اصلیترین آسیبهای اجتماعی علومانسانی وارداتی چیست؟
به مصادیق فراوانی میتوان اشاره کرد که در این مختصر مجال تفصیل و تشریح نیست؛ خلاصه این که این منظر مستلزم آسیبها و ناهنجاریهای اجتماعی فراوانی است. فروپاشی کانون گرم خانواده، طلاق، اعتیاد، بیخانمانی، سرقت، قتل و جنایت، اضطراب، ناامنی و دهها پلشتی و پلیدی ارمغان این جهانبینی است که روز به روز وضع بشر را نابسامانتر میکند و روزنه امیدی برای درمان آلام رو به تزاید بشری دیده نمیشود؛ چون طبیبان و حکیمان این مکتب نیز راهکارهایی برای برون رفت از لجنزار و باتلاق خودساخته بشر ارائه میکنند که از همین جنس و منظر است و نمیتواند شفابخش و احیاگر باشد.
آیا میتوان مشکلات مدیریتی و ویژهخواریهای برخی مدیران را ناشی از اندیشههای وارداتی دانست؟
بدون تردید علوم و مکتب غیرالهی افرادی را تربیت میکند که اگر در جامعه نظارت همه جانبه نباشد و قدرت و اختیاراتی داشته باشند بر اساس منطق مادی و جلب منافع حداکثری هرگونه سوءاستفاده از موقعیت را حق طبیعی و زیرکی و زرنگی خود میدانند. مدیریت و مقام را طعمهای میپندارند که نصیب آنان شده و در مدت ریاست، بستن باردنیایی یک اصل اساسی تلقی میشود.
آیا صرف تحول علوم انسانی وارداتی و تولید علوم انسانی اسلامی به رفع مشکلات کمک می کند یا برای این مهم، به مسئولان دغدغهمند و ملتزم به اجرای نظریات مدیریت اسلامی هم نیاز است؟
صرف تحول در علوم انسانی و تدوین معارف مبتنی بر مبانی درست دینی، نمیتواند رافع مشکلات باشد. از معارف ناب قرآن که والاتر و قدسیتر نداریم، قرآن هم باید در کنارش پیامبر(ص) و امام و عالم پارسا باشند تا به تبیین، تفسیر و تطبیق آن بپردازند.
بهترین کتاب آموزشی اگر در اختیار معلم و استاد غیرمعتقد به آن قرار گیرد چه بسا مضمونی را به شاگردان ارائه کند که کاملا مغایر باشد. بنابراین، در مدیریتهای آموزشی و نیز اجرایی کشور به عناصر باورمندی نیاز داریم که از متون فاخر و ارزشمندی استفاده کنند و راه رستگاری و پیشرفت را در علوم انسانی ملهم از تعالیم حیاتبخش و نورانی اسلام بدانند.
چرا تولیدات مختصر ما در حوزه علوم انسانی مثل برخی کتب و فصلنامهها به حل مشکلات کمکی نکرده است؟
عوامل متعدد در استفاده نکردن از منابع تدوین شده موثر است از جمله این که عدهای از اساس اعتقادی به علوم انسانی اسلامی ندارند؛ مثلا علم روانشناسی، جامعهشناسی و علمسیاست را مثل علوم پایه و تجربی بدون جهتگیری و صرفا ابزاری تلقی میکنند؛ لذا همانطور که علم ریاضی، فیزیک و حسابداری را از غرب اخذ میکنند در علومانسانی هم محققان غربی را سرآمد دانسته و راه مفید را رهروی مسیر طی شده آنان میدانند و علوم مدون اندیشمندان داخلی را قابل رقابت با آنان نمیدانند؛ لذا نه خود بهره میگیرند و نه اجازه میدهند در قلمرو مدیریتی آنان این کتابها و منابع راه پیدا کند.
دسته دیگر افرادی هستند که معتقدند علوم انسانی باید نشات گرفته از مبانی فکری و اصول و ارزشهای اسلامی باشد ولی از آنچه تاکنون تولید شده اطلاع دقیقی ندارند یا تصور نمیکنند که بتوان با این اندوختهها به میدان رقابت با میراث طولانی اندیشه غرب شتافت. آنها معتقدند به سفره نگشوده نمیتوان ایرادی گرفت پس زمانی سفره علوم انسانی برگرفته از معارف ناب اسلامی را پهن کنیم که غذاهای متنوع و مناسب را فراهم کرده باشیم تا پاسخگوی هجمهها باشیم.