متاسفانه این مساله در سینمای کودک و نوجوان هم موضوعیت دارد و باعث کمکاری من و دیگر فیلمسازان این عرصه در این سالها شده است. چه تهیهکننده دولتی و چه تهیهکننده بخش خصوصی روی فیلمنامهها اعمال نظر میکنند و دوست دارند وقتی سرمایهگذاری میکنند، نتیجه آن را در اثر نهایی ببینند. البته بویژه بخش خصوصی هم در این زمینه حق دارد، چون سرمایهای را آورده و میخواهد بازگشت سرمایه وجود داشته باشد. این باعث میشود فضا به سمت تولید فیلمهای تجاری برود. این همچنین خواست سینماداران هم است تا صندلیهای سینما خالی نباشد. بجز اینها ممیزیها هم به یک اثر آسیب وارد میکند و به بافت درام ضربه میزند. در این میان فیلمسازانی مثل من که همواره سعی کردهاند فیلمهایی عمیقتر در زمینه سینمای کودک و نوجوان بسازند و میخواهند این راه را ادامه دهند، کار سختی در پیش دارند و همیشه اشکالاتی به آنها خواهند گرفت و ما همواره در معرض اعمال نظرات و سلیقهها روی فیلمنامههایمان هستیم. این موارد باعث میشود ما فیلمسازان سینمای کودک و نوجوان نتوانیم آنطور که باید به جلو برویم. باج دادن به ذائقه مخاطب و تن دادن به هر نظر و سلیقهای کار من و امثال من نیست و کار کسانی است که توانایی آن را داشته باشند. نتیجه ایجاد یک رکود ناخواستهای در فیلمسازی کودک و نوجوان میشود که چند سالی است، شاهد آن هستیم.
* زمانی از سوی منتقدان و نظریهپردازان سینمای کودک و نوجوان یک دستهبندی درباره تولیدات این سینما صورت گرفته بود و فیلمها را به «برای کودک» و «درباره کودک» تقسیم میکردند، اما الان در هر دو عرصه وضعیت نگرانکنندهای وجود دارد و با رکود تولید و اکران روبهروییم. دلیلش این است که از سالها قبل به ژانر کودک و نوجوان بیتوجهی شده و هیچ چشمانداز و آیندهنگری در این مورد وجود نداشت. متاسفانه این روند اشتباه در سالهای بعدی و در سیاست مدیران سینمایی ادامه پیدا کرد و به امروز رسیده است. به دلیل عدم حمایت از فیلمسازان سینمای کودک و نوجوان در همه این سالها، هیچ میل و انگیزهای برای تولید نمانده است. حتی در بخش بدنه و تجاری سینمای کودک (برای کودک) هم اتفاق خوبی نمیافتد و تهیهکنندهها و سرمایهگذاران با روی خوشی از فیلمنامهها استقبال نمیکنند. وقتی تولید مناسب و جذابی در سینمای کودک و نوجوان وجود ندارد، طبیعی است که اکران مناسبی هم در کار نخواهد بود، در حالیکه در گذشته به دلیل تولیدات انبوه که آثار موفقی هم میان آنها بود، سینماهای مخصوصی هم برای نمایش این فیلمها وجود داشت و بچهها از آن استفاده میکردند. بچهها و مردم به دلیل این وضعیت با سینمای کودک و نوجوان قهر کردهاند، درحالیکه باید با راهکارهایی حمایتی و تشویقی و ساخت فیلمهایی مناسب، مخاطبان را با سینمای کودک و نوجوان آشتی داد. دولت و بخشهای فرهنگی و سینمایی باید به نیاز کودکان و نوجوانان توجه کنند تا سینمای پرظرفیت کودک و نوجوان به فراموشی سپرده نشود. ما فیلمسازان توانا و مستعدی داریم و فیلمنامههای خوبی هم در این زمینه وجود دارد، اما فقط باید از این آثار و کارگردانها با سرمایهگذاری برای تولید حمایت کرد، حمایت و حمایت.
ابراهیم فروزش
نویسنده و کارگردان سینما
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم