درنگ

این صداها را بشنویم...

خدا را شاکرم که تاکنون بجز سوتی‌هایی که هنگام آشپزی مردانه (!) در آشپزخانه داده‌ام، تجربه سوختگی جدی را نداشته‌ام و از صمیم قلب امیدوارم هیچ‌یک از انسان‌های کره زمین چنین تجربه دهشتناکی را نداشته باشند، چرا که آنان که از بخت بد، مجبور به تجربه سوختگی و سوختن شده‌اند، جز کابوس وحشتناک و اثراتی گاه غیرقابل جبران، نامی بر آن نمی‌گذارند.
کد خبر: ۹۲۴۷۰۰

حال که درک می‌کنیم سوختگی از یک انگشت‌سوزی کوچک قابلمه‌ای تا گیرکردن در میان شعله‌های آتش،‌ چقدر دردناک است، چرا دامنه دید و انگاره وحشتمان را افزایش نمی‌دهیم؟ چرا کمتر به فکرمان می‌رسد که درد و رنج سوختن فقط مختص انسان نیست که دایره جانداران را هم در برمی‌گیرد؛ چه گیاهان و چه جانوران. از این رو شاید بتوان درک کرد آن درختی که آتش می‌گیرد و ذره ذره می‌سوزد، برای خود جانی شیرین دارد همانند ما. یا آن جانوری که در جنگل‌های انبوه و تنک شمال یا لرستان و حتی میان درختچه‌های کم بنیه فارس در حال پرسه‌زدن است، چه رنجی از سوختن می‌کشد. واقعیت این است که چنین زاویه دیدی در میان ما و شاید نوع بشر در بسیاری از نقاط این کره خاکی کمیاب است. چرا که بشر خودخواهانه همه امکانات را برای بهبود زندگی خود می‌خواهد. حتی عملیات اطفای حریق در جنگل‌ها و جلوگیری از دست رفتن پوشش ارزشمند گیاهی را برای پیشگیری از دشواری‌ تنفس یا از میان رفتن چشم‌اندازی زیبا و برهم‌خوردن نظم زندگی‌اش انجام می‌دهد و شاید اصلا به این فکر نمی‌کند که اشرف مخلوقات، وظیفه حراست از مخلوقات دیگر را نیز شاید به عهده داشته باشد. به نظرم، نداشتن یک چنین دیدگاهی است که در کنار سایر عوامل به گسترش آتش‌سوزی‌ها در جنگل‌های کشور منجر شده است.

وقتی ما و خانواده‌هایمان، جنگل را برای پیک‌نیک و تفریح و جوجه کباب خوردن(!) می‌خواهیم و آن مجموعه را مجموعه‌ای زنده و پر از شور زندگی چون خودمان، نمی‌بینیم معلوم است که تنبلی‌مان می‌آید آتش پس از پیک‌نیک را علمی خاموش کنیم، معلوم است که در جنگل و ساحل و رودخانه‌ها آشغال می‌ریزیم و از دشت شقایق‌ها یک بیغوله می‌سازیم. مگر شده یادتان برود موقع بیرون رفتن از خانه، گاز را خاموش کنید تا خدای ناکرده زندگیتان آتش نگیرد؛ حالا چرا همین حساسیت را البته به مقدار بسیار بسیار کمتر از حالت آرمانی و شعاری‌اش، نسبت به جنگل و زندگی درختان و جانورانش نداریم؟ چرا خودمان و طبیعت را یک کل جاندار به شمار نمی‌آوریم؟ مگر در این دنیا فقط ما جان داریم و جان شیرین خوش است؟ پس بقیه چه؟! به نظرم اگر هر یک از ما زاویه دیدمان را فقط کمی به سوی این دیدگاه تغییر دهیم، شاید کمک بزرگی به کاهش آتش‌سوزی جنگل‌ها بشود، چرا که وجدان هر یک از ما صدای درد و رنج سوختن درختان و حیوانات پناه گرفته‌اش را خواهد شنید و قضاوت خواهد کرد. قیمت یک سهل‌انگاری هنگام درست کردن جوجه کباب (!) یا خدای ناکرده، آتش‌‌زدن عمدی جنگل‌ها برای زمین‌خواری چرا گرانبهاست و قیمتی است که یقینا وجدان جهان دیر یا زود آن را از ما خواهد ستاند.

سیدعلی دوستی‌موسوی

دبیر گروه ایران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها