در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم مستند «زمانی برای بودن» به کارگردانی علی شاهیده به پنج نفر از کسانی میپردازد که با پیوند عضو به زندگی عادی بازگشتهاند و هماکنون عضو تیم ملی پیوند اعضا در رشتههای دوومیدانی و شنا هستند و تبدیل به قهرمانان ملی شدهاند. این مستند از دو منظر قابل بررسی و واکاوی است.
موضوع این فیلم به یکی از مسائل مبتلابه جامعه میپردازد. با توجه به گسترش روزافزون شهرنشینی و سبک غلط زندگی، بیماریهای خاص و نیاز به پیوند مانند پیوند کلیه در حال افزایش است و البته تمام افرادی که در این فیلم حضور دارند در کودکی یا نوجوانی دچار این بیماریها شدهاند، اما این موضوع میتواند یک هشدار جدی برای همگان باشد تا نوع زندگی خود را اصلاح کنند. نکته جالب در دو سه مورد از این افراد، پیوند کلیه توسط پدر، مادر و برادر به بیمار است که علاوه بر ایجاد یک فضای عاطفی، حیرت و شگفتی مخاطب را برمیانگیزد. به عنوان مثال در یکی از موارد هر چهار برادر جوان بیمار میخواهند کلیه خود را اهدا کنند که نهایتا قرعه به برادری میخورد که جوانتر است و البته مجرد و این اوج همگرایی یک خانواده در مواقع بحرانی است. بدون تردید مهمترین هدفگذاری فیلمساز به لحاظ مضمونی هم نمایش همین امید به زندگی و حس مبارزه کسانی است که پس از یک بیماری سخت نه فقط به زندگی عادی بازمیگردند بلکه تبدیل به یک ورزشکار حرفهای میشوند. این پروسه حیرتانگیز و طولانی مسلما نیاز به ارادهای قوی و عزمی جزم داد که در صحبتهای تکتک این شخصیتها نمایان است و باعث میشود بیننده دارای شناختی جدی از ظرفیتهای خود به عنوان انسان شود.
ساختار مستند زمانی برای بودن باوجود صمیمیت لحن و روایت، تخت و تکخطی است و از همان شیوههای مرسوم مستندهای این چنینی استفاده میکند که بر مبنای گفتوگو با سوژه و اطرافیانش طراحی شده است. این شیوه البته باعث ارتباط مستقیم مخاطب با موضوع میشود و بدون واسطه قصه پیش میرود، اما در زمان نسبتا طولانی باعث افت ریتم و کاهش همراهی مخاطب خواهد شد. نکته دیگر در این مستند، این نکته است که به زمینههای علمی پیوند اعضا و اتفاقات پس از آن پرداخته نشده و صرفا در حد یکی دو جمله گذرا باقی میماند. باید توجه داشت این گونه بیماران شرایط بسیار خاصی دارند و این گونه فیلمها میتواند به مخاطب اطلاعات لازم را ارائه کند.
نکته دوم این که این فیلم میتوانست با پرداخت بیشتر به ورزش حرفهای این افراد هیجان بیشتری در روایت خود ایجاد کند. در حال حاضر میزان لحظههای این چنینی کافی نیست و بیشتر فیلمساز علاقه داشته روی بعد عاطفی قصه و داستانهای مربوط به بیماری آنها تاکید داشته باشد در حالی که روح فیلم به زندگی کنونی آنها و تلاششان برای پیشرفت ارجاع داشته و این تناقض در ساختار فیلم وجود دارد. تصویر برداری فیلم هم تا حد زیادی به گزارشهای خبری شباهت دارد و در سطح موضوع و حتی کارگردانی قرار ندارد. زمانی برای بودن باوجود نقاط ضعف فراوانش تلاشی صمیمانه برای پرداخت به موضوعی است که همواره با بیتفاوتی از کنار آن میگذریم و در مقابل سلامتی خود و اطرافیانمان سهل انگار هستیم. این گونه افراد با اراده قوی و البته تجربه سخت دوران بیماری میتوانند الگوهای مناسبی برای دیگر افراد جامعه بخصوص نسل جوان باشند که با کوچکترین مشکل دچار یاس و تردید میشوند.
پیوند اعضا و اهدای عضو جزو تجربههایی است که انسان تا در مقام تجربه آن قرار نگیرد، نمیتواند درک درستی از آن داشته باشد، اما حداقل میتواند با دیدن این انسانهای با اراده امیدوار باقی بماند. امید به توانایی بینظیر بشری که اگر در محنت دیگران بیغم باشد نمیتوان نامش را آدمی نهاد.
بهرنگ ملکمحمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: