در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این پرسشی است که آن را با دکتر جهانبخش ایزدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه در میان گذاشتهایم. او بر این نظر است که شعارهای انتخاباتی رقبای انتخاباتی دو حزب عمدتا تحت تاثیر فضای تبلیغاتی است، اما وقتی پای عمل در میان باشد محک واقعیت خود را نشان میدهد.
در آینده نزدیک رئیسجمهور جدیدی در کاخ سفید مستقر خواهد شد؛ نتیجه انتخابات ریاست جمهوری این کشور چه تاثیری بر برجام خواهد گذاشت؟
از ابتدا بیم آن میرفت که دستاندازهای سیاسی روسای جمهور برآمده از انتخابات پیش روی آمریکا، مقوله برجام را تحتالشعاع قرار دهد چون بخش قابل توجهی از کاست قدرت آمریکا که متجلی در کنگره این کشور است با برجام موافق نیست. پالسهایی که آقای ترامپ نامزد جمهوریخواهان میفرستد و میگوید که در برجام همه امتیازات به ایران داده شد و آمریکا امتیازی دریافت نکرد باعث شده ایشان به هر بهانهای این مساله را طرح کند و بگوید اگر من به قدرت برسم برجام را پاره میکنم. البته شاید لفظ پاره کردن توافق، مقداری برجسته نمایی شده ولی گفته در برجام تغییراتی ایجاد میکند یا تجدیدنظر میکند. البته نباید این واقعیت را نادیده گرفت که برجام به عنوان توافقنامه اصولی و جهانی تصویب شده و همه قدرتهای موثر بینالمللی در آن دخیل بودهاند. قطعنامه 2231 هم که برجام را تایید کرده، قراردادی بینالمللی است و نمیشود به آسانی آن را نادیده گرفت. بر این مبنا دولت آمریکا حداقل از دو منظر نسبت به برجام متعهد است و مقامات فعلی دولت آمریکا هم ملزم هستند که حتی با تغییر رئیسجمهور یا کنگره، قراردادهای بینالمللی نادیده گرفته نشود. لذا با این تعهدات، دلیلی وجود ندارد که رئیسجمهور آمریکا بخواهد برجام را پاره کند یا برهم بزند.
یعنی زیان آمریکا از برجام نوعی بلوف سیاسی است؟
ارزیابیام این نیست که آمریکاییها احساس ضرر یا زیانی از برجام داشته باشند چون بیشتر نخبگان آمریکا و دولتمردان حاکم و مسئولان اذعان دارند که برجام توافقی خوب و یک پیروزی برای دیپلماسی بود که هزینه زیادی نداشت و توانست از یک جنگ جلوگیری کند. به نظر من اگر آقای ترامپ روی کار بیاید ـ که احتمال روی کار آمدنش بالا نیست ـ شاید یک سری سر و صدا یا تلاشهای دیپلماتیک و تبلیغاتی و رایزنیها برای اعمال فشار سیاسی بیشتر شود، اما اگر خانم کلینتون در مسند قدرت قرار گیرد به ادامه سنت دموکراتها خواهد پرداخت و تغییر محسوسی در برجام رخ نخواهد داد چون از ابتدا ـ به تعبیر خودش ـ در این توافق نقش داشته و البته صریحا گفته که من برجام را سختتر اجرا خواهم کرد.
اگر خانم کلینتون برجام را قبول دارد چرا در دوره وزارت خارجه ایشان شاهد امضای توافق نبودیم؟
چون زمانی که خانم کلینتون سر کار بود دولت قبل در ایران، مذاکرات را هدایت میکرد. همچنین معادلات منطقهای و داخلی در آمریکا آماده امضای توافق نبود.
مقام معظم رهبری اخیرا در سخنانشان به بدعهدی آمریکاییها در اجرای برجام اشاره فرمودند. اگر برجام به سود واشنگتن است، دلیل اصلی پایبند نبودن آمریکاییها به تعهداتشان چیست؟
آمریکاییها خودشان این را قبول ندارند که بدعهدی یا نقض تعهد میکنند. آنها میگویند آن مقدار از تحریمها که معطوف به مساله هستهای است و در قطعنامهها ذکر شده و تحریمهایی که جزو تحریمهای ثانویه نیست را لغو کردهاند. آنها میگویند ما تعهد دادیم که فلان تحریمها را برداریم و این کار را کردیم. بخش دیگری از توجیه آمریکاییها این است که معتقدند چون تحریمها به مرور شکل گرفته و حالت بالاروندگی و فزاینده داشته لذا همان مقدار زمان و شرایط لازم است که تحریمها از بین برود، اما طرف ایرانی معتقد است که برجام تعهداتی را چون اقداماتی در زمینه سانتریفیوژها و آب سنگین و ذخایر استراتژیک اورانیوم متوجه ما کرده و حالا که این تعهدات بدون کم و کاست انجام شده و سازمانهای بینالمللی هم انجام تعهدات را از سوی ایران راستیآزمایی کردهاند باید اقدام متقابل از طرف غربی نیز صورت گیرد. طرف ایرانی تاکید دارد که در فضای فعلی نه سرمایهای به داخل ایران آمده و نه بانکها اجازه نقل و انتقالات پولی را برقرار کردند و حتی فشارهای سیاسی نهتنها کاسته نشده بلکه در برخی موارد تحریمها تشدید یافته است، اما غرب و آمریکا در پاسخ میگویند این تحریمها ربطی به مساله هستهای ندارد و از قبل گفته شده تحریمها مربوط به صنایع موشکی، تروریسم و به تعبیر آنها مربوط به مسائل حقوق بشری است. میخواهم بگویم آمریکاییها خودشان اذعان به این مساله نمیکنند و در بهترین شرایط میگویند برجام روح و جسمی دارد که روح آن نیازمند آمادهسازی ذهنی، منطقهای و فضاسازیهایی است که ایران باید از نظر سیاسی و منطقهای صورت بدهد و چون این اتفاق نمیافتد سرمایه هم به کشور وارد نمیشود.
تاکید تندروهای آمریکایی بر زمینهسازی ذهنی ایران، اشاره به برخی اختلافات در غرب آسیا دارد. فکر میکنید لابیهای صهیونیستی و عربی چقدر بر رفتار آمریکا در قبال برجام تاثیر گذاشته است؟
در چند مقطع مربوط به توافقنامه شاهد کارشکنی در سطح اعلی هستیم. رژیم صهیونیستی و کشورهای مرتجع عربی با محوریت عربستان مشخصا مایل نیستند برجام به سرانجام برسد. اصولا آنها یک مشکل جدی با هر نوع عادیسازی روابط ایران با غرب دارند و لذا برای رسیدن به هدفشان ایجاد چالش را تنها راه میدانند. برجام از نظر رژیم صهیونیستی و کشورهای مرتجع منطقه تجلی عادیسازی روابط تلقی میشد و احساس کردند که ایران با این توافق در تلاش است موانع سیاسی امنیتی منطقهای و به اصطلاح مشکلات خود با آمریکاییها و مشخصا غربیها را پشت سر گذاشته و به تقویت جایگاهش در منطقه بپردازد لذا با این نگاه و تحلیل احساس خطر کردند. بخشی از این تحلیلها معطوف به این ادعا بود که اگر غرب چرخه مسالمتآمیز سوخت هستهای ایران را به رسمیت بشناسد ایرانی اتمی متولد میشود که در همسایگی آنان احساس ترس و ذلت را برایشان به همراه دارد به همین دلیل از ابتدا با نهایت کارشکنی به قضیه نگاه کردند و هنوز هم مشغول سنگاندازی هستند. بخش دیگر رفتار کشورهای مرتجع منطقه مربوط به فضای پس از برجام است و همه تلاش بر این است که از ایران موجودی ترسناک بسازند تا «ایران فوبیا» یا «شیعه فوبیا» را بهعنوان کشوری که سیاستهایش در منطقه مخرب و ثباتزداست ترسیم کنند و نگذارند آثار و عوارض برجام در حیات سیاسی اقتصادی ایران جاری شود.
وقتی توافق هستهای به امضا رسید، حرف بر سر برجامهای دیگری در سطوح مختلف بود. فکر میکنید تجربه برجام فرصتی برای تکرار این دست توافقها باقی گذاشته است؟
در کشور ما دو نگاه وجود دارد. نگاه اول عمدتا از سوی دولت است که به دنبال استفاده از همین مدل برجام است تا مسائل کشور را به شکلی «برجامیزه» کرده و بتواند موانع سیاسی و امنیتی منطقه را از پیش رو بردارد. دولت در تلاش است با استفاده از این مدل در جهت اصلاح الگوهای دیگر نیز بهره ببرد و از این شیوه مسائل منطقهای، مقوله حقوق بشر و و مباحث اقتصادی را حل و فصل کند، اما نگاه دیگر این است که چون برجام با توجه به نقض تعهدات آمریکاییها و مجموعه غرب، الگوی موفقی نبوده، دلیلی ندارد که از این شیوه اقتباسی صورت گیرد. ایران احساس میکند اگر برجامها یکی بعد از دیگری اتفاق بیفتد باز هم این غرب است که مانور تبلیغی سر میدهد و دست برتر را در اختیار میگیرد و همچنان به باجخواهی و امتیازگیری از ایران ادامه میدهد. لذا ایران ضرورتی به این کار نمیبیند. فکر میکنم تا زمانی که مقوله برجام به شکل مستحسنی اجرا نشود بعید است برجامهای دیگری به پیروی از آن مدل انجام شود.
و پیشبینی شما از آینده برجام؟
آمریکاییها دلیلی برای تغییر برجام نمیبینند چون طرح جایگزینی ندارند. آنها میدانند تغییر فاحش برجام و نادیده گرفتنش از سوی هر بخشی از ساختار قدرت آمریکا مستلزم هزینههای حیثیتی و اعتباری برای این کشور است و باعث میشود اعتبار آمریکا به طور اصولی در جهان از دست برود. بنابراین واشنگتن بهدنبال اجرای برجام خواهد بود.
فاطمه امیری / روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: