در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قشقاییها مردمی با غرورند که از اصالتشان کوتاه نمیآیند. مردمی که بجز تفنگ و اسب، هنرشناسان خبرهای هم هستند. چشمانشان استادِ رنگشناسی و سرپنجهشان هنرورزانی مادرزاد و امروز به دلیل ثبت برخی از آئینشان در عرصه میراث معنوی (ناملموس) کشور، به خود افتخار میکنند.
«کوچیدن»، واژهای است که بعد از «طایفه دانی» بهتر از هر چیز میدانند و با آن که ترکزبان هستند ولی زبان فارسی را هم بینقص صحبت میکنند. کوچندگان هنرمند و وفادار به اصالت، سال هاست که نظر گردشگران داخلی و خارجی را به خود جلب کردهاند و به اندازهای برای آنان جذابیت دارند که بسیاری از توریستهای خارجی بویژه از کشورهای اروپایی حضور و زندگی چند روزه با این مردم را به حضور در شهرهای دیگر کشور، ترجیح میدهند.
برای این عده که جان زندگی را سفر میکنند، تماشای دستان یک زن قشقایی در حال بافت قالی، جذابیتی دارد که تور چند روزه گردشگری شهری، خالی از آن جاذبه است. تماشای دامنهای چیندار و رنگارنگ چندلایه که گاهی تعدادشان به 14 لایه میرسد! زیورهای بینظیری که جز طلا، چون از گل و ادویه ساخته شدهاند بوی عطر میدهند، لمیدن در سایه سیاه چادری که بوی بُز میدهد و رویاییتر از هتلی چندستاره است. تماشای چیقهای رنگی (دیوارهای نئین اطراف چادر) که طرحهای بینظیرش بارها برتر از ستونهای خشک بناهای آهنی و سیمانی است حال عجیبی دارد. چه برسد به قالی آنها. زیراندازی تمامعیار که تمام دنیا شیفته رنگ و طرح و اصالتش هستند و از نظر ارزشمندی بسیار رتبه ممتازی دارد.
حتی چمدان قشقاییها هم چمدانی منحصربهفرد است! قشقاییها چمدانشان را میبافند. چمدان ایل قشقایی به زیبایی دشتی است که در آن زندگی میکنند و شاید به زیبایی خودشان که همگی بلندبالا و خوشصورت هستند!
زیبایی قالی آنها نیز به اندازهای چشمگیر است که رقیب و نظیر نداشته است. زیبایی نقشها، ظرافت گرهها، چشمگیری و پایداری رنگها و بیش از همه حالت خیالانگیز و مرموز بافتهها، همه حکایت از قدمت و تاریخ دارد.
سابقه فرشبافی در ایل قشقایی
قدمت دستبافهای قشقایی به تاریخ ایل و قومیت آنها برمیگردد. چون اغلب نقشهای آنان الهام از ایران باستان دارد، میتوان گفت ریشه این هنر در فلسفه وجودی آنهاست. دکتر منوچهر کیانی محقق و نویسنده، معتقد است: بافندگان ایل قشقایی به تائید و گواهی محققان، در گذشته سرآمد بافندگان ایران و جهان بوده اند و نقشپردازی خیالی و ظرافت بافت و رنگآمیزی زنان چیرهدست، نام ایل قشقایی را در تاریخ تمدن دنیا ثبت کرده است. در هر حال صنعت فرشبافی این ایل پس از سایر دستبافهای آنان سابقهای قابل توجه دارد و در سالیان دراز، از نقش و نگارههای اختصاصی گاهی هم با سبکهای خاص غیرایلی آمیخته شده است. به طور کلی سابقه فرش در ایل قشقایی را باید به دوران یکپارچگی آنها در ایران یعنی حدود 300 سال قبل ارتباط داد. اگرچه قبل از این تاریخ هم از هر گوشه و دیاری که آمده باشند سابقهای از این هنر و صنعت در ذهن داشتهاند، اما بافتههای نفیس و ماندگارشان که هماکنون در موزهها دیده میشوند بیش از سه قرن قدمت ندارند.
از پشم تا فرش
زیبایی و اصالت دستبافهای قشقایی، مدیون ذوق و سلیقه زنان هنرمند ایل در تهیه و تدارک مواد اولیه، نوع الیافی که به کار میبرند و صدالبته آدابی است که از نخستین تا آخرین مرحله رعایتش میکنند، آداب دامشویی، پشم چینی، رشته کردن، ریستن، تابیدن، رنگآمیزی و بالاخره بافتن.
دامشویی
برای شستن دامها روز معینی را در نظر گرفته میشود. با کمک دوستان و نزدیکان، گوسفندان را به ساحل رودخانه میبرند و در محلی به نسبت عمیق، آنها را به آب میریزند تا مدتی در آب بمانند و کاملا خیس شوند تا کودهای چسبیده به پشمشان براحتی جدا شود.
پشمچینی
مراسم پشمچینی از اوایل اسفند لغایت آخر اردیبهشت انجام میگیرد. برای سلامت گوسفندان در برابر سرما و گرما، قبل و بعد از این تاریخ هرگز این کار انجام نمیشود.
رشته کردن
پس از شستوشو و چیدن، پشمها با وجودی که تمیز هستند ولی به دلیل فشردگی و پیچیدگی تارها دارای گرد و خاک بوده و برای ریسدن مناسب نیستند، بنابراین باید مثل پنبه، حلاجی شوند که به این کار، «دیدماق» میگویند و مراسمی دارد که در آن تعدادی از دختر بچهها در گوشهای از سیاهچادر یا خارج از چادر، پشمها را پهن میکنند و رنگها را از هم جدا میکنند. سپس آنها را لوله کرده و لولهها را به شکل کلاف درمیآورند.
ریسیدن
پشمریسی در این ایل، وظیفه زنان و دختران است و نیاز به تمرین بسیار زیادی دارد. زنان، گاهی نخهایی میریسند که به ضخامت مو نزدیک است. این کار جذاب را علاوه بر اوقات بیکاری، هنگام کوچ، در حال راهپیمایی و حتی در زمانی که سوار بر چهارپایانشان هستند، انجام میدهند!
تابیدن
پشمها (خامههای) ریسیده شده جهت استقامت بیشتر و نیز برای مصرف تار در بافتهها، به هم تابیده میشوند. تابیدن خامه به وسیله دستگاه سادهای که دوک میگویند، انجام میگیرد.
رنگآمیزی (رنگرزی)
زنان برای رنگ قالی از گیاهان صحرایی و بعضی از موادی که در رنگرزی محلی به کار میرود، استفاده میکنند و معتقدند که این رنگها بادوامتر و درخشانتر است. روناس، پرکاربردترین مادهای است که به دلیل هویت قرمزرنگ فرش قشقایی مورد استفاده قرار میگیرد و پوست انار و گردو و گیاهان زرد رنگ و برگ توت از دیگر مواد اولیه رنگرزی آنهاست.
بافتن
از گستردن دارهای افقی بر زمین و چلهکشی پرزحمت که بگذریم، نوبت طرحهای زیبای عشایر میرسد که تحت هیچ شرایطی قرینه نیستند و اغلب به شیوهای ذهنی بافته میشوند. بافتن به اندازهای در این ایل عادی به نظر میرسد که انگار حرکت تند انگشتان زنان و دختران ایل به طور مادرزاد در وجودشان قرار گرفته است.
ویژگیهای فرش قشقایی
دستبافهای قشقایی نماینده سرگذشت، فلسفه و هنر آنهاست. زن قالیباف قشقایی نقاش نیست، اما نقاش احساس خود از طبیعت است. او به شکلهای هندسی دلبستگی ندارد و در طول چند قرن سابقه تاریخی و هنریاش از قرینهسازی خط و خطوط مستقیم و عمود برهم فراری بوده و هست. او عاشق پیچ و خمها و ناشناختههاست و بیش از هر چیز صبر و سختکوشیاش را میبافد.
حسن مقیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: