حلیلگری که کتاب «تروریسم، امنیت و حقوق بشر» از جمله آثار اوست.
آثار و نتایج خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در همین زمان اندک چه بوده است؟
عدم تعین و بیثباتی به امری معمول و رایج در قرن بیست و یکم تبدیل شده است. بعد از همهپرسی صورت گرفته در بریتانیا در روز 26 ژوئن بازارها هم در بریتانیا و هم در ایالات متحده آمریکا به ورطه عدم تعین و بیثباتی سقوط کرده است. ایالات متحده آمریکا در عرض یک روز 100میلیون دلار ضرر کرد. خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا به منزله محک و آزمونی برای بقیه جهان خواهد بود. در واقع خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا صرفا دارای آثار و تبعات مالی و حقوقی نیست و تبعات آن فراتر از این مباحث خواهد بود. به عبارت دیگر آثار و نتایج خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا پیامدهای سیاسی و دیپلماتیک نیز در کنار ظهور و بروز روابط جدید اقتصادی، تغییر موازنه قوا، و ظهور اشکال جدید ملی گرایی و رجحان ایدئولوژیهای بومی نسبت به ایدئولوژیهای بینالمللی خواهد شد.
خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا چه تبعاتی برای یکپارچگی این اتحادیه خواهد داشت؟
سوای این تبعات و پیامدها، این همهپرسی باعث تحریک نیروهای ملی گرا در نقاط مختلف اتحادیه اروپا خواهد شد تا تلاش و مبارزه خود را در مقابل یکپارچگی اتحادیه اروپا بیشتر کنند. البته این تلاشها و مبارزات بر ناتو و «عقلانیت بعد از جنگ سرد» نیز اثر خواهد گذاشت.
به نکته جالبی اشاره فرمودید. «برکسیت» چه تاثیری بر ناتو خواهد داشت؟
درخصوص تاثیر خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بر ناتو دو دیدگاه وجود دارد. یک دیدگاه معتقد است که ناتو بعد از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا تقویت خواهد شد چرا که به مکانی برای یکپارچگی واقعی اروپا تبدیل میشود. دیدگاه دیگر این است که اتحادیه اروپا در نتیجه این خروج سیاست خارجی و امنیتی مستقلتری را دنبال خواهد کرد که به طور بالقوه چالشی برای هژمونی ایالات متحده آمریکا در اتحادیه اروپاست. خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا همچنین باعث تجزیه و تفکیک پادشاهی بریتانیا خواهد شد و البته علاوه بر این موضوع این خروج باعث تقسیمات و انشعاباتی در خود اتحادیه اروپا نیز خواهد شد؛ انشعاباتی که مورد بهره برداری چین و روسیه نیز قرار خواهد گرفت. پیشبینی میشود که پادشاهی بریتانیا نخواهد توانست یکپارچگی خود را در صورتی که اسکاتلند و ایرلند شمالی از آن جدا شوند حفظ کند در حالی که آنها در اتحادیه اروپا باقی بمانند. اخیراً اسپانیا اعلام کرده که هرگونه تلاش ایرلند شمالی و اسکاتلند برای پیوستن به اتحادیه اروپا را مستقل از پادشاهی بریتانیا سد خواهند کرد و با این درخواست مخالفت خواهند کرد.
اتحادیه اروپا با چالشهای دیگری نیز مواجه بوده و هست. مهمترین این چالشها به نظر شما چیست؟
بله درست است. اتحادیه اروپا با چالشهای دیگری نیز مواجه است. از جمله این چالشها میتوان به بحران پناهجویان و موج پناهجویان از خاورمیانه و شمال آفریقا اشاره کرد. علاوه بر این اقتصاد نامعلوم و نامشخص یونان از چالشهای مهم دیگر اتحادیه اروپاست. همچنین نفوذ روسیه در شرق اوکراین از جمله چالشهای دیگر این اتحادیه است. چالشهای مذکور حتی در مقایسه با چالش خروج بریتانیا از اتحادیه، چالشهای مهمتر و بزرگتری هستند.
چرا طبقه کارگر و متوسط بریتانیا رای به خروج از اتحادیه دادند؟ موضوعی که به لحاظ سنتی کمی عجیب به نظر میرسد.
بله، یک پرسش مشروع دیگری که پرسیده میشود درخصوص چگونگی تاثیر جهانی شدن بر رایدهندگان بریتانیایی از طبقات کارگر و پایینتر از طبقه متوسط است که منجر به رای آنها مبنی بر خروج از اتحادیه اروپا شد. لندن شهری جهانوطنی است که شهردار آن یک مسلمان است با رایی قاطع به ماندن در اتحادیه رای دادند در حالی که مناطق دیگر رای به خروج از اتحادیه اروپا دادند. تحت این شرایط به نظر میرسد که بیگانه هراسی بایستی با بیرونقی طبقات میانه در ارتباط باشد. این پیشرفتها ممکن است به تقویت این دیدگاه منجر شود که بریتانیای کبیر به طور واقعی هنوز تفاوت و گوناگونی را میپذیرد.از منظری متفاوت برخی کارشناسان از جمله «جفری ساکس» (JeffreySachs) فاکتورهای مختلفی را بیان و مطرح کردهاند که از جمله این فاکتورها میتوان به جنگ طبقاتی ضمنی در اروپا اشاره کرد. همچنین از جمله فاکتورهای دیگر میتوان به موج فزاینده سیاستهای ضدمهاجرتی و اعتیاد آمریکایی به جنگ و تغییر رژیم به عنوان نارضایتی عمیق از نیروهای جهانی شده در سطح جهانی اشاره کرد. شکی وجود ندارد که بسیاری از مردم در بریتانیای کبیر شروع به بیگانگی و بیزاری از پیشرفتهای اقتصادی در اروپا خواهند کرد. همچنین احساس اینکه تماما در کنترل اتحادیه اروپا هستند تضعیف خواهد شد. این موضوع را میتوان جهت گیری بیشتر آنها به سمت ملی گرایی و راهحلهای بومی درخصوص حکمرانی و سیاست قلمداد و تفسیر کرد. در عین حال اقتصاد دانانی چون «بری ایچن گرین»(Barry Eichengreen) که استاد اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه برکلی کالیفرنیاست تصریح کرده است که بریتانیا در مقایسه با سایر کشورهای گروه 7 (7 کشور صنعتی) بیشترین کاهش بهرهوری اقتصادی را از اوایل دهه 90 میلادی به این سو تجربه کرده است. این موضوع منجر به کاهش شدید دستمزدها و استانداردهای زندگی شده است. این موضوع دلیل اصلی رأی طبقه کارگر به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بوده است.
با توجه به این نکته اما ما شاهد هستیم تمرکز اصلی استدلالها درخصوص خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا موضوع پناهجویان عنوان شده است...
بله. عصبانیت در خصوص موضوع مهاجرت و ناراحتی از حضور پناهجویان آنگونه که «ایچن گرین» استدلال میکند به عنوان مهمترین عامل رأی به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا مورد استناد قرار گرفته است. اما مهمترین دلیل و واقعی ترین دلیل درخصوص علت رای به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا رکود اقتصادی و نابرابری شایع و گسترده در بریتانیاست. در واقع الان موضوع مهاجرت سپر بلایی برای ناکارآمدی و قصور سیستم اقتصادی بریتانیاست و تمرکز و توجه به موضوع پناهجویان اذهان را از دلیل اصلی رای به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا دور کرده است.
در واقع الان موضوع پناهجویان و مساله مهاجرت به مردم به اشتباه خورانده شده و اکثر مردم دلیل اصلی رای به خروج از اتحادیه اروپا توسط بریتانیا را موضوع مهاجرت میدانند. اگر مقامات و رهبران بریتانیا دلیل واقعی رای مردم به خروج از اتحادیه را درک نکنند در این صورت شاهد سیاستهای معیوب و نادرست بیشتری در آینده خواهیم بود. تاکید و توجه به توسعه پایدار موضوعی است که بر طبقه کارگر بیش از جهانی شدن اثر خواهد گذاشت. اگر سیاستمداران اروپایی در درک صحیح و درست این دینامیسمها غفلت کنند، شاهد فرسایش و از بین رفتن نظم سیاسی اقتصادی اروپایی در سالهای آینده خواهیم بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم