فرار از مهاجرت به‌سوی جدایی

نام نایجل فاراژ را باید به خاطر سپرد. او که یکی از اصلی‌ترین طراحان خروج بریتانیا از اتحادیه اروپاست با سماجت محافظه‌کارانه خود توانست مردم انگلستان را به خروج از اتحادیه اروپا راضی کند. شاید شم سیاسی این نماینده ضد‌اتحاد را تنها بتوان در انتخاب زمان درست برای انجام همه‌پرسی دانست.
کد خبر: ۹۱۹۱۰۸

مهاجرت در طول نیمه دوم قرن بیستم برای انگلستان یک مساله شد. مساله‌ای که ساکنان این جزیره را از بیکاری و کمبود فرصت‌های شغلی به هراس وا می‌داشت. مهاجرت و قوانین محدود‌کننده آن در بیشتر مواقع از اصلی‌ترین بحث‌های گروه‌های رقیب در انتخابات بریتانیا بود. دیوید کامرون، نخست‌وزیر محافظه‌کار انگلستان در انتخابات پارلمانی با وعده کاهش ورود مهاجران خارجی به انگلستان توانست به قدرت برسد. اما در نهایت نتوانست به آمار سالی صد هزار نفری وعده خود عمل کند. این توازن را حرکت سیل‌آسای مهاجران سوری، افغانی و آفریقایی به سمت اروپا بر هم زد. در حالی که مرکل در آلمان با پذیرش میلیونی مهاجران موافقت کرد، انگلیسی‌ها به رقم چندهزار نفری تکیه می‌کردند.

مهاجرت به اروپا در دو سال گذشته و در کنار دیر رسیدن به سیاستی یکسان و مشترک در این زمینه، اروپا را با بزرگ‌ترین مشکل مهاجرت در دوران بعد از جنگ دوم جهانی مواجه ساخت. اتحادیه اروپا خواستار مسئولیت بیشتر از انگلستان بود، اما دولت انگلستان هم می‌خواست با اروپا کار کند و هم به مردم خود اطمینان دهد که هنوز می‌توان کمترین رقم سهمیه تعیین‌شده مهاجران را در اتحادیه پذیرفت. در اینجا بود که فاراژ و همفکرانش بدرستی وارد میدان شدند. اما برد در همه‌پرسی جدایی از اتحادیه (برگسیت) یک چیز بود و تحمل عواقب آن برای اروپا و جزیره‌نشینان بریتانیا چیز دیگر.

حال سوال این است که انگلستان با خروج از اتحادیه اروپا می‌تواند مشکل مهاجرت را کنترل کند؟ به احتمال قوی نه. همین حالا هزاران پناهجو در بندر کاله فرانسه در پی راهی برای ورود به انگلستان صف کشیده‌اند. شهرداری و مقامات شهر کاله بر اساس قراردادی که از دل اتحادیه برمی‌خاست از ورود این افراد به ا نگلستان جلوگیری می‌کنند و انگلیسی‌ها بزودی باید به این‌گونه قرارداد هم فکر کنند. جزیره بودن انگلستان برای ورود غیرقانونی مهاجران دیگر برای این کشور سد دفاعی قابل اطمینانی نیست، بلکه همکاری بین‌المللی در پذیرش مهاجران قانونی و جلوگیری از ورود مهاجران به اروپا در طرحی کلی، سد محکم‌تری محسوب می‌شد؛ سدی که با خروج از اتحادیه، حفظ آن سخت خواهد بود.

انزوای جزیره، حالا انتخاب فاراژ و همفکران اوست. او انگلستان را بدون مهاجران اروپای شرقی، خاورمیانه‌ای و آفریقایی می‌خواهد. این خواست در ازای همه مزایاست. شاید آنها فکر می‌کنند می‌توانند کنترل امور را به دست بگیرند، اما همه خواسته‌ها آن‌گونه که می‌خواهند رخ نمی‌دهد. حال که رویای شیرین خروج از اتحادیه اروپا با عنوان بازپس‌گیری استقلال این کشور تحقق یافته، اما کابوس‌های بزرگی همچون موج‌های سنگین دریای مانش به سمت جزیره در حرکت است. جدایی‌طلبان انگلیسی شاید در آینده از پیروزی در همه‌پرسی که توانست اتحادیه اروپا را کوچک‌تر کند یا از بازگشت استقلال کشور، یا بازپس‌گیری کشور از مهاجران سخن بگویند، اما به‌طور قطع از عواقب جدایی، با دادن آمارهای نادرست، با احتیاط از نتایج قابل پیش‌بینی عبور خواهند کرد.

فاطمه امیری / روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها