در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1) شیوههای طرح انتقاد در رسانه
2) تاثیر انتقاد در بهبود وضعیت اجتماعی
و من فکر میکردم انتقاد یکجور تعبیر اجتماعی یا جامعهشناختی تعلیم یا آموزهای است اسلامی به نام امر به معروف و نهی از منکر که اگر جامع مثبت و وجوه منفی داشته باشد منصفانهتر به نظر میرسد و ممکن است با استقبال بیشتری مواجه شود گرچه ممکن است انتقادکننده در بعضی زمینهها با چندان نکته مثبتی روبهرو نباشد. در چنین صورتی باید پذیرفت که متنی که در آن زمینه با آن مواجهیم نیازمند ویرایشی اساسی در هر سه سطح علمی، ادبی و فنی است.
وجه دیگر دراین تامل وارسی سه ضلع انتقاد یعنی انتقادکننده، انتقاد و انتقادشونده است، چرا که اگر ظرفیتها و از طرفی آسیبها و آفتهای هر کدام از این سه ضلع محاسبه و به قول امروزیها مهندسی نشود کار لنگ خواهد زد.
از سویی انتقاد اگر صمیمانه و مصلحانه و به مفهوم واقعی و بیمرز نباشد نمیتواند به هدف اجابت برسد.
بدیهی است که انتقادکننده در مقام تخریب نام دیگری دارد! انتقادکننده باید در پی ساختن مبتنی بر معیارهای مقبول نظام مهندسی بر آمده از عقل جمعی نخبگان خیرخواه و دلسوز باشد. البته بعضی که چندان دلخوشی از انتقاد ندارند خیلی وقتها با قید «اگر پیشنهاد دارید بگویید» میخواهند مانع انتقاد شوند که حساب، حرف حساب ما از آنها جداست.
من فکر میکنم به انتقادگران امتحان پسداده چک سفیدامضا به رسم تقدیر نمیدهیم، لااقل از روی خوش مضایقه نکنیم.
به نظرم ـ که حالا مجال بسطش نیست ـ انتقاد، فرهنگی دارد که باید ساخته شود و ادبیاتی که با توجه به نوع انتقادگری موجود باید ویرایش شود. یکی از معیارهای بسیار ارزشمند در این زمینه هم پس از کلام خداوند و نبی مکرم و امیرالمومنین، سیره ائمه معطوف به سه ضلع بحث است. البته این وجوه نیز جای تامل دارد:
ـ نفرین و آفرین آدمها به قدر درک و دریافتشان میارزد، نه بیشتر.
ـ اگر بلد باشیم بهجا جاذبه و بهجا دافعه داشته باشیم، میشویم کسی که رفتارش به بنده خدا شباهت میبرد و:
پیش او یکی ست نوش با زهر
گر لطف نماید او و گر قهر
ـ مرز انتقاد با سیاهنمایی را بشناسیم و حفظ کنیم.
در مورد سوال دوم معتقد بوده و هستم که انتقاد نوعی تکثیر سازمانهای مدیریتی و نظارتی به تعداد افراد جامعه است.
انتقاد فراگیر و نه فردی، بازتاب افکار سالم و دستکاری نشده جمعی قابل اعتماد و استفاده است شاید اگر بپذیریم که انتقاد، مشارکت فعالانه همه اندامهای یک ارگانیسم برای زندگی کامل و پاینده و پویاست بهتر برگزارش کنیم.
ماندم، تا اینکه 5 دقیقه به پایان برنامه زنگ زدند و ۲ دقیقه خودشان صحبت کردند و فرصت نشد بپرسم به کجا چنین شتابان؟ یاد پرهیز دوستی افتادم که هر وقت رسانهای وقت مصاحبه میخواست احتراز میکرد و معتقد بود نباید وقت دوستان را گرفت!
محمدحسن صنعتی / کارشناس رسانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: