در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از گذشتههای دور گرفته تا دوران معاصر که هر یک از آنها به تنهایی میتوانند قهرمان فیلم یا مجموعهای تلویزیونی قلمداد شوند. کفه تلویزیون در این رابطه به دلایل مختلف سنگینتر بوده و آثار متنوعی بر پایه شخصیتهای یاد شده ساخته شده که اغلب هم مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است. از این میان برخی از شخصیتها علاوه بر سابقه تاریخی پس زمینه سیاسی هم داشتهاند که از شاخصترینشان میتوان به امام خمینی(ره) و میرزاکوچکخان جنگلی اشاره کرد که از قضا یکی از بهترین کارگردانهای سینما و تلویزیون ایران (بهروز افخمی) یک فیلم و یک مجموعه تلویزیونی در رابطه با آنها ساخته است.
کوچک خان و قیام بزرگ نهضت جنگل
یکی از جذابترین شخصیتهای تاریخ معاصر که هیچ گاه جلوی روس و انگلیس سر خم نکرده و پرچم ایران را برافراشته نگه داشت، میرزا کوچکخان است که تحصیلات حوزوی داشته و پس از تبعید و در بازگشت به زادگاه خود، از تسلط روسها بر گیلان و بیاختیاری دولت مرکزی به تنگ آمده و دست به قیامی بزرگ میزند. افخمی برای روایت دقیق قصه نهضت جنگل از آغاز تا پایان به دو کتاب مطرح در این زمینه رجوع کرده و از آنها به عنوان پایه فیلمنامه خود بهره گرفته است. احمد احرار و میر فخرایی نویسندگانی هستند که نزدیکترین روایت به واقعیت را به رشته تحریر درآوردهاند و از این لحاظ سندیت تاریخی دارند. افخمی برای شروع از یک اوج بهره گرفته و میرزا را وارد معرکهای میکند که یک سر آن سرباز خشن و قلدر قزاق و سر دیگر آن پاسبانی معروف به رضا آژان قرار دارد. در واقع میرزا همچون بشکه باروتی است که این اتفاق فتیله آن را روشن کرده و او را وارد راهی پر فراز و نشیب میکند. گلوله خوردن پای میرزا در همین درگیری هم نقطه عطف دیگری است که مخاطب را در بیم و امید نسبت به سرنوشت میرزا نگه میدارد. از طرف دیگر در همان قسمت نخست با برخی از شخصیتهای کلیدی کار همچون: دکتر حشمت، یوزف و... آشنا میشویم که در ادامه هر یک گوشهای از داستان را میگیرند.
افخمی و هویت بخشیدن به صحنههای جنگ
افخمی در قسمتهای دوم و سوم به سراغ زمینهچینیهای کوچک خان برای آغاز نهضت جنگل رفته و بخشهایی از کار را به جمع کردن شخصیتهای وفادار به او اختصاص داده است. برای این کار هم به شیوه کلاسیک و آشنا برای مخاطب رفته و پس زمینه کوچکی هم از آنها میدهد. برای مثال میتوان به پهلوان معرکه گیر و شاگردش اشاره کرد که در قسمتهای پایانی رشادت فوق العادهای نشان داده و با فدا کردن جان خود به شهادت رسیدند. از این حیث ظرافتها در قسمتهای یاد شده کم نبوده و شخصیتهای مکمل به بهترین شکل وارد کار شده و به مخاطبان معرفی میشوند. برای مثال میتوان به دو خائنی اشاره کرد که برای قزاقها جاسوسی کرده و پس از پیروزی نهضت جنگل و فتح رشت دست به فرار میزنند. افخمی در این بخش روی جنگ میان جنگلیها و قوای حکومت مرکزی و نیز قزاقها مانور زیادی داده و جغرافیای این درگیریها را به درستی شکل داده تا مخاطب جهت حرکت دو طرف جنگ را گم نکند. البته نباید از کار فوقالعاده فیلمبردار بزرگی همچون: نعمت حقیقی هم در این اثر به سادگی عبور کرد که نقشی کلیدی در کیفیت بصری سکانسهای یاد شده داشته است. در این بین برای آن که فضای کار بیش از اندازه خشک و خشن نشود هم شوخیهای کلامی ظریفی میان شخصیتها شکل داده شده که بخش مهمی از آن میان یوزف، اسماعیل و دوست روزنامهنگار میرزا میگذرد.
پایان شیرینی فتح و روزهای سخت دفاع
نهضت جنگل هم به مانند بسیاری از نهضتهای مردمی پس از رسیدن به موفقیت به واسطه نداشتن تجربه کافی و دسیسههای فراوان استعمارگران به روشهای مختلف، به مرور ضعیف شده و سرانجام به جایی رسید که میرزا در تنهایی و سرما یخ زده و شهید شد. افخمی در این بخش هم بشدت موفق عمل کرده و این سرنوشت تلخ را ریشهیابی کرده است. در این بخش هم این فیلمساز خوش قریحه براساس مستندات تاریخی پیش رفته و با استفاده از شخصیتهای مکمل خود نشان میدهد که چرا کار نهضت جنگل به سرانجام خوبی نمیرسد. تنهایی میرزا را میتوان نقطه عطف این بخشها به حساب آورد که به مرور پررنگتر شده و قصه را به سمت یک تراژدی تمام عیار میبرد. در عین حال نمیتوان از کشته شدن بسیاری از یاران میرزا هم غافل شد که گاه افخمی روی برخی از آنها تمرکز بیشتری کرده و فرم قهرمانانهتری به آن داده است.
شخصیتپردازی: برگ برنده افخمی در کوچک جنگلی
یک مجموعه تلویزیونی برای ماندن خود در ذهن مخاطب نیاز به چند فاکتور مهم و کلیدی دارد که یکی از آنها شخصیتپردازی است. حال وقتی کار، فرم تاریخی هم داشته باشد این اهمیت تشدید شده و جایگاه رفیعتری پیدا میکند. افخمی در کوچک جنگلی به گونهای عمل کرده که میتواند به عنوان یک مرجع برای دانشجویان فیلمنامهنویس باشد. او شخصیتها را به دو گروه اصلی و مکمل تقسیم کرده و به شکل حیرتانگیزی به همگی آنها لایههایی بخشیده است. به همین دلیل هم کوچک جنگلی مجموعهای از تیپ، تیپ ـ شخصیت و شخصیت است که هر یک در جایگاه خود به درستی نشسته و به پیشرفت داستان و شکلگیری درام کمک کردهاند. میرزا کوچک خان به عنوان نماد مبارزه با استعمار از جایگاه رفیعی نزد مردم ایران برخوردار بوده و همین هم کار را برای افخمی سخت کرده است، اما او از این آزمون سخت سربلند بیرون آمده و میرزایی را خلق کرده که صرفا قهرمان نبوده بلکه حتی به مانند بسیاری از مردم دچار شک و تردید و اشتباه هم میشود. برای مثال کافی است به سکانس درخشان درددلهای میرزا با پیرمرد نابینای متولی امامزادهای حوالی ماسوله نگاه کنید که در آن میرزا که از به توپ بسته شدن ماسوله و مردم بیگناهش به تنگ آمده به گله و شکوه میپردازد. در عین حال میرزا از یک کنشمندی فوقالعاده سود میجوید که مخاطب را در رابطه با فرمانده نهضت جنگل بودن وی کاملا متقاعد میکند. برای مثال میتوان به سیلی زدنش به برادر خان فومنات پس از قتل مفاخرالملک در مقام اسیر جنگی اشاره کرد که بخش دیگری از وجود میرزا را برای مخاطب روشن میکند. دکتر حشمت یکی دیگر از شخصیتهای کلیدی و تاثیرگذار این مجموعه به حساب میآید که دست راست میرزا بوده و به نوعی مکمل وی به حساب میآید. روحیات خاص دکتر و نگاه لطیف او به زندگی، بعد دیگری به وی بخشیده و او را در تعارض با وضع نابسامان نهضت جنگل و نیروهایش در اواخر کار قرار میدهد. نقطه عطف در رابطه با او جایی است که خسته از تعقیب و گریز در دل جنگل خود را تسلیم قوای دولتی کرده و ناجوانمردانه توسط آنها اعدام میشود. یوزف یکی دیگر از شخصیتهای جذاب و دوستداشتنی کوچک جنگلی است که از همان قسمت نخست وارد داستان شده و تا به آخر هم همراه میرزا میماند. یوزف و گروه کمتعدادش شباهتهای بسیار به آزادیخواهان سرشناس جهانی دارند که وطن خود را رها کرده و برای کمک به استقرار آزادی و امنیت در ایران میجنگد. در کنار اینها نمیتوان از برخی شخصیتهای مکمل هم بسادگی عبور کرد که غنای خاصی به کار بخشیدهاند. برای نمونه میتوان از اسماعیل، شیخ علی شیشه بر، پهلوان و مشتی علیشاه یاد کرد که هر یک از آنها تیپ ـ شخصیتهای جذابی به حساب میآیند و نقش مهمی هم در پیشبرد داستان داشتهاند.
کوچک جنگلی: کلکسیونی از بازیهای درخشان
مجموعههای تاریخی به واسطه تعدد شخصیتها نیاز به گروه بزرگی از بازیگران از طیفهای مختلف سنی دارد که ایجاد هماهنگی میان آنها بسیار دشوار به نظر میرسد. کاری که افخمی در کوچک جنگلی بخوبی از عهده انجامش برآمده است. بخصوص در انتخاب بازیگران نقشهای اصلی که یکی از نقاط قوت اصلی کار به حساب میآیند. علیرضا مجلل با توجه به میمیک چهره و آناتومی صورت شباهتهای زیادی به میرزا کوچک خان داشته و با یک گریم درخشان شباهتهای بیشتری هم پیدا کرده است. مجلل در این نقش بخوبی روی نگاه خود کار کرده و از آن به بهترین شکل برای القای حس خود بهره گرفته است. در عین حال جایی هم که لازم بوده، واکنش بیرونیتری داشته و بازی خود را از حالت زیر پوستی خارج ساخته است. مهدی هاشمی برای ایفای نقش دکتر حشمت بهترین انتخاب ممکن بوده که به لحاظ چهره هم شباهتهای زیادی با دکتر حشمت واقعی دارد. چهره مهربان و گرم هاشمی نیز به او در ایفای هرچه بهتر این نقش که بازیای درونی را میطلبیده، کمک شایانی کرده است. در عین حال نمیتوان از حضور درخشان جهانگیر الماسی، محمد مطیع، منوچهر حامدی، جمشید گرگین، فتحعلی اویسی و عنایت شفیعی هم بسادگی عبور کرد که عیار بازیگری کوچک جنگلی را بالا برده و به ماندگاری آن در گذر زمان پس از گذشت نزدیک به سه دهه از تولید آن کمک فراوانی کرده است.
پریا افشار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: