آنهایی که فیلم «محمدرسولالله (ص)» را دیدهاند، میدانند که لوکیشن این برنامه معنوی، همان کعبهای است که برای اثر مجید مجیدی ساخته شده، اما دیدن این اجرا ما را به این پرسش مهم میرساند که آیا سهم این لوکیشن و شهرک سینمایی عظیم پیامبر اعظم(ص) ضبط برنامه یک گروه تواشیح است؟ آیا شهرکی که با بودجهای بیش از 14 میلیارد تومان ساخته شده و ماهانه صدمیلیون تومان، هزینه تعمیر و نگهداری آن میشود و قرار بود پس از ساخت فیلم مجیدی، کارکرد داخلی و خارجی داشته باشد و گروههای فیلمسازی با ساخت فیلمهایی درباره تاریخ صدر اسلام و زندگی ائمه معصومین، قرائتی صحیح از دنیای اسلام داشته باشند، نباید در این مدت دوساله به برنامهای برای برگشت سرمایه و سودآوری فکر کنند؟ درشرایطی که کشورهای پیشرفته و صاحب سینما استفاده بهینهای از شهرکهای سینمایی میکنند و بخوبی از دکورها و ابزار صحنهها بهره میبرند و با اندیشهای اقتصادی، سرمایهاندوزی میکنند، سینمای ما اعتنایی به این قضیه نمیکند و در شرایطی که توجه به اقتصاد مقاومتی و صرفهجویی در همه زمینهها ازجمله سینما ضروری است، ماهانه و سالانه مبالغ گزافی را بی هیچ مهاری، هدر میدهیم و اسراف میکنیم، بیآنکه حتی به درصدی از نیات و مقاصد مضمونی و اقتصادی خود رسیده باشیم. جمال شورجه و شفیع آقامحمدیان، دو کارگردان سینمای ایران در گفتوگو با جامجم، از این سوخت و هدررفت سرمایه و بلاتکلیفی فرصتهای عظیمی چون شهرک سینمایی پیامبر اعظم(ص) و دیگر مکانهای سینمایی باظرفیت میگویند و اشارههایی نیز به راهکارهای مدیریت صحیح این فضاها دارند.
سوءمدیریت نهادهای فرهنگی
جمال شورجه - نویسنده و کارگردان سینما: حقیقتا من نه از کم و کیف وضعیت فعلی شهرک سینمایی پیامبر اعظم(ص) اطلاع دارم و نه آنجا را دیدهام، اما باید مدیریت این مجموعه راهکارهایی برای استفاده از این فضا داشته باشد؛ از جمله جذب بازدیدکننده داخلی و توریست از کشورهای خارجی که بتوانند بهصورت هفتگی یا ماهانه از این لوکیشنها دیدن کنند. ما به اتفاق زندهیاد سلحشور، چند سال پیش در مجاورت شهرک سینمایی دفاع مقدس، شهرکی برای فیلمبرداری سریال «یوسف پیامبر» ساختیم و تا آنجا که اطلاع دارم، هنوز بازدیدکننده دارد و از نواحی و سازمانهای مختلف برای بازدید به آنجا میروند. مردم در این بازدیدها، بخشهایی از قصه سریال «یوسف پیامبر» را در ذهن مرور میکنند و صحنهها برایشان تداعی میشود. ضمن اینکه این بازدید فرصتی را هم برای نمایش و خواندن آیاتی از قرآن مجید فراهم میکند که به نوعی مکمل قصد و نیت سازندگان اثر هم برای اشاعه مفاهیم آسمانی است. بجز این، از این شهرک برای ساخت فیلم و سریالهای دیگری هم استفاده میشود. بنابراین انتظار میرود که این استفادهها درباره شهرک سینمایی پیامبر اعظم(ص) هم اتفاق بیفتد. یعنی هم فیلمهای دیگری در این مجموعه تولید شود و هم این فضا مورداستفاده بازدیدکنندههای داخلی و خارجی قرار بگیرد. ولی اگر این اتفاق نمیافتد، به سطح تلاش و فعالیتهای آن نهاد و میزان تبلیغات برمیگردد. چند سال قبل به یک شهرک سینمایی در تایلند رفتیم که روزانه میزبان حدود ده هزار نفر بود و بازدیدکنندهها هم از تمام دکورهای سینمایی دیدن میکردند و هم با بهترین امکانات از آنها پذیرایی میشد. اما متاسفانه در اینجا به دلیل سوءمدیریت نهادهای فرهنگی مختلف، استفاده مناسبی از این فضاها نمیشود و حتی به دلیل بیتوجهی، بسیاری از تاسیسات و دکورها، مستهلک میشود. دوستان مدیر باید نگاهشان را عوض کنند و از این فرصتها براحتی نگذرند. آنها حتی اگر نگاه هنری هم نداشته باشند و فقط دنبال نگاه اقتصادی باشند، باز با یک مساله برد ـ برد مواجهیم، ضمن اینکه برای فیلمسازان ما هم باید شرایط مناسبی فراهم شود تا بتوانند در این مجموعهها کار کنند و باید فیلمنامههای خوبی براساس این لوکیشنها به آنها سفارش داد، اما چون مسئولان فرهنگی ما اصلا دغدغه فرهنگی ندارند، آن اتفاق مثبتی که باید رخ نمیدهد.
اقتصاد سینما؛ تعطیل
شفیع آقامحمدیان - نویسنده و کارگردان سینما و مدیرعامل سابق مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی: متاسفانه سینمای ما پویا نیست و طیف ژانری فراوانی را در آن شاهد نیستیم. یعنی به این شکل نیست که سالی مثلا چند فیلم در زمینه تاریخ صدر اسلام در آن تولید شود که نیاز به استفاده از شهرکهای سینمایی نظیر پیامبر اعظم(ص) باشد. عمده فیلمهای ما آپارتمانی و منحصر به خیابان و اتوبان است، در چنین شرایطی نمیتوانیم انتظار داشته باشیم دکورهای تاریخی مدام مورد استفاده بهینه قرار بگیرد. تنها راه این ماجرا و خروج از رکود، ارتباط با فیلمسازان و تهیهکنندگان خارجی است. مثلا چند سال پیش و برای حضور در جشنوارهای سینمایی، به کشور تونس رفتیم و فرصتی پیش آمد تا از یک شهرک سینمایی بازدید کنیم. همان روزی که ما رفته بودیم، دو گروه فیلمسازی هم از کشورهای اروپایی برای تولید فیلم و سریال در آنجا حضور داشتند. در واقع کشورهای صاحب سینما برای ساخت آثاری مربوط به دوران قدیم نیاز به اقلیمهایی در شرق دارند و اگر کشورهایی در این مناطق باشند که امکانات و فضاهای سینمایی داشته باشند، فیلمسازان حرفهای جهان راغب به همکاری میشوند. اگر ما چنین نگاهی داشته باشیم، شهرکهای سینمایی بلاتکلیف نخواهند بود و سرمایهگذاری خوبی هم اتفاق میافتد. اما متاسفانه ما هیچ وقت به اقتصاد سینما فکر نکردیم و برایمان اهمیتی ندارد. در حالیکه سینما منهای اقتصاد ضربهپذیر است. شهرکهای سینمایی و بهرهبرداری از آن و ارتباط با فیلمسازان خارجی برای ساخت فیلم و سریال، یکی از مهمترین مصداقهایی است که به اقتصاد سینما معنا میدهد. بانیان سینما و نهادهایی چون رسانه ملی، وزارت ارشاد و حوزه هنری باید دراین زمینه اقداماتی اساسی انجام دهند و بیشتر از اینها به فکر اقتصاد سینما و برگشت سرمایه باشند. ضمن اینکه این معضل مورد بحث فقط هم مربوط به شهرک سینمایی پیامبر اعظم(ص) نیست و دیگر شهرکهای سینمایی موجود هم وضع بهتری ندارند. همیشه یکی دو فیلم و سریال آنجا تولید میشود و بعد هم مدتی افرادی از آن بازدید میکنند، اما به مرور همه چیز رها و فراموش میشود و به مرحله استهلاک میرسد و از بین میرود. فقط در این میان تا اندازهای شهرک سینمایی غزالی هنوز سرپاست و گاهی فیلم و سریالی در آن ساخته میشود که این هم مثل یک تک مضراب است و در کلیت چندان به چشم نمیآید. به نظرم بهجای این همه کلاس کارگردانی، باید کارگاهایی درباره اقتصاد سینما برای سینماگران برگزار شود. گر این اتفاق بیفتد، میتوانیم امیدوار باشیم در سالهای آینده اقتصاد سینما برای ما بدرستی تعریف شود تا از ظرفیتهای کسب سرمایهای چون شهرکهای سینمایی درست استفاده کنیم.
علی رستگار - فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم