حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
برای بررسی این روند و پیامدها با مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا گفتوگو کردهایم:
بعد از برگزیت انتظار میرفت حرب حاکم محافظهکار دستخوش تغییر شود. اگرچه دیوید کامرون خبر استعفای خود از مقام نخستوزیری را اعلام کرد؛ اما این تغییرات زیاد نبود. در مقابل شاهد آن هستیم که در حزب کارگر طوفان بهوجود آمده و حتی در رایگیری مخفیانه، جرمی کوربین رای عدم اعتماد گرفت. دلیل اینکه این همهپرسی حداقل در کوتاهمدت بیشتر روی حزب کارگر تاثیر گذاشته چیست؟
در جریان مبارزات تبلیغاتی برای خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، هر سه حزب عمده انگلستان یعنی حزب محافظهکار، حزب کارگر و حزب لیبرال دموکرات همگی از باقی ماندن انگلیس در اتحادیه اروپا حمایت میکردند. در جریان این تبلیغات بین محافظهکاران شکاف عمیق به وجود آمد و این اختلاف حتی در داخل کابینه کامرون نیز مشهود بود. در بدنه حزب کارگر نیز این انسجام وجود نداشت. نتایجی که از این همهپرسی منتشر شد نشان داد که حدود 37 درصد حامیان حزب کارگر از خروج انگلیس از اتحادیه اروپا حمایت کردهاند. طیف وسیعی از اقشار مختلف جامعه انگلیس در این همهپرسی شرکت کردند. به هر حال نتایج نشان داد طبقات حاشیهنشین، کارگران و حتی طبقات متوسط در مقایسه با سرمایهداران و طبقات متوسط رو به بالا، حمایت بیشتری از خروج انگلیس از اتحادیه اروپا کردند. به همین دلیل، پس از اعلام نتایج همهپرسی، آقای جرمی کوربین نیز تحت فشار برای کنارهگیری از رهبری حزب کارگر قرار گرفت. به هر حال کوربین تحت یک شرایط ویژهای به رهبری حزب کارگر رسید. در واقع این اتحادیههای کارگری بودند که در رسیدن کوربین به رهبری این حزب بیشترین اثر را داشتند. زمانی که این همهپرسی و نتایج آن خواسته رهبران اصلی حزب کارگر را تامین نکرد، آنها برای کنارهگیری به کوربین فشار آوردند زیرا بر این باور بودند که کوربین از تمام ظرفیتهای خود برای تبلیغات علیه برگزیت استفاده نکرد و رفتاری محافظهکارانه داشت.
با توجه به اینکه بین بدنه حزب کارگر یا همان حامیان پایین دست و رهبران آن در زمینه حمایت از کوربین اختلاف به وجود آمده است، آیا این حزب در ادامه بیشتر دچار دودستگی و اختلاف نمیشود؟
به نظر میرسد اکنون حزب محافظهکار بیشتر با شکاف روبهرو میشود. به همین دلیل رهبران این حزب در کنگره سالانه خود در مرداد رقابت سختی برای انتخاب نخستوزیر جدید خواهند داشت که علت اصلی آن همین نظرات متفاوت در مورد برگزیت است. در مورد حزب کارگر نیز باید گفت که جرمی کوربین از همان ابتدا با فشار ردههای بالای این حزب مواجه بود، اما چون بدنه حزب کارگر از او حمایت میکردند او توانست همچنان موقعیت خود را تثبیت کند. به نظر نمیرسد کوربین تحت این فشارها از رهبری حزب کنارهگیری کند. ضمن اینکه حزب کارگر اکنون از لحاظ محبوبیت، وضعیت مناسبی ندارد و تغییر کوربین در چنین شرایطی از سوی ردههای بالای این حزب به نفع آنها نخواهد بود.
به این مساله اشاره داشتید که محافظهکاران کار سختی برای انتخاب نخستوزیر بعدی انگلیس خواهند داشت. اکنون چند اسم مطرح شده که از آنها میتوان به بوریس جانسون، شهردار سابق لندن، ترزا می، وزیر کشور و جورج آزبورن، وزیر خزانهداری اشاره کرد. بین این افراد کدامیک شانس بیشتری برای پیروزی دارند؟
به دلیل همین شکافی که داخل حزب محافظهکار به وجود آمده، صفبندی بین نامزدهای این حزب برای نخستوزیری بسیار سخت شده است. جورج آزبورن رسما اعلام کرده نامزد این حزب نخواهد شد. در واقع اینکه چه شخصی برای مدیریت فرایند خروج انگلیس از اتحادیه اروپا انتخاب شود، برای اعضای این حزب بسیار سخت خواهد بود. بوریس جانسون که سابقه روزنامهنگاری دارد و پیشتر شهردار لندن بوده است، به نظر نمیرسد حمایت لازم در این حزب را برای پست نخستوزیری داشته باشد. اگرچه او تبلیغات و تظاهرات زیادی در رسانهها برای خودش دارد، اما در بین اعضای حزب محبوبیت زیادی ندارد. در این میان دو اسم دیگر مطرح است که عبارتند از: ترزا می، وزیر کشور و مایکل گوو وزیر دادگستری. این دو نفر از دو جناح متفاوت هستند. در حالیکه خانم میاز حامیان ماندن انگلیس در اتحادیه اروپا بود، گوو یکی از موافقان اصلی برگزیت به حساب میآمد. به هر حال پیشبینی اینکه چه شخصی جانشین کامرون خواهد شد کار بسیار دشواری است .
مسالهای که بعد از برگزیت به وجود آمد، این بود که در همهپرسی خروج برخی کشورهای بریتانیا مثل اسکاتلند و ایرلند شمالی رای بیشتری به ماندن داده بودند. حتی خود خانم نیکولا استروژن، نخستوزیر اسکاتلند گفت که مردم با این همهپرسی پیام روشنی را به رهبران انگلستان دادند. با این اوصاف احتمال جدا شدن این کشورها از خود انگلستان تا چه اندازه است؟
به هر حال سناریوهای متفاوتی درباره انگلیس پس از خروج از اتحادیه اروپا مطرح شده است. این سناریوها به این دلیل مطرح میشود که قطعیتی در مورد پیامدهای این خروج نه برای خود انگلیس و نه برای اتحادیه اروپا مشخص نیست. به هر حال سناریوی اینکه انگلیس پس از این همه پرسی با روند تجزیه مواجه خواهد بود در کنار دیگر سناریوها مطرح است. به هر حال اسکاتلندیها و مردم ایرلند شمالی سابقه گرایش و تمایل به جدایی از انگلیس را داشتهاند به طوریکه اخرین همهپرسی در سال 2014 برگزار شد که براساس آن اسکاتلند با اختلاف اندکی در داخل بریتانیا باقی ماند. در این میان شاهد آن بودیم که با همهپرسی برگزیت مردم این دو کشور (ایرلند شمالی و اسکاتلند) رای به باقی ماندن در اتحادیه اروپا دادند . این نشان میدهد که اگر همهپرسی دومی برگزار شود قطعا ملیگرایان اسکاتلند از جدایی از انگلستان حمایت میکنند. برای ایرلند شمالی هم این وضعیت صدق میکند. به هر حال با توجه به اینکه هنوز قطعیتی در مورد انگلیس و اتحادیه اروپا وجود ندارد، این احتمالات همچنان مطرح است.
با خروج انگلیس از این اتحادیه، چشمانداز این اتحادیه که خود را سازمانی منسجم معرفی میکرد چیست؟ به خصوص اینکه گروههای راست افراطی از هلند و فرانسه گرفته تا اتریش خواستار برگزاری چنین همهپرسیهایی شدهاند.
یکی از نگرانیهای عمدهای که هم پیش از همهپرسی انگلیس و هم بعد از آن با قطعیت بیشتری در سطح اروپا مطرح شد، دومینوی برگزاری همهپرسی خروج در دیگر کشورهای این اتحادیه است. در این میان خانم مارین لوپن، رهبر حزب جبهه ملی فرانسه و گرت ویلدرس، رهبر حزب راستگرای افراطی هلند چنین موضوعی را مطرح کردهاند. به هر حال همه اینها گمانهزنیها و نگرانیهایی است که در سطح رسانهها و دولتمردان اروپایی مطرح میشود. خانم مرکل در آخرین اظهارنظر خود در مورد تکرار همهپرسی دیگری در یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا اظهار نگرانی شدید کرد. به هر حال تردیدی در این وجود ندارد که خروج انگلیس از اتحادیه اروپا ضربهای بزرگ به اعتبار و پروژه همگرایی اروپایی زده است. خروج انگلیس از اتحادیه اروپا پیامد اولیهای دارد و آن این است که توسعه اروپا با سختی بیشتری همراه خواهد بود. فراموش نکنیم آنچه که در ابتدا زمزمه خروج انگلیس از اتحادیه اروپا را مطرح کرد، بحث مهاجرت بود. مهاجرانی که از دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای شغل و آموزش بهتر وارد انگلیس میشدند. این مساله فشار زیادی را به دولت انگلیس وارد میکرد. روند فزاینده این مهاجرتها به دلیل سطح اجتماعی متفاوتی بود که بین اعضای اتحادیه اروپا وجود داشت. کشورهای اروپایی به سه دسته بزرگ، متوسط و فرعی تقسیم میشوند. همین موارد باعث شده اتحادیه اروپا عملا نتواند بسیاری از این مشکلات را حل کند. همچنین بحران مالی که در یونان ایجاد شد و دیگر کشورهای اروپایی با آن مواجه شدند نتیجه این اختلاف سطح بین دولتهای اروپایی بود. آنچه که مشخص است این است که در حال حاضر پروژه توسعه اروپایی متوقف میشود یا حداقل با یک کندی بیشتری همراه خواهد بود. ضمن اینکه گرایشهای راست افراطی بیشتر خواهد شد و با توجه به مشکلات مالی و تهدیدهای تروریستی، این گروهها افکار عمومی را بیشتر به سمت خود جلب کنند از سوی دیگر دولتهای اروپایی پس از بحران اقتصادی سال 2008 به سمت اتخاذ سیاستهای ریاضتی و رقابتی کردن بازار رفتهاند و این بدین معنا است که شکاف در دیگر جوامع بیشتر میشود. نتیجه این شکاف قطعا افزایش گرایش به سمت احزاب و جریانهای راست افراطی خواهد بود.
بحثی که طی چند هفته اخیر در رسانههای داخلی مطرح شده این است که آیا برگزیت به نفع ایران است یا خیر؟
نمیتوان با قطعیت در این زمینه سخن گفت. آنهایی که میگویند این خروج به نفع ایران است به این قضیه اعتقاد دارند که رقابت انگلیس با اتحادیه اروپا به نفع ایران است. در واقع یکی از پیامدهای این خروج تضعیف اتحادیه اروپا است. به همین دلیل آنها بر این باورند که تضعیف این اتحادیه باعث میشود ایران مانور بیشتری برای روابط اقتصادی داشته باشد. همچنین با توجه به اینکه ایران میخواهد فرصت بیشتری در اروپا به دست آورد، این خروج به نفع آن خواهد بود. در مقابل عدهای هم خلاف این نظریه را دارند و معتقدند تضعیف اتحادیه اروپا به عنوان یک قطب اقتصادی و سیاسی به زیان ایران خواهد شد و انگلیس را به آمریکا نزدیکتر خواهد کرد.
حسین خلیلی / روزنامه نگار
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....