطقهای منتقل میکند تا جنگ نیابتی که در منطقه آغاز کرده اند منقطع نشود.
همین کارها را برای گروهک منافقین انجام دادهاند. ارتباط منافقین با آمریکا از همان اوایل انقلاب و حتی کمی قبلتر برقرار شد. در اسناد سفارت آمریکا این ارتباط دیده میشود. از ابتدای انقلاب در مقابل حکومت اسلامی در ایران با جمعآوری اسلحه برای تقابل نظامی، صف آرایی کردند. در حالیکه آمریکاییها آنها را رصد میکردند و ارتباط مشهودی وجود داشت. منافقین از زمانی که دست به ترور گسترده زدند بیش از 15 تا 17 هزار نفر از مردم مظلوم ایران را به شهادت رساندند بعد با صدام، دشمن مستقیم ایران و همه کشورهای مرتجع منطقه که قصد براندازی نظام جمهوری اسلامی را داشتند، تبانی و تعامل کردند. منافقین وقتی وارد این فاز شدند از حمایتهای بیشتر و علنی استکبار جهانی برخوردار شدند. منافقین قبل از انقلاب عملیاتی علیه مستشاران آمریکایی داشت لذا آمریکا اسم این گروهک را در زمره گروههای تروریستی قرار داد، اما عملا ارتباط با آنها برقرار بود. وقتی وارد فاز نظامی با جمهوری اسلامی شدند ارتباط خیلی گستردهتر شد و عملا هر جا وارد مخمصه شدند آمریکا و دیگر دولتهای غربی تلاش کردند اینها را از مخمصه نجات دهند. به افرادی که در به شهادت رساندن حداقل هفتاد نفر از مسئولان طراز اول جمهوری اسلامی در هفتم تیر، شهادت رساندن نخستوزیر و رئیسجمهور ایران و مردم عادی دست داشتند به راحت در کشورهای غربی پناهندگی گرفتند.
وقتی منافقین در عراق جاگیر شدند باز آن حمایتهای جدی بود حتی با سقوط صدام حسین از مصونیت برخوردار بودند. آمریکا به بهانه حقوق بشر و مقابله با سلاحهای کشتار جمعی با صدام جنگید و او را ساقط کرد ولی منافقین که همکاران صدام بودند از یک مصونیت آهنین برخوردار بودند. سالها در زمانی که عراق در اشغال آمریکاییها بود منافقین در کمپ اشرف فعالیت میکردند هم فعالیت علیه ایران و هم جنایت در سازمان علیه افرادی که به نحوی دچار تردید شده بودند. همه را آمریکاییها میدیدند، بعد تامین ایجاد کردند و از پایگاه اشرف به لیبرتی و باز در تامین آمریکاییها حفظ شدند. همه اتفاقات حکایت از این دارد که غرب وارد فاز جدید حمایت از سازمان منافقین شده و خواستار حذف نام این گروهک از لیست گروههای تروریستی است. در برنامه هستهای ایران هم عمدهترین جاسوسیها و اطلاعات که بعضا اطلاعاتی دروغین بود از سوی همین گروهک به آمریکاییها و سازمانهای اطلاعاتی غربی و موساد اسرائیل منتقل میشد و تبلیغات گستردهای را علیه ملت ایران ترتیب دادند. در برخی مقاطع هم به بهانههای مختلف نظیر فتنه 1388 به صورت علنی در صحنه حاضر شدند و کمک زیادی به سرویسهای اطلاعاتی کردند که بتوانند کشور را به آشوب بکشند.
اهداف دوگانه تطهیر منافقین
برخورد دوگانه رسانهها و دول غربی باید توسط نهادهای رسمی و مردمی ایران مورد بررسی جدی قرار گیرد و روشنگری شود. برخی باور داشته باشندکه غرب درصدد تحقق حقوقبشر در کشور است، اما ثابت شد اینها به دنبال جای پایی برای نفوذ میگردند و معمولا این جای پا را فرقهها و گروههای ضدمردمی برایشان فراهم میکنند.
رسانههای بیگانه دو هدف عمده در تطهیر چهره منافقین دارند. وقتی یک گروه تروریستی با این سابقه جنایت بار را میپذیرید و حمایت میکنند، مسئولان رده بالای پارلمانهای اروپایی و سناتورهای آمریکایی با اینها دیدار میکنند، باید پاسخی به افکار عمومی جهان و ملتهایی که از گروهک زخم خوردهاند بدهید. لذا این پاسخ جز با تطهیر گسترده رسانهای محقق نمیشود. این گروهک را با عنوان گروه مبارز علیه دیکتاتوری معرفی میکنند و مردم جهان هم تحت تاثیر تبلیغات دروغین، میپذیرند. بحث بعدی که رسانههای غربی دنبال میکنند اساسا مخدوش کردن چهره انقلاب اسلامی است. چون وقتی بپذیرند یک گروه تروریستی با نظام اسلامی مواجه شده و نظام با آنها برخورد کرده خیلی به نفع آن جریانی که میخواهند از آن استفاده کنند نیست. بنابراین صورت مساله را پاک میکنند که گروه تروریستی و نظامی نبوده و مساله سیاسی است. به این معنا که مخالفین، سیاسی بودند و نظام اسلامی تحمل مخالف سیاسی را ندارد و اینها را حذف کرده و از کشور خارج کرده است. امروزه گروهک منافقین در منطقه در بدترین شرایط به سر میبرند. از روزهای اول که داعش عملیات خودش را در سوریه و بعد در عراق شروع کرد کاملا با این گروهک ارتباط داشتند. تلویزیونهای غربی با نمایش اخبار و فعالیتهای آنان درصدد دادن روحیه دوباره به این گروهک است. در چند سال اخیر موج فرارهایی که از این فرقه جهنمی صورت گرفته و مخالفتها و افشاگریهایی که در سطح جهان علیه آنان صورت میگیرد تا حد زیادی چهره این گروه و فرقه پلید را آشکار کرده و رسانههای غربی درصدد ترمیم این چهره هستند.
در داخل کشور هم تحرکاتی برای تطهیر این گروهک صورت میگیرد. نوار صوتی که اخیرا منتشر شد نمونهای این توطئه تطهیر است که عملکرد حضرت امام راحل و تصمیم انقلاب را در برخورد با گروهی که حرکت مسلحانه کرده برعلیه انقلاب را برای نسل جوان انقلاب به زیر سوال ببرد.
دکتر موسی حقانی/ معاون پژوهشی مؤسسه تاریخ معاصر ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم