در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
طالبزاده در این اثر به روزهای دانشجویی و شیطنتهای دانشجویان پرداخت و جسارتش باعث شد تا این مجموعه بعد از گذشته دو دهه همچنان در یاد و ذهن مردم باقی بماند. طالبزاده در دومین اثر تلویزیونیاش سراغ دختران فراری رفت و فیلمنامه جسورانه «دوران سرکشی» را به کارگردانی کمال تبریزی برای تلویزیون نوشت که سر و صدای زیادی به پا کرد.
او در این سالها قصه سریالهایی همچون «صاحبدلان»، «رقص پرواز» و «سرزمین کهن» را هم نوشته است که هر یک از این آثار با مضامین متفاوت و بکر نهتنها نظر مخاطبان عام را جذب کرده، بلکه مخاطبان خاص هم این آثار را دوست داشتند .حتی کسانی که علاقه چندانی به تماشای سریالهای تلویزیونی ندارند اما بیننده آثار طالبزاده هستند؛ زیرا میدانند او هیچ وقت دست روی موضوعات کلیشهای نمیگذارد و اگر هم بخواهد قصهای را روایت کند که قبلاً درباره آن نوشته شده، حتماً از زاویه دیگری به ماجرا نگاه میکند تا برای مخاطب طراوت دیگری داشته باشد. این اتفاق در تازهترین اثر طالب زاده هم رخ داده و او این روزها سریال اپیزودیک «چرخ فلک» را روی آنتن شبکه یک دارد. البته در این سریال او سرپرست نویسندگان است و همراه یک گروه نویسنده فیلمنامه را نوشته. طالب زاده در اولین اپیزود با بازی میلاد کی مرام، لیلا اوتادی و... روایتگر زندگی دختر و پسری جوان بود که خودشان را برای مراسم ازدواج آماده میکنند. پسر، جراح عمومی است و در بیمارستان پدر دختر کار میکند. از سوی دیگر دختر به دنبال برگزاری مراسم ازدواج در مجللترین باشگاه، خرید بهترین لباس عروسی و... است. این اوضاع ادامه دارد تا این که در یکی از شبها پسر در خیابان با زنی آشنا میشود که لباسهای کهنه به تن دارد و دور تا دور او گربههای زیادی منتظر غذا هستند. او به پسر جوان میگوید که هر شب یک نفر از هتل برای گربهها غذا میآورد، اما با مشخصاتی که زن میگوید، متوجه میشود در خیابانی نزدیک به این زن کهنهپوش، پسری موتورسوار تصادف کرده و فوت شده است. این اتفاق روی دکتر جوان تاثیر میگذارد و از همین جا اختلافات او با خانواده دختر که درگیر تجملات هستند، شروع میشود. در واقع طالبزاده و گروهش گرچه در اولین اپیزود سراغ یک روایت کلیشهای رفتند، اما این روایت را با یک نگاه تازه به نگارش در آوردند. البته طالبزاده قصهها را بهگونهای طراحی کرده که پایان هر اپیزود به واسطه یک نخ تسبیح به اپیزود بعدی پیوند داشته باشد. اپیزود اول بهواسطه پیراهن عروسی که دکتر جوان به یکی از پرستارهای بیمارستان هدیه میدهد تا بتواند عروسی دخترش را برگزار کند، تمام و همین آغازگر روایت زندگی همان پرستار میشود.
نگاه طالبزاده و گروه نویسندگانش در اپیزود دوم از بالای شهر به سمت پایین شهر تغییر کرد و در اپیزود دوم راوی زندگی خانوادهای شدند که مادر خانواده تلاش میکرد دخترش با یک جهیزیه مناسب پا به خانه شوهر بگذارد. البته طالبزاده در دل این روایت خرده قصه پسر این پرستار را هم گذاشت تا به تعلیق قصه اضافه کند. ورود این پسر در انتهای این اپیزود به ترمینال برای رفتن به جنوب، آغازگر اپیزود سوم و داستان مرد افغان میشود. این مجموعه توسط عزیزالله حمیدنژاد، بهرام عظیمپور و احسان عبدیپور کارگردانی شده که هر یک از آنها دیدگاه مختلف به فیلمنامه طالبزاده دارند و همین به جذابیتهای کار اضافه کرده است. یکی دیگر از ویژگیهای این سریال حضور بازیگران حرفهای و شناخته شده در کنار بازیگرانی است که کمتر چهره هستند؛ اتفاقی که به جذابیتهای قصه و باورپذیری آن کمک زیادی کرده است.
فاطمه عودباشی
رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: